روزی که این عکس ۲ نفره را گرفتیم ،
نمیدانستیم کدامیک از ما آن یکی را
با چشمهایِ خیس تماشا میکند !!
@katy · ۹۰ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱۶ رأی)
روزی که این عکس ۲ نفره را گرفتیم ،
نمیدانستیم کدامیک از ما آن یکی را
با چشمهایِ خیس تماشا میکند !!
به خودش که زورم نمی رسید …
دلش را زد�
اکنون کجاست؟ چه مى کند؟ سردش نیست؟
غذا خورده است؟ حالش خوب است؟ همه بر وفق مراد است؟
مى پرسید چه کسى؟خوب معلوم است...
کسى که فراموشش کرده ام…
شاید بهم بگى مغرور یا بی احساس
ولى من عادت ندارم به چیزاى عمومى
حس خاصى داشته باشم !
کم سرمایه ای نیست..!
داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند...!
ولی....
از آن بهتر داشتن آدمهاییست...
که وقتی حالت را میپرسند...
بتوانی بگویی :خوب نیستم...
خــُدا جـونــَـ�
یــه بـــار reset کـُن لُطفـــاَ ؛
زِنـدگــی خِیلیــــا هَنـــگ کـَــرده …
گاهى...
آنکس ک میخندد و میخنداند...
میخواهد حواست را ازچشمان گریانش پرت کند...
شده ام شنبه!
همه میخواهند از من شروع کنند
"ترک کردن را"...!
خـدایـــــا!!!
دستانم را زدم زیر چانـه ام .....
ماتـــــ و مبهوتــــــ نگاهتــــــ میکنم .....
طلبــــکار نیســـتم....
فقـــط مشـــتاقم بـدانم تــه قصـــه چـــﮧ میکنـی بامــن؟؟!!
جمعــــــــــــه
مثل معلم سخت گیری است که
با خودکار قرمــــــــــــــز؛
روی غصه،تشدید میگذارد....
خـیـلـی سَـختـه ...
مـجـبــور بــآشـی ،
یکی که دآره اشـتبــآه هـآی تـو رو تـکرآر مـی کنــه
فَـقط بــِرُ بــر نـیـگــا کنی !
و نـَتـونـی دآد بـزنــی
لـــــــَـــعنـَـتـی ...!
من تـآ تـهش رفـتــم !
بن بست بـود ...
همـــه میتــونــن اسمــت رو صــدا کنن
امـــا …
کـم هستـن کسـایـی کـه وقتی اسمـت رو میـگن لـذت میبـری
و بــا تمـــام وجــود
در جـوابشــون دوسـت داری بـگـی : جـانــم...
روُِزی هِزار بار …
بايد براي دُوستانَــم توضيح بِِدََهَم ،
كه دَر دُنیای بیرون اَز مَتن هایــ�
پـای هیچ عِشقی وَسط نیسـت
باوَر که نِمی کنند …
جــآنِ تُــو را قَسم مـی خُورم!
اینکه آدم حرفی نمیزند
نه اینکه دردی نداشته باشد؛
از یک جایی به بعد
آدم خودش میفهمد
که حرف زدن فایده ای ندارد...
مادر...
دیگر همه نقطه ضعفم را فهمیدند...
از من که چیزی میخواهند، جان تو را قسم میخورند...
سلامتی همه مادرا...
شهامت میخواهد
" سرد "
باشی و
به اجبار
" گرم " بخندی!
ﻣﺎ دختر ﻫﺎی مهر ماهی ﮔﺬﺷﺖ ﺭﻭ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪﯾﻢ ! ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﺪﯾﻬﺎ ؛ ﺗﻬﻤﺖ ﻫﺎ ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ! ﮔﺬﺷتﺍﺯ ﺍﺧﻤﻬﺎ ؛... ﺩﺍﺩﻫﺎ ، ﺯﯾﺮ ﺁﺑﯽ ﺭﻓﺘﻦ ﻫﺎ ! ﺍﻣﺎ .... ﺍﯾﻦ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺎﺳﺖ ؛ ... ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯾﻦ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ، ﺑﺪﻭﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ! ﺳﺎﮐﺖ ﻭ ﺁﺭﻭﻡ .... ﻣﺎ دخترهای ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ مهر ماهیﻫﻤﻮﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﺤﮑﻢ ﻣﯽ ﻣیمونیم ! ﻣﺤﮑﻢ ﻫﻢ ﻣﯿﺮیم........ شک نکنید
ازم پرسیدن :
منبــــــــــــــــــع نوشته هات کجاست؟؟
گفتم :
زیاد دور نیســـــــــــــت !!
یک وجبی بغضم . . .
حقیقت اینـــه کــــه:
هــــرچی مهـــربونتر باشی؛
بیشتـــر بهت ظلم میکـــنن...
هــــرچی صـــادق تـــر باشی؛
بیشتـــر بهت دروغ میگــــن...
هـــرچی خـــودتو خاکی تـــر نشون بـــدی؛
واست کمتـــر ارزش قائلنـــد...
هـــرچی قلبتـــو آسونتـــر در اختیار بـــذاری؛
راحت تـــر لـــهش میکـــنن...
و اگــــر بدونند کـــه منتظـــری و بهشـــون احتیاج داری...؛.
انـــدازه یه دنیا ازت فاصلـــه می گــــیرند!!!
گيرم که باخته ام !!! اما کسي جرات ندارد به من دست بزند يا از صفحه بازي بيرونم بيندازد، شوخي نيست من شاه شطرنجم ! تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم...آرزو طلب نمیكنم، آرزو میسازم... لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر می کنی ، من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی ... لبخند می زنم و او فکر میکند بازی را برده ، هرگز نمی فهمد با هر کسی رقابت نمی کنم... زانو نمی زنم، حتی اگر سقف آسمان ، کوتاهتر از قد من باشد ! زانو نمی زنم، حتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند
عــاشــق ایــن مــتــنــم...:))
گــفــتــم بــذارم شــمــا هــم بــخــونــیِِـــد...