م

مصطفی

@Z MOSTAFA · ۰ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۱ رأی)

O
ONLY Z ۱۰ سال پیش
پیام

فریبرز عرب نیا:
امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین..

O
ONLY Z ۱۰ سال پیش
پیام

طاهره: این کفشا تو رو یاد چی میندازه ؟
دوست طاهره: هنوز اینارو داری ؟!
طاهره: آره
دوست طاهره :چقدر جنس خوب بهت دادم... ببین نوی نو مونده !...
طاهره :بیخود شلوغش نکن... ربطی به جنس کفش تو نداره... "منم که جایی ندارم برم" !...
فیلم (به همین سادگی)

O
ONLY Z ۱۰ سال پیش
پیام

فریبا کوثری :
تفـاوت من با دخترانـــــے چون خودم در این بود:
ڪه آنها سالها در پـــے شوهر بودند و من درپــــے همسفــــر!
آنها همبالین میخواستند و من همــراه!
من بـﮧ دنبال مـرامـــے بودم ڪه مـریدش باشم!
مـرامــــے ڪه نشانش حب علــــے ست

O
ONLY Z ۱۰ سال پیش
جوک

داشتم ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﯿﻮﻣﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ
.
ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺤﺘﺮﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :
.
.
.
.
ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻣﯿﺸﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﯾﻪ ﻣﻮﺷﮏ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﻭﺭﺗﺮ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪﻭ ﺻﺎﻑ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﯽ ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ سوراخه کاسه توالت رو تشخیص بدن.

O
ONLY Z ۱۱ سال پیش
جوک

وﻗﺘﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭘﻮﻝ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﺪﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻧﮕﺮﻓﺖ !!
ﮔﻔﺖ ﻣﺤﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ،ﻣﮕﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
ﮔﻔﺖ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ پسرم ﺍﺯ هم گروهی های ﺷﻤﺎﺱ
.
.
.
.
ﭘﺴﺘﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺁﻭﺭﺩﻩ . . .
ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻫﺴﺘﻢ!

O
ONLY Z ۱۱ سال پیش
جوک

بابام واسه افطار رفته بود شیر بیاره بخوریم دیدم
برگشتنی دو پاکت سیگار آورده
بهش گفتم پدر من این چیه ؟
گفت: رفتم مغازه تا خواستم شیر رو بیارم
یه دختر اومد گفت: یه پاکت سیگار میخوا�
منم روم نشد با این سنم شیر بیارم مجبور شدم دو پاکت سیگار بیارم.