عشق با جمله : “تو با بقیه فرق داری ” شروع میشه و با جمله ” تو هم مثل بقیه ای” ختم میشه !
@My heart broken · ۷۲۵ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۳۳۸ رأی)
عشق با جمله : “تو با بقیه فرق داری ” شروع میشه و با جمله ” تو هم مثل بقیه ای” ختم میشه !
اعتراف می کنم سال اول دانشگاه شدیدا به یکی از دخترها علاقه مند شده بودم و روم نمیشد بهش بگم ،همیشه آرزو می کردم بهش ماشین بزنه دم دانشگاه و من ببرمش بیمارستان و نجاتش بدم بلکه عاشقم شه!!
* اندکی تامل *
موضوع انشاء :
تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟
عید امسال برای من مثل سالهای قبل نبود چون پدرم یک کارگر ساده است و با اندک حقوقی که میگیرد نتوانست برایم لباس نو بخرد ، ما آجیل هم نخریدیم پدرم میگوید آجیل زیاد بخوریم چاق میشیم ، حتی میوه هایی را هم که خرید نصف قیمت خرید چون یکطرف آن خراب بود عید امسال ما مهمان زیاد نداشتیم چون مادرم مریض بود و پدرم مجبور بود تمام پولش را خرج مادرم کند و تقریبا نصف تعطیلات را در بیمارستان بودیم ولی بازم من خوشحالم ،
چون حال مادرم خوب شد.
این بود انشاء من.
موضوعی انشائی که هرسال بعد از تعطیلات به بچه ها داده میشه وبه این فکر نمیکنیم که شاید یک نفر........
اگه دروغ بگم شبیه این فیل 4 جوک بشم.....
دیروز با یکی از دوستام رفتیم یه فست فود پیتزا بخوریم 2 تا دختر همسن ما اومده بودن اونجا خیلیم قیافه میومدن سفارش که دادن دیدیم واسشون پیتزا اورده بودن با دوغ.......
ملت همه از خنده نمیدونستن چیکار کنن....
رفته بودیم خونه یکی از فامیلامون عید دیدنی صاحبخونه اومد به همه بچه ها عیدی داد به من که رسید من گفتم خیلی ممنون من دیگه بزرگ شدم....
یه نگاه بهم کرد و گفت خیال میکنی بزرگ شدی تا وقتی زن نگرفتی هنوز بچه ای تا هر وقتم زن نگرفتی من بهت عیدی میدم.....
همه زدن زیر خنده ، منم از خجالت اب شدم....
روز اول عید بود اشغالامونو گذاشتیم دم در چون زیاد بود نبرده بودن صبح که بیدار شدیم دیدیم فقط جلوی در ما اشغال هستش....
مامانم عصبانی شد و گفت دیگه به اینا اشغال نمیدم....
دیشب جاتون خالی رفتیم مهمونی کلی تدارک دیده بودن فقط نامردا آجیل نخریده بودن......
از شکست عشقی هم واسم بدتر بود....
یادمه وقتي 3-4 سالم بود کشف کردم خالم خواهر مامانم هست کلي ذوق مرگ شدم رفتم به دختر خالم گفتم مي دونستي مامانت خواهر مامان منه ؟؟ گفت دروغ مي گي تازشم دروغ گو دشمن خداست....
تا چند روز باهام قهر کرد بي جنبه....
تو تموم سال های بچگی فکر می کردم مامانو بابام منو توی حرم امام رضا پیدا کردن چون اولین عکسی که از خودم دارم بغل مامانم جلو حرمه!
اعتراف میکنم یه بار وقتی تاکسی دنده عقب اومد سوار شدم راننده گفت آقا میخوام پارک کنم مسافر کش نیستم برو پایین داشتم از خجالت میمردم
اعتراف ميکنم 15 سال پيش برا اولين باري که کشتي کج ديدم، از بالا رخته خواب پريدم رو داداش کوچيکه و بيچاره دو تا دنده و دماغش شکست. هنوزم مشکل تنفسي داره
ای کسانی کـــه همش میرید ســراغِ یخچال
بعضی وقتا درِ فریزر رو هــم باز کنید شاید بستنی ای آنجا خفته باشد.....
امروز من پیدا کردم.......
به سلامتی مبصر کلاس که کتک رو خودش خورد ولی نگفت کار کی بود !
یکی از بزرگترین آرزوهای ما در دوران دبستان:
کاش فردا بارون نیاد، آخه ما ورزش داریم
قراره تو سال 92 یه میدون به اسم من بزنن
با تشکر از همه عزیزانی که تو این مدت ما رو دور زدن !
مسخره ترین سوال دنیا:
علم بهتر است یا ثروت؟
متل اینه که بپرسی کاکتوس خوشمزه تره یا کباب یرگ. ( جالبیش اینه که این سوال وقتی موضوعه انشاء می شه همه می گن علم.)
پسرخالم اومده خونمون شب خوابش برده ،
ساعت ۳ نصف شب بیدارم کرد
با تعجب میگه : پاشو پاشو تو خونه ی ما چیکار میکنی ؟؟؟
من از الآن نگران قیمت گوجه سبز و چاقاله بادومای سال 92 هستم
یادش بخیر بچه بودم وقتی معلم بهم اجازه میداد برم دستشویی انگار بلیت سفر به اروپا برده بودم!!!
ایا میدانید در خانه ما شام به قدری درست میشود
که فردا ظهر هم ادامه اش رو بخوریم؟؟؟