تو دیدی در قفس تنها،دو چشم خیس و خون بار�
برایت می زدم پر پر، ولی از من بریدی تو
@tatu_a1365_6 · ۶۴۹ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳۷۶ رأی)
تو دیدی در قفس تنها،دو چشم خیس و خون بار�
برایت می زدم پر پر، ولی از من بریدی تو
گرفتی اوج چون شاهین،از آن بالا به بی رحمی
دل گنجشک کوچک را، به چنگالت دریدی تو
دلم خون شد غریبانه، عذابم را ندیدی تو
قفس شد سهم من اما،چه خوب آسان پریدی تو
شکسته کاسه صبر�
بگو بگو که کجائی
نشسته ام سر راهت
خداکنه که بیایی
هر چیزی زمانی دارد
نفسم هم که باشی
دیر برسی من رفته ام
غیر ممکن همان ناپیموده است.
( گود وین )
به مشکلاتتان بخندید تا همیشه موضوعی برای خندیدن داشته باشید.
( گرول )
موانع را تنها زمانی خواهید دید که چشم از هدفتان بردارید.
( والش )
در باره هر چه می گویی فکر کن،اما درباره هر چه فکر میکنی مگوی.
( کنفوسیوس)
درختان بارور خم می شوند و مردان بزرگ متواضع میگردند،
اما شاخه های خشک و مردم نادان می شکنند وخم نمی شوند. ضرب المثل سانسکریت
اپیکور: کسی که از هیچ چیز کوچکی خوشحال نمی شود ، هیچگاه خوشبخت نخواهد شد.
پرمودا باترا : مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیت هایتان را بر سنگ مرمر.
منتسکیو : انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عمیق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.
ابوالعلا : باید از بدی کردن بیشتر بترسیم تا بدی دیدن.
سارنف : داشتن پشتکار ، تفاوت ظریف بین شکست و کامیابی است.
فلوبر: خوشبختی یعنی هماهنگی با حوادث روزگار .
مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی.
لوئیس لومباردی : بردن همه چیز نیست ؛ امّا تلاش برای بردن چرا .
کنفسیوس : به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستید ، یک شمع روشن کنید.
در هر صورت فاصله بین ماست باید برای این فواصل احترام قائل شوی�