دقت کردین بعضیا یه جوری دماغشونو فین میکنن میگی
الانه که کشکک زانوشون از دماغشون بزنه بیرون ... !!!
خوب یکم آروم تر باهاش که دعوا نداری ... ؟؟؟
@علی چاوشی · ۶۷ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۹ رأی)
دقت کردین بعضیا یه جوری دماغشونو فین میکنن میگی
الانه که کشکک زانوشون از دماغشون بزنه بیرون ... !!!
خوب یکم آروم تر باهاش که دعوا نداری ... ؟؟؟
گشتم نبود ...
.
.
.
.
.
.
.
بگرد برام پیداش کن مامان ... !!!
اسم داداشای اوباما ...
او با ما
او با اونا
این با ما
این با اونا
.
البته یه خواهرم دارن که هنوز معلوم نیست با کیه ... !!!
یکی از تفریحات سالمم ( ضایعم ) اینه که
توراه رفت وبرگشت به خونه اگه یه مرد و یه زن ببینم سوار میکن�
بعد موقعی که میخوان کرایه بدن ، سرمو میندازم پایین و با جدیت میگم:
بفرمایید من کرایه نمیگیرم فقط برام دعا کنین
اونایم همینجوری نگام میکنن و میگن نه آقا کرایتونو بردارین
من : نه بفرمایید به سلامت فقط برام دعا کنین
مسافرا :آقا اگه کمکی از دستمون برمیاد بگید براتون انجام بدی�
منم میگم نه ، دیگه کاری از دست هیشکی برنمیاد فقط دعا کنین فقط دعا ...
بعدشم گازشو میگیرم و میرم ... !!!
.
نمیدونید چه لذتی داره ... !!!
یه داداش دارم 1 سال از خودم کوچیکتره
بگذریم از اینکه زودتر از من زن گرفته !!!
دیشب از خونه ی نامزدش برگشت
ازش پرسیدم شام چی بهت دادن؟ گفت؟ فسنجون
انگشت کردم تو حلقش قیمه آورد بالا ... !!!
صدای پا نبود ، صدای تق تقِ شکستن تو بود
غروب خسته بود ، که من سرم هنوز رو دامن تو بود
به مادرم بگین هنوز خنده هاش روسر جهازشن
به مادرم بگین هنوز گریه هاش تو جا نمازشن
*مادر *
محسن چاوشی
روزی مردی جوان از کنار رودی می گذشت ، پیرمردی را در آنجا دید
جویای حال پیرمرد شد.
پیر گفت : میخواهم از رود رد شوم ولی چون چشمانی کم سو دارم و رود
هم خروشان است نمیتوان�
جوان کمک کرد و پیرمرد را از رود گذراند ، سپس پیرمرد از وی تشکر
کرد و هر کدام به راه خود ادامه دادند.
پس از مدتی جوان پیرمرد را دید جلو رفت و پرسید : ای پیر مرا میشناسی؟
پیر جواب داد : نه نمیشناس�
جوان گفت : من همانم که تو را از آب رد کرد�
پیر دوباره تشکر کرد و دعای خیر برای جوان.
پس از مدتی دوباره همدیگر را ملاقات کردند و دوباره همان حرف ها
رد و بدل شد و این ملاقات چند بار تکرار شد.
روزی دیگر جوان دوباره پیرمرد را دید جلو رفت و پرسید:
ای پیر مرا میشناسی ؟ پیر که چشمانی کم سو داشت جواب داد : نه نمیشناس�
جوان گفت : من همانم که تو را از آب رد کرد�
پیر که دیگر از حرفهای جوان خسته شده بود ، جواب داد :
ای کاش آب مرا میبرد ولی تو مرا از آب رد نمیکردی !!!
یه بار بابام به خاطر کارش میخواست یه یه ماهی بره مسافرت
موقع خدافظی (خداحافظی) بهش گفتم : با خیال راحت برو بابا ، بعد تو من مرد خونه ا�
مواظب بقیه هستم. یه دفه گوشمو پیچوندو گفت:
پسره ی بی عقل بی شعور مگه من میخوام بمیرم، تو اگه مردی .....
بقیشو دیگه نگفت بعدشم رفت .
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی من مطمئنم میخواست بگه
تو اگه مردی شبا نشاش تو رختخوابت ...!!!
من بچه بودم عمم خیلی دوسم داشت !!!
یه بار اومدن خونمون ،همون دم در عمم بغلم کرد اینقد فشارم داد
گوزیدم ...
.
.
.
.
.
بنده خدا از اون بعد فقط باهام دست میداد ... !!!
از مادرم پرسیدم : تو و بابام کجا باهم آشنا شدین ؟
عصبانی شد با کفگیر و ملاقه افتاد به جونم !!!
.
از بابام پرسیدم ،اونم چندتا چک و لقد نثارم کرد !!!
.
.
.
.
.
.
.
.
فکر کنم توی یه دعوای خیابونی با هم آشنا شدن !!!
قدیما موقعی که بابام میخواست منو بزنه (حالا به هر دلیلی)
مادرم بغلم میکرد و میگفت: نزنش مرد، گناه داره، بچست، نمیفهمه
بعد که بابام از خونه میرفت بیرون
مادرم میگرفت در حد سه تا خر بالغ منو میزد ...!!!
.
.
.
فکر کنم این نقشه ی شومو دوتا شون کشیده بودن !!!
دقت کردین بعضی موقع ها که میخوای خمیازه بکشی همون لحظه یکی ازت یه سوال میپرسه چقدر بده !!!
.
مصیبت اینجاست که بخوای همزمان هم خمیازه بکشی هم جواب طرفو بدی !!!
آدم نابود میشه ...
.
البته یکی از تفریحات خودم اینه که اگه کسی کنارم خمیازه بکشه
وسط کارانگشت میزارم دهنش !!! خیلی حال میده !!!
.
دهن طرف در هزارم ثانیه بسته میشه
صداشم اینجوریه : هب
اقا این " اقا " چیه اول همه ی حرفا میگن ؟؟؟
مث این ...
اقا اینایی که تو قسمت فرستنده هی اسمشونو عوض میکنن
چیو میخوان ثابت کنن ؟؟؟
شایدم هنوز خودشونو پیدا نکردن !!!
دو یا چند گانگی شخصیتی دارن !!!
آقا من موندم اینایی که این فیلم کره ای هارو دوبله میکنن
چجوری موقع دوبله خندشون نمیگیره !!!
.
.
.
دیالوگاشون خیلی مسخرست !!!
.
.
.
البته کار دوبلورای ماهم خیلی درسته !!!
.
درسته ؟؟؟
قدیما بابام با مادرم دعوا می كرد ...
بابام منو شاهد می گرفت ،بعدش مادرم منو می زد !!!
هر وختم مادرم منو شاهد می گرفت بابام منو میزد ...
یه بار اومدم خلاقیت به خرج بدم گفتم :
من هیچی ندیدیم !!!
جاتون خالی از دوتاشون كتك خوردم !!!o_O
روزی شیخی داشت رد میشد ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نیم نمره بهش دادن قبول شد !!!
تهدید و زور و جنگ از دنیا بگیرید
.
من پرچم صلحم منو بالا بگیرید
.
من ماهی آزادم این رودو نبندید
.
حیفه اگه فانوسو از دریا بگیرید
.
" سلام به صلح " " محسن چاوشی "
آقا(آغا،عاغا،عاقا)
این عادت بـــــــــــــــــــــوقــــــــــــــــــ ی
چیه بعضیا دارن :
داری باهاشون حرف میزنی،
حرفت که تموم میشه تو چشات زل میزنن،
سرشونو تکون میدنو میگن :
.
" ها "
.
یعنی دوس دارم اون موقع بزنم طرفو از وسط نصفش کنم !!!
باور کنید _-_-_ از وسط وسط !!!
زمونه یه جوری شده که اگه:
دروغ نگی
تو حرفات فحاشی نکنی
ملتو سرکار نذاری و نپیچونی
و ..........
همه فکرمیکنن آدم هیچی حالیش نیست ،
عقب افتادست !!!
.
.
آره من عقب افتادم.
لایک میخوام ...
نه واسه خودم ...
واسه همه اونایی که شب عید نمیتونن پیش خونوادشون باشن ...
از سرباز و دکتر و نظامی گرفته تا
اون کارگر بدبختی که وایمیسه نگهبانی کارخونه ی پولدارای محترم رو
میده !!!
آخرشم ......................................................................