پارسال مامانم حامله بود
شب یلدا کیسه آجیل و از دور شکمش باز کرد و ما فهمیدیم این چن ماه اصن حامله نبوده.
بعد از دیدن اون صحنه دیگه آدم سابق نشدم...
@zohrehh · ۸۴۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۶۲ رأی)
پارسال مامانم حامله بود
شب یلدا کیسه آجیل و از دور شکمش باز کرد و ما فهمیدیم این چن ماه اصن حامله نبوده.
بعد از دیدن اون صحنه دیگه آدم سابق نشدم...
هروقت تو رسانه ی ملّی میگن: "جای نگرانی نیست"، چهار ستون بدنم میلرزه...
با ۲۸ سال سن نوشته اگه دوباره به دنیا بیام بازم آذر ماهی بودن رو انتخاب میکن�
آبجی مث اینکه هنوز در جریان فرآیند تولد و تولید مثل و این داستانا نیستی! به دنیا اومدن ما دست خودمون نیستش که، باید ببینیم لک لکا کی پیاده مون میکنن...
تو مملكتي كه "پژمان جمشيدي" داره سريال بازي ميكنه ، "رضا گلزار" خواننده شده ، "بهرام رادان" مشعل المپيكو حمل ميكنه
چرا انتظار دارين منِ مهندس برق مسافر كش نباشم ؟!
آخرش هممون سر آلودگی هوا میمیریم، فقط یه سری معلما و دانش آموزای ابتدایی باقی میمونن...
انقدر این سریال یوسف پیامبرو نشون دادن که دیگه امسال فکرکنم کاهنای معبد آمون روش ذخیره گندم رو فهمیده باشن...
دیشب دی جی تو عروسی گفت هر کی شکست عشقی خورده یه جیغ بلند بکشه.
بعد عروس داشت تو بغل دوماد عربده میزد...
کاش وقتی میاید مهمونی زود برید,
شاید تو یکی از اطاق های اون خونه یکی خودشو زده به خواب ، که داره از شاش میمیره !
اون موقع که تو آفتابه دزدی میکردی
ما میلیارد میلیارد اخـتلاس میکردیم
اینو از گروه مسئولین دزدیدم دعواشون شده مثل اینکه...
من بیشترین ترسم از زلزله اونجاشه که آوار بریزه رو سرم ولی گوشیم قفل نباشه بعدش بیفته دست بابام، اونجوری اگه از زیر آوارم سالم دربیام بابام زنده به گورم میکنه..
اسباب كشي فقط مدل خارجيش، يه چمدون لباس و ٤تا كارتون برميدارن ميرن خونه ي جديد.
ما اسباب كشي مي كنيم تنها چيزي كه از خونه قبلي ميمونه آجراشه...
خیلی دوس دارم دکتر جراح باشم تو اتاق عمل، به خانم پرستار در حال جراحی بگم:
پنس
قیچی
بوس
ببینم عکس العملش چیه، اگه به حرفم گوش نداد اخراجش کنم...
رفیقم یه کلیپ برام فرستاده ۲۸ مگ، دانلودش نکردم زدم وااای عاالی بود دمت گرم خیلی خندیدم...
نوشت داداش كليپ تصادف بابام بود *__*
روزی شیخی از من پرسید بزرگترین آرزویت چیست؟
گفتم اینکه مختو بزنم اونم گفت خب زودتر میگفتی. الانم با هم دوستیم.
راستی یادم رفت بگم: شیخی فامیلیه یکی از دخترایه دانشگامونه...
رفتم خواستگاری بابای عروس گفت من دخترم رو به کسی میدم که حداقل خونه و ماشین و کار داشته باشه, یه نگاه به بابام کردم گفتم به نظرم شرایطش به شما میخوره فقط...
آخرین باری که باعث افتخار خونوادم شدم ، اين بود كه : تو تاکسی بودیم ، بابام خودش خجالت کشید صدتومنی پاره رو بده راننده، پولو داد به من بدمش به راننده.
بعدش سرمو بوسید...
به دوس دخترم میگم خونمون خالیه
میگه بسپار دست بنگاه
فکر اقتصادیش خوب کار میکنه اینو میگیرمش...
جداً خونوادتون شما رو با كادو سورپرايز ميكنن؟؟؟
آخرين باري كه من سورپرايز شدم اين بود رفتم بيرون وقتي برگشتم خونه ديدم خونوادم اسباب كشي كردن رفتن از اونجا...
در راستای سخنان بعضی افراد مبنی بر بدحجابی زنان که منجر به زلزله شد،
به دو خواهر بد حجاب جهت تخریب یک ساختمان بتنی با حقوق، بیمه و مزایای عالی نیازمندیم...!
چجوری تو این هوا شلوار پاره میپوشید؟
من که اینقدر شلوار رو هم پوشیدم الان متوجه شدم آخرین بار که دسشویی بودم یکیش رو یادم رفته بکشم پایین...