"دموكراسي بين من و تو اين است كه
هميشه در همه چيز ،
حق با چشم هايت است!"
@Maries · ۴۲ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳ رأی)
"دموكراسي بين من و تو اين است كه
هميشه در همه چيز ،
حق با چشم هايت است!"
"يادت باشه
وقتي دلبر داري
بايد از بقيه دل برداري..."
"دلم براي يك نفر تنگ است
نه ميدانم نامش چيست
و نه ميدانم چه ميكند
حتي خبري از رنگ چشمهايش هم ندار�
رنگ موهايش را نمي دان�
لبخندش را ه�
فقط ميدانم كه بايد باشد ونيست..."
"هي فلاني !
رفتن حق همه ي آدمهاست...
فقط خواستم بدوني...
اگه مونده بودي...
*پاييزم* قشنگ تر بود..."
"هيچ مي دانستي
زيباترين
عاشقانه اي كه برايم گفتي
وقتي بود
كه اسمم را
با " ميم "
به انتها رساندي..."
"يادم مي آيد گفته بودي
ساده و كوتاه نويسي را دوست دار�
تقديم به تو
ساده و كوتاه ،
تنها همين دو كلمه:
برگرد.........دلتنگم"
"يه دخترايي هم هستن كه
اگه بت دل بدن
حاضرن واست جون بدن...
يه پسرايي هم هستن كه
عاشقت ميمونن
وبقيه دخترا رو سياه و سفيد ميبينن..."
"خدايا"
به هيچكس
اونقدر درد نده
كه آرامش و توي
مرگ ببينه..."
"براي من فرقي نمي كند چند هزار سال قبل ،
در اين سرزمين چه اتفاق هايي افتاده است!
وطن براي من...
از مرز بازوان تو شروع ،
و در اعماق آرامش چشمانت ، تمام مي شود!!!"
"خوبم...باور كنيد...
اشكها را ريخته ام...غصه ها را خورده ام...
نبودن ها را شمرده ام...
اين روزها كه مي گذرد خالي ام...
خالي از خشم،نفرت،دلتنگي...و حتي خالي از عشق...
خالي ام از احساس..."
"نميخوام از چيز ديگه اي حرف بزنم...
نميخوام از رفتنت بگم...
نميخوام از كارايي كه باهام كردي بگم...
نميخوام از غصه ها و گريه هام بگم...
ميخوام بگم"دوست دارم"...!
چه تو باشي چه نباشي...
اين دل من هنوز دوستت داره...
"تلخ است!
باور نبودن آنها كه...
مي توانستند باشند و رفتند!
و تلخ تر است امروز...
باور آنها كه ادعاي ماندن دارند...!"
"خدايا از تو معجزه مي خواهم؛
معجزه اي بزرگ در حد خدا بودنت...
تو خود بهتر مي داني،
معجزه اي كه اشك شوقم را جاري كند.
نا اميد نيستم
فقط دلتنگم...!"
"دلم تو را...
فقط و فقط تو را...
از ميان اين همه ضمير مي خواهد...همين
و باز هم تو نيستي حالا كه بايد باشي...
و اين يعني ته بدبختي من...!"
"مريضم...
چشمهايم درد مي كند...
تب دارم...
اين همه صغري كبري چيدن نمي خواهد
تو نيستي
دارم مي ميرم!"
"يه رابطه بدون وحشي بازي كه رابطه نيست
هي بايد موهاشو بكشي ،
گازش بگيري ،
بزني با متكا لهش كني ،
بلندش كني بدويي انقد كه از ذوق جيغ بزنه ،
حتي تصورشم باحاله..."
"ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﻪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﻫست ، ﮐﻪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺸﻨوه
ﻧﺎﺧﻮﺩﺍﮔﺎﻩ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺳﻤﺖ…
ﯾﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺫﻭﻕ ،
ﯾﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺣﺴﺮﺕ ،
و یا از روی نفرت ...!"
"نبودن تو؛
فقط " نبودن تو " نیست!
نبودن خیلی چیزهاست."
"عاشق کلمه و ترکیب های تازه ا�
مثل کلمه ی تو
که با من ترکیب تازه ای میشود"
"در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک ، اما ایا
باز برمی گردی ؟
چه تمنای محالی دار�
خنده ام می گیرد"