م

مرجان

@آلدو · ۳۷۰ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۵ رأی)

ب
بیصدا ۱۱ سال پیش
پیام

باران؛
آدمک خسته شدی از چه پریشان حالی؟ پاسی از شب که گذشته ست چرا بیداری؟
آن دوچشم پرغم را به کجا دوخته ای؟ دلت از غصه سیاه است چرا سوخته ای؟
تو که تصویرگر قصه ی فردا بودی، تو که آبی تر از آن آبی دریا بودی..
آدمک رنگ خودت را به کجا باخته ای؟ کاخ امید خودت را تو کجا ساخته ای؟
آخرین بار که بر مزرعه من باریدم، روی دستان تو من شاپرکی را دیدم..
تو چرا خشک شدی؟او چرا تنها رفت؟ من که یکسال نبودم چه کسی از ما رفت؟
این سکوتت که مرا کشت صدایی تر کن، این منم آبی باران تو مرا باور کن..
آدمک؛
باور از خویش ندارم که چنین میبارم، بگذر از این تن فرسوده کز آن بیزارم..
نه دگر بارش تو قلب مرا سودی هست، نه برای تب من فرصت بهبودی هست،
آنکه پروانه شدن را زمن آموخته بود، دلش انگار به حال دل من سوخته بود..
شاپرک رفت،دلی مرد،عزا بر پاشد،رفت وانگار دلم مثل خدا تنها شد..
آری این بود تمام منو این بیداری،جان باران چه شده از چه پریشان حالی؟
برو که آدمکی منتظر باران است، او که با شاپرک قصه ی ما خندان است..
من و این مزرعه هم باز خدایی داریم..

ب
بیصدا ۱۱ سال پیش
پیام

فکرش را بکنید ...
یه بچه ی 3 ساله وقتی پدرش رو میبینه !
چه شیطنتهایی که براش میکنه ، از همه چیز براش تعریف میکنه و ...
اما وقتی رقیه سر بابا رو دید ...
از زبان رقیه:
بابا جانم دست دشمن از صورت من بزرگتر است...
لا اله الا الله ، یک ضربه زد دو گونه ی زرد من کبود شد...
خدا کند عمویم نبیند که غوغا میکند...

ب
بیصدا ۱۱ سال پیش
جوک

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ ، ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ " ﭼﻴﺴﺖ ! ؟
"ﺗﺮﻓﻨﺪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺑﻮﺱ ﻧﺎﻣﺰﺩ "
.
.
.
.
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﮕﻢ،
ﻣﺎﻝ ﺑﻴﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶِ ﺑﻮﺩ ...
ﺍﻻن ﭘﺴﺮﻩ ﻣﻴﮕﻪ :
"ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺍﻭﻣﺪ، ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ "

ب
بیصدا ۱۱ سال پیش
جوک

گودزیلای داییم اسمش ترانه اس,رفته تو اتاقش وبا یه تیپ خفن برگشته.. بهش میگم تو واقعا ترانه ای؟؟
گفت؛ نه مداحی ام!!! بعدهم زد زیر گریه ورفت!!!
بعدهم پشت سرم گفته بااین تیپ زشتش منا مسخره میکنه!!!!!!!!!!!
واااااااااااااااااااااااای خداااااااااااااااااااااااا..

ب
بیصدا ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز ی خواستگار واسه دخترخالم اومده بود باباش از پسره پرسیده شماخونه وماشین داری؟
پسره گفته ماشین نه خونه هم که میایم طبقه بالا خودتون.. ممنون میشم اگه تو شرکتتون هم بهم یه کارخوب بدید!!!!!!!
لامصب فکر همه چی رو کرده بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ب
بیصدا ۱۱ سال پیش
جوک

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻃﺮﻑ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﭼﺎﯾﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻩ …
ﻗﻨﺪ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺒﻮﺩﻩ..
ﻫﯽ ﻣﻨﻮ ﻣﺎﭺ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻫﯽ ﯾﻪ ﻗﻠﻮﭘﭙﭙﭙﭙﭙﭗ ﭼﺎﯾﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ …
ﻫﯽ ﻣﻨﻮ ﯾﻪ ﻣﺎﭺ ﻣﯿﮑﺮﺩ ،ﯾﻪ ﻗﻠﻮﭖ ﭼﺎﯾﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ …
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﺷﯿﺮﯾﻨﻢ ﻣﻦ،ﺣﺎﻻ ﻫﯽ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ!!!!!!!!!!!!