من موندم به ایناییکه تو این موقعیت دردناک حادثه ساختمون پلاسکو، میان جلو دوربین و الکی مشغول صحبت با گوشی میشن و به موهاشون دست میکشن ولبخند میزنن و دست تو دماغشون میکنن ، چی بگم؟
میخواین چی بگین مثلا؟؟؟؟
@ننه عباس · ۳۵۴ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۹ رأی)
من موندم به ایناییکه تو این موقعیت دردناک حادثه ساختمون پلاسکو، میان جلو دوربین و الکی مشغول صحبت با گوشی میشن و به موهاشون دست میکشن ولبخند میزنن و دست تو دماغشون میکنن ، چی بگم؟
میخواین چی بگین مثلا؟؟؟؟
امروز به یاد قدیما، وقتی پسرم از مدرسه برگشت خونه، گفتم : کلاغه خبر اورد امروز چه اتفاقی افتاده تو مدرسه!
در کمال ناباوری دیدم اعتراف کرد که دعوا کرده!!!!
اونجا بود که فهمیدم چیزی از ارزشامون کم نشده!!!!!
مردم دندونشونو موش میخوره
من، لنگه پوتین خوشگلمو!!!
میگما!
یه وقت زشت نباشه چن ساله میشنویم میگن گنجشکها با سرو صدای خود صبحی دیگر را نوید میدهند....عاشق باش ، عاشقی کن صبحی دیگر را ، طلوعی دیگررا......
اونوقت من مدتیه صبح ها دزدکی نگاشون میکن�
از ترس اون شاهین بزرگه که اومده رو درخت دارن سروصدا راه میندازن!!!!
شاهین جون! نوووووش جووووونت!!!
اعتراف میکنم هروقت مهران مدیری به مهموناش میگه: ما همه چیو میدونی�
مو به تنم سیخ میشه ، یاد شب اول قبر و نکیرو منکر میفت�
کلا برنامش معنویه!!!!
اعتراف میکنم تو خونه ما هرچیو که نشه خورد، سرخش نمیکنم بذارم تو فریزر!
بلکه خشکش میکنم، اسیابش میکنم وقتی دیگه قابل شناسایی نبود میریزم تو غذا!!!!!!
خواهشأ مسئولین رسیدگی نکنن لطفا
والااااااا
عکس شناسنامم کم بود،
کارت ملی جدیدمم بهش اضافه شد
فانتزی من اینه که باچشمای خودم ببینم این خط سفید وسط جاده رو چیجوری میکشن!!!!
قسمت اخر ماه وپلنگه
همشو ندید�
فقط میدونم قضیه خیانته
به یاد تموم خیانتایی که دیدم.......
استخونام بخاطر امپولی که زدم به شدت درد مبکنه
شایدم درد خیانتا بیشترش کرده
تو تبلیغات تلگرام همچین میگه،"
جمعه عروسیمون بود و من هیچ تجربه ای نداشتم، که انگار ما........
درمورد ما چی فک کردن واقعأ!!!!!!!!!
یا عباس!
کاش بجای اون لشکری که تورا دوره کرده بود
من
دور تو میگشتم.........
دیدن بعضی رنگا حال آدمو خوب میکنه
مث همین صفحه بنفش فورجوک :)
اپاندیس غصه هام ترکیده
عفونت تا گلوم رسیده
دیگه لال میشم.....
بچه ها ااااااا
شما یادتون نمیاد، چن سال پیش یه سریال نشون میداد به اسم زمانه!!!!
بنده خدا ارغوان سه بار ازدواج کرد بچه دار نشد!!!
ببخشید الان افتاد
براش دعا کنید00
یه معذرت خواهی بزرگ به بچه هام بدهکارم، بخاطر اشتباهی که سالها پیش مرتکب شدم و باباششونو مرد زندگیم تصور کردم...... ..
یه سوال ذهنمو بدجور درگیر کرده
اینایی که تو فیلما میزنن آینه و لیوان میشکونن، کی جمش میکنه؟
یا عکسایی که پاره میکنن میریزن وسط خونه؟
والا
یکی از فانتزیام اینه که خیلی دوس دارم یه روز مث قدیما، پستچی بیاد و برام یه نامه بیاره....... منم غافلگیر شم.......
من مطمئنم میاد
حالا ببین کی گفتم؟؟؟؟
یه لحظه
بله ،پستچی اومده
خیلی غافلگیرشدم، فک نمیکردم به این زودی ارزوم براورده شه
(احضاریه دادگاهه)(´⊙ω⊙`)
میگم یه وقت زشت نباشه، یه مانتو واس خودم دوختم، قیمت پارچش شده15 هزار تومن،
اونوقت یه تور واسه خوشگلی دورش گرفتم شده 24هزار تومن!!!!!!
یه روز که دخترم خواب بود، خواستم یه چی بذارم تو کمدش، همینکه در کمدو باز کردم چشمتون روز بد نبینه همه لباساش ریخت بیرون(ازبس که مرتب و تمیزه قربونش بره مامانش) منم نشستم همه رو مرتب کردم واسش و منتظر بودم گل دخترم از خواب بیدار شه کمدشو ببینه و ازم تشکر کنه
اتفاقا از خواب بیدارشد
رفت سراغ کمدش
جیغ زد: واااای کی کمد منو مرتب کرده؟
منم منتظر تشکربودم که گفت: حالا من چیجوری لباسامو پیداکنم!!!!
من دیگه اون مامان سابق نشدم
افتاده ام میان دو خط،:
ماندنم درد دارد......
رفتنم توان میخواهد
ومن توان درد ندارم.......