با نگاه کردن شروع نکــــن
بلکه...
با باور کردن شروع کــــــن*
*
**
***
@bloodylove · ۲۶ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۵ رأی)
با نگاه کردن شروع نکــــن
بلکه...
با باور کردن شروع کــــــن*
*
**
***
ابر آمدو طوفان گرفت
قلب تاریخ هم لبانم را گرفت*
دست در دستش شدیم با رنگ باد
خیس ابری در کنار آرام گرفت*
میدویدیم با دلی عاشق چو باد
جاده ی عشق بی انتها پایان گرفت....*
فراموش می شو�
راحت تر از رد پایی بر برف
که زیر برفی تازه دفن می شود
راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا
که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود
در آسانی ها خدا را بخواه
تا در سختی ها*صدایت*برای او آشنا باشد***
فقیره در خونمون در زده گودزیلا ابجیم فاطمه جفت پا رفته ایفنو برداشته میگه: چی کار داری؟
فقیره: کمک کنید
گودزیلامون: بیبین ما چیزی نداریم برو رد کارت،عوض این کارا برو درستو بخون و کار کن!
قیافه حاضرین >>
مامانمO_O
بابام B-)
من =-O
فقیره :ا
خدایا این چنین گودزیلاهای خوبو با فهمیو از ما نگیر :)))))))
اعتراف مىکنم همىن چند وقت پىش رفته بودم داروخونه و سخت هم درگىر پىاماى گوشىم بودمو خواستم ب خانومه بگم کرم ضد افتاب دارىنو حواسم نبود گفتم کرم افتاب پرست دارىن :|
باور کنىن اصن ى وضى بود نمىدونسم چطورى جلو اون همه ملت محو بشم اصن ى وضى بود
اگه سوتى ما خوشت اومد لاىک را بزن رفىق! :))