آغا با هزار زحمت مهندسی معماری گرفتم. اونوقت عموی گرام زنگ زده می گه سقف دستشوییمون چکه می کنه تو که معماری خوندی بیا درستش کن... من سرمو دقیقا کجا بکوبم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
@zohrehh · ۸۴۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۶۲ رأی)
آغا با هزار زحمت مهندسی معماری گرفتم. اونوقت عموی گرام زنگ زده می گه سقف دستشوییمون چکه می کنه تو که معماری خوندی بیا درستش کن... من سرمو دقیقا کجا بکوبم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هنوز منقرض نشده نسل کسایی که در جواب ساعت چنده می گن: عقربش کنده... اینارو باید سروته حلق آویزشون کرد تا یاد بگیرن عین آدم جوابتو بدن. والا
بعضیام انقد که خوبن باس بهشون گفت : شما رو چشم ما که سهله رو کلیپس ما جا داری. والا
نبار باران ...
نبار لعنتی...
.
.
.
.
موهام فر میشه!
چیه؟ حتما باید عشقی باشه؟؟؟؟؟؟
مادر گرام برای تشویق بنده به درس خوندن:
خواهر برادرت که هیچ گهی نشدن لااقل تو درستو بخون ی گهی شو. اصن این جمله انگیزمو دو برابر می کنه لامصب.
روی صحبتم با اون دسته از پسراست که میان جزوه ی همه ی درسارو از من می گیرن بعد می رن به دوستام پیشنهاد ازدواج و دوستی میدن. کصافتا اصن اگه دیگه بهتون جزوه دادم. ایششش
آغا امروز سوتی دادم در حد لالیگا. رفتم پست بانک با اعتماد ب نفس بالا گفتم می خوام وایرلسمو شارژ کنم. یارو ی نگاه عاقل اندر ابلهی بهم کردو گفت منظورت adsl. منو میگی یعنی تخریب شخصیتی شدم رفت. دوستان من تازه واردم این افقی که میگین آدرسش کجاست بی زحمت؟
ی زمانی بود از حیاط گل رز می چیدیم لای گلبرگاش فلفل میریختیم و میبردیم مدرسه می ذاشتیم رو میز معلممون. اون بیچاره ام از همه جا بی خبر گلو برمیداشت بو میکردو ی متر می پرید هوا و تا آخر کلاس عطسه میکرد. در نوع خودش تفریح سالمی محسوب میشد لامصب...
به بعضیام باس گفت: ایشالا دست به خاکستر بزنی نارنجک بشه بترکه تو صورتت. والا
اعتراف می کنم چند سال پیشا که با داداشم دعوا می کردیم وقتی زورم بهش نمی رسید فقط مثه دخترای خوب می رفتم براش آب میاوردم . مدیونید اگه فک کنید نصف لیوان آب بود بقیشم تف و محتویات دهنم که با انگشتم هم زده بودم طفلک داداشم ی نفس سر می کشید چقدم ازم تشکر می کرد. آی دلم خنک می شددد.
آغا چند وقت پیش آنتن دیجیتال خریدیم مامان گرام صدام کرده میگه بیا ببین این سیندرلا موجود نیست چیه مینویسه تو صفحه ی تلوزیون, رفتم دیدم نوشته سیگنال موجود نیست. هیچی دیگه قراره مامانم ی لغت نامه ی جدید به ثبت برسونه.
سیندرلا = سیگنال
آغا اون روز گودزیلای داداشم گیر داده من نارنجک می خوام , بعد از تحقیق و بررسی فراوان کشف کردیم منظورش نارنگی بوده. ی همچین گودزیلای متوهمی داریم ما...
شب بود و سکوت و غم و تنهایی و من
همه باهم بودیم , همه وابسته به من
اغا دقت کردین وقتی که سوار تاکسی میشین بعد ی آشنا سوار میشه دست میبری گوشیتو از جیبت در بیاری یارو فک میکنه میخوای کرایه بدی کلی ازت تشکر میکنه اصن آدمو تو منگنه میذاره لامصب. خدا نصیب نکنه