شما هم وقتی خیارشور میخرین تا به خونه برسید دخل هف هشتاشو در میارید ؟یا فقط من اینجوریم؟
@ardabil · ۲۷۸ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵۶ رأی)
شما هم وقتی خیارشور میخرین تا به خونه برسید دخل هف هشتاشو در میارید ؟یا فقط من اینجوریم؟
یه بار من و دوستام با یه سری دیگه دعوامون شد.هردو گروه سریع رفتن سنگر گرفتن.
بعدش ما نشستیم و نقشه کشیدیم.
بلند پرسیدم محمد کیه؟
یکیشون بلند شد و گفت منم.بعد سریع با سنگ تیر بارونش کردیم.
بعد اونا بلند پرسیدن میثم کیه؟
ما هیچ کاری نکردیم.
دو دقیقه بعد بلند پرسیدم کی با میثم کار داشت؟
یکیشون بلند شد و گفت من.
دوباره تیربارونشون کردیم
یه سوال داشتم که تا حالا نتونستم واسش جواب قانع کننده پیدا کنم.:
اونایی که 206دارن از کدوم طبقه اقتصادی جامعه هستن؟کم درامد؟متوسط؟پولدار؟
لایک:منم نمیدونم
انقدر ساده ام که بچه ها بهم میگن ۱۱۰۰
تاحالا دقت کردین تو این فیلمای ایرانی هر وقت یکی میفهمه که یه نفر دنبالشه،میره تو یه پاساژ و از اون یکی درش میاد بیرون؟؟؟!!!
بارونی که میباره از چشمامه
دلگیرم از هرکی که تو دنیامه
همیشه وقتی اینجوری داغون�
تو رو به راهم میکنی میدونم
مورد داشتیم طرف ترم اولی بوده جلسه اول بلند شده بدها،خوب ها نوشته.
.
.
.
.
.
مدیونی اگه فکر کنی بقیه بچه ها باهاش همکاری کردن.
آرامشی داره صدات که دردمو کم میکنه
چیزی بگو حرفای تو بدجوری خوبم میکنه
تو طرف من باش من عشقمو ثابت میکن�
صد بار برگردم عقب باز انتخابت میکن�
*میثم ابراهیمی*
یه خاطره باحال قدیمی واستون اوردم.
مادر بزرگم خاطره تعریف میکرد.میگفت:
قبل انقلاب بود که یه روز تو کوچشون چندتا آژان جلوشو گرفتن که حجابشو ازش بردارن.
مانان بزرگم هم از روی زرنگی بهشون گفت:من دختر سرهنگ شریفیم.اگه ولم نکنید آغام میاد پدرتونو در میاره.
درست همین لحظه بود که پدر مامان بزرگم(که جاروکش محل بود)از دور دخترشو دید بعد جارو رو بلند کرد و فریادزنان میرفت سمت مامورا.
مامان بزرگ منم که دید هوا پسه از دور داد زد گفت:مش ممد تو نمیخواد بیای برو قهوه خونه به سرهنگ بگو بیاد.
مامورا هم که ترسیده بودن و فکر میکردن مامان بزرگ ما واقعا دختر سرهنگه و حتی جاروکش محل هم میشناستس.خیلی زود در رفتن.
با این که ماجرا به خیر و خوشی تموم شد ولی مامان بزرگم اون شب به خاطر بی حرمتی یه دست کتک هم از باباش خورد.
امروز یه وانتی میوه فروش اومده بود کوچمون داد میزد:
سیب زمینی
پیاز
گوجه
خیار
بادمجان
خربزه
احمدی
انگور
سیب
هلو
فلفل دلمه
شلیل
کاهو
من موندم واقعا اینارو چجوری تو یه وانت جا کرده بود
یه سوال دارم که خیلی ذهنمو مشغول کرده ولی هنوزم واسش جواب پیدا نکردم.
سوال:ما مغزمونو کنترل می کنیم یا مغزمون مارو کنترل می کنه؟
لایک:جوابشو نمیدونم
یکی از فانتزی های من اینه که مدیر یه مدرسه یا شرکت بشم،بعد روی در ورودی یه تابلو بزنم:ورود خانم ها ممنـــوع.
درضمن یه نگهبانم بزارم.
لایک:خیلی حال میده
از قلب پریشونم بی واهمه رد میشی
من خوب تو میمونم با این همه بد میشی
این قلب ترک خورده دلواپس فرداته
با هر قدم که میری محتاج نفس هاته
شــاید نمی دونی بی عشق تو میمیر�
من از تو و رفتارت از فاصله دلگیر�
تقدیر منم این شد بازنده ی این بازی
تو اول خوشبختی آیندتو می سازی
*مهدی احمدوند*
یه روزی عاشقت شدم،بچه بودیم یادش بــخیـر
هیچکی نفهمید حالمو،حتی خودت یادش بــخیـر
دیشب خواب میدیدم یه مسابقه بود که توش هر کسی که ثابت کرد از همه احمق تره،اون قهرمان می شد.
خلاصه،منم رفتم و تو مسابقه شرکت کردم(نه اینکه احمق باشم،فقط از روی کنجکاوی)و بعد با چند تا حرکت رسیدم فینال.
اونجا بود که به ذهنم رسید واسه اینکه قهرمان شم بهترین کار اینه که برم تو بیابون شنا کنم.
خلاصه روز فینال رسید و منم رفتم بیابون و مشغول شنا کردن بودم که اون یکی فینالیست با قایق موتوری اومد و یه جلیقه نجات بهم پرت کرد و با سرعت باد رفت.
با اینکه مدال نقره گرفتم؛ولی فهمیدم که خدارو شکر احمق تر از منم هست!!!
این روزا سخت تراز اونیه که باور کنی،مگه میشه با یه خاطره سر کنی؟
تو میدونی من چیزی نگم بهتره،تو دنیا کی از ما عاشق تره؟
یه جوری هق هق زدم صدام زخمیه،این اون دردی که نمی فهمیه؛
یه دفعه پرپر شد پر پروازمون،گرفته است چقدر دل آسمون.
سلامتی مرتضی پاشایی عزیز.
دیشب تو مهمونی بودیم ، دوتا هم گودزیلا(4-5ساله)اونجا بودن.با پسر داییم ازشون پرسیدیم که بهترین سرگرمیتون چیه؟
جواب دادن :بهترین سرگریممون حک کردن سایته!!!!!!!!!!!!!!!!
.
.
اونوقت ما سن و سال اینا بودیم بهترین سرگرمیممون این بود که من میگ*وزیدم پسرداییم میخندید،بعد اون میگ*وزید من میخندیدم.!
سلامتی عــلـــــی دایی که واقعا در حقش بد کردن
استاد جواد خیابانی در بازی پرسپولیس - تراکتور:
سی دقیقه از بازی گذشته ولی بازیکنا فقط ده دقیقه بازی کردن!!!
یعنی من عــــــــاشق این سخنای ارزشمند استاد خیابانیم
مورد داشتیم دختره واسه اینکه بچه های والیبالو بیشتر ببینه،از خدا خواسته بازی ۳-۲بشه!!!