j

jaynormika

@parvazmarmar · ۶۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۴ رأی)

S
Simbah ۱۱ سال پیش
جوک

تا حالا دقت کردین توی اکثر فیلما یه تیکه ای هست که توش بارون می باره!!!
والا اگه اونقدی که تو فیلما بارون میباره توی واقعیت هم باریده بود الان ایران نه تنها با مشکل کمبود آب روبرو نبود همه ما تا الان آبزی بودیم!!^_^
آبزی های محترم لایک فراموش نشه!

S
Simbah ۱۱ سال پیش
جوک

یه نامه به دستم رسید که توش نوشته بود:شما پر از استعداد هستید شما نابغه اید بله این ما هستیم که شما را کشف کردیم شما مستحق دکترای افتخاری هستید شما آخرشید شما دیگه...^__^
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خب حالا که اینقدر باشعورید بیایید در کلاس کنکور ما شرکت کنید!!!O_o

?
?me ۱۱ سال پیش
پیام

اگه تا دیروز به خاطر مشکلاتی که داشتیم و اتفاقاتی که واسمون افتاده بود با آهنگای پاشایی بغض و گریه می کردیم از این به بعد علاوه بر مشکلات خودمون غم از دست دادنش هم باعث بغض و گریه میشه.داغ جوون سخته مخصوصا اگه صداش هم مونده باشه خدا به خانوادش صبر بده
مرگ دلخراش مرتضی پاشایی رو به همه طرفدارانش تسلیت می گ�

?
?me ۱۱ سال پیش
جوک

غضنفر توی بانک داشته قسط ماهیانشو پرداخت میکرده همینطور هم داشته اشک میریخته
رئیس بانک دلش میسوزه و ازش میپرسه من شما رو 6ماهه میبینم که هر بار قسط پرداخت میکنی گریه میکنی مشکلت چیه؟میگه شانس نداریم که همه کیف پیدا میکنن توش پوله ولی ما یه کیف پیدا کردیم توش پر از این برگه های اقساطی بود!!.____.

?
?me ۱۱ سال پیش
جوک

سه تا برادر می خواستن بخوابن ولی هیچ کدومشون راضی نمیشده بلند شه چراغو خاموش کنه اونا با هم قرار میذارن هرکی زودتر حرف بزنه باید بلند شه چراغو خاموش کنه
چند روز میگذره و همسایه ها میبینن از اینا خبری نیستو میان در خونه اینارو میشکنن و میان تو میبینن هر سه تاشون مردن اولی رو کفن میکنن دومی رو کفن میکنن نوبت به سومی که میشه من زنده ام اون دوتا داداش دیگش میگن پ پاشو چراغو خاموش کن!!!!!!!!0.O

?
?me ۱۱ سال پیش
جوک

((پرواز_650))
اتوبوس شلوغ بوده و مردم داشتن از سرو کله هم بالا میرفتن یه آقایی هم دستاشو زده بوده به کمرش و خیلی بی خیال توی اتوبوس وایساده بوده یه دفه یه نفر شاکی میشه میگه داداش دستتو بنداز بذار بقیه هم جا بشن یارو یه نگا به دستاشو و زیربغلاش میندازه ومیگه عه هندونه ها کووووووووووو؟!!!!!!!!!!o_0

?
?me ۱۱ سال پیش
جوک

یه آقایی از فامیلامون همراه با خانومش و سوار بر موتور داشتن میرفتن خونشون میرن و میرن و وقتی میرسن خونشون آقاهه که از موتور پیاده میشه میبینه خانومش نیست بعد از چند دقیقه میبینه خانومش با تاکسی اومد.آقاهه بعد از تحقیق متوجه میشه که وقتی داشته توی خیابون از زیرگذر رد میشده خانومش از موتور افتاده زمین!!!!!!
مدیونید اگه فک کنید آقاهه تا خود خونه با خانومش که سوار بر موتور نبوده حرف زده!