سه وقت که دعا بر آورده میشه....؟
وقت اذان....!
وقت باریدن بارون....!
وقتی که دلت بشکنه....!
اما من وقت اذان،زیر بارون دعا میکنم....؟
هیچ وقت دلت نشکنه...!
@m.zeinali · ۷۸ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۳ رأی)
سه وقت که دعا بر آورده میشه....؟
وقت اذان....!
وقت باریدن بارون....!
وقتی که دلت بشکنه....!
اما من وقت اذان،زیر بارون دعا میکنم....؟
هیچ وقت دلت نشکنه...!
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"کارگران مشغول کاراند!احداث ضریح"
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"چند روزی مانده به اتمام ضریح"
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"مهدی فاطمه آید،تماشای ضریح"
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"عید امسال:نماز:صحن بقیع"
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:"فلش راهنما،مرقد زهرای شفیع"
"به یقین یوسف ما آمدنی ست"
خدا چیست،کیست و کجاست...؟
خدا در دستیست که به یاری میگیری...؟
خدا در قلبیست که شاد می کنی...؟
در لبخندیست که بر لب می نشانی...؟
خدا در عطر خوش نانیست که به دیگری میدهی...؟
در جشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی...؟
آنجاست که عهد می بندی و عمل میکنی...؟
خدا در تو با تو و برای توست...؟
یه دوش آبگرم...!
یه لباس راحت...!
یه فنجان قهوه آماده...!
یه صندلی چوبی...!
یه موسیقی ملایم...!
حالا به درک که خیلی از مشکلات حل نمیشه...!
اگر نمی توانی به مردم " خدمتی " بکنی.....برو تا " خیانتی " نکنی.....!
"دکتر شریعتی"
وقتی از خداوند چیزی میخوای؟خدا به ۳طریق جوابت رو میده؟
""۱"" می گوید "بله" و هرآنچه ازش خواسته ای را بهت میده...!
""۲"" می گوید "نه" اما بعد چیز بهتری را به شما می دهد...!
"۳" می گوید صبر کن و به وقتش بهترین را به شما میدهد.. !
فقیری به ثروتمندی گفت: اگر من درخانه تو بمیرم،بامن چه میکنی؟
ثروتمند گفت:تو را کفن میکنم و به گور میسپارم.
فقیر در جواب گفت: امروز که هنوز هنوز هم زنده ام،مرا پیراهنی بپوشان و چو مردم،بی کفن مرا بخاک بسپار.. ..!
یکی رفت...یکی موند...یکی از غصه هاش خوند...
یکی برد...یکی باخت...یکی با قسمتش ساخت...
یکی بخشید...یکی از آرزوش ترسید...یکی بد شد...
یکی رد شد...یکی پابند مقصد شد...تو اما باش " خدا " اینجاست ......
اسمش ادم است....اما تو باور نکن....!
گاهی کاری میکند که از پس هیچ گرگی بر نمی آید....؟
می خواستم ای دوست که یارت باشم......
شمع شب و خلوتگه تارت باشم......
دیدم که به خورشید تمایل داری.....
آیینه شدم که در کنارت باشم.....
دانه اول میزند،کوچک جوانه تا به گل....
ریشه در خاک و ولی سنبل بود بر روی گل...
دوستی کم کم رود،عشقی شود همچون گل....
ریشه باشد دوستی،محصول آن عشق است گل....
پیرمرد در راه میگذشت:شخصی رادید الاغش را میزند.پیرمرد گفت: فرزندم او را نزن!شخص پاسخ داد: شرمنده نمی دانستم از اقوام شماست!!پیرمرد گفت:نه فرزندم می ترسم عاق والدین شوی!؟
زندگی یعنی:
ز : زجر
ن : نداری
د : درد
گ : گمراهی
ی : یأس
این یعنی ۵ بخش از عمر ما بنام زندگی
نه در آغوشت گرفته ام.......
نه تو را بوسیده ام......
نه حتی موهایت را نوازش کرده ام.......
اما ببین چگونه برایت عاشقانه می نویسم.......
آسوده دلان را غم شوریده سران نیست...!
این طایفه را غصه رنج دگران نیست...!
ای هم وطنان یاری اگر هست ببینید...!
این ملک اقامتگه رهگذران نیست...!
بزرگی را گفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی? گفت: چون دل به آنچه نمی ماند ، نمی بندم!