مرا از یاد برد آخر ولی من؛
به جز "او" عالمی را بردم از یاد...
(فریدون مشیری)
@Sara.Tn · ۴۸ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۱ رأی)
مرا از یاد برد آخر ولی من؛
به جز "او" عالمی را بردم از یاد...
(فریدون مشیری)
درست است که بعضی ها بوده اند...
بعضی ها هستند...
وشاید خیلی ها هم بعدا می آیند...
اما من می خواهم عزیز دل "تو" باشم؛
می دانی...؟
"بایکوت"
بعضی حرفا هست تو دلت که؛
جمع میشه...
جمع میشه...
جمع میشه...
همه رو که باهم میگی جنگ میشه!!
"بایکوت"
بگذار برود...
همسفر " راه " من که نشد...
دربدر " آه " من که می شود...
(بایکوت)
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم!
شاید این بوسه به نفرت برسد،
شاید عشق...
"فاضل نظری"
مثلا پیر شویم و من
عاشق دوستت دارم های ناقصی باشم که به میانه نرسیده فراموششان میکنی...
مثلا تو دامن چین دار بپوشی و من
عاشق چین های صورتت باشم...
مثلا من دست بکشم روی عکس هایت و تو
برعکس من، از چشم هایم دست بکشی...
مثلا تو کافه چی باشی و من
مشتری روزانه ی بوسه های قندپهلوی تو...
(بایکوت)
نظر بیشتر ایرانی ها در مورد حرفای منطقی دیگران:
" زر میزنه " !!!!!
غیبتت به هنگامی که حضورت لازم است،
گناهی نابخشودنی محسوب می شود...
" پل استر "
حتی سوالات کتاب تست کنکورت،
عاشق که باشی، بیت های محشری دارد...
بهمن صباغ زاده
اینطور که بوش میاد تا سلطان سلیمان به ایران حمله نکنه
.
.
.
..
.
و ستایش رو به عقد خودش درنیاره این دوتا سریال تموم نمیشن !!!!!
تو میروی و دل ز دست می رود،
مرو که با تو هر چه هست،
می رود...
هوشنگ ابتهاج
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺳﻪ ﺗﺎ پسر ﺟﻠﻮﻣﻮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯﻡ
ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﺗﻮ سارا نیستی؟!
ﻣﻨﻢ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍﺍ ﺧﻮﺩﻣﻢ !!!
.
.
.
.
ﺑﻌﺪ ﯾﻬﻮ 2ﺗﺎ ﺸﻮﻥ ﺑﺎ ﺗﯿﻎ ﺭﮔﺸﻮﻧﻮ ﺯﺩﻥ
اون یکی هم پرید جلو ماشین
ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﯾﺪ ! ؟ ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ پسرا ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻔﺴﺎﯼ
ﺁﺧﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ
ﮔﻔﺖ : ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻓﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﺸﯿﻢ ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻣﻮﻥ
ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ .
ﺑﺎﺑﺎ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﻣﻦ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ!؟!؟!
آغوشت همانند " جنگ ویتنام " است
هرکه رفت یا برنگشت،
یا اگر برگشت " دیوانه " بود!!
من از میان همه شما ؛
منتظر کسی بودم که نیامد...
نیامدن هزار بهانه میخواست و آمدن یکی...
طرحی از ماه مانده بر پیشانی ا�
بسکه در شب های دوری،
سجده کرده ام روی زیبایت را...
"نیلوفر ثانی"
قابل توجه اعضای قد بلند 4 جوک
.
.
.
.
.
.
.
.
. آیا می دانستید بلندی قد، باعث شیرینی آدم ها میشه؟!
اصلا روایت داریم که:
قد یارم بلنده
شیرینه مثل قنده! :))))
نیازمندیم به عاشق بودنت
به شعرهای نوزده سالگی
به دیوانگی های کوچکی که
این بار شکست نخواهند خورد
نیازمندیم که دیگر دیر نباشد...
تا فهمید خریداره واقعی ام،
گران شد...
کسی که برای دیگران رایگان بود...
مردم همه تو را، به خدا سوگند میدهند
اما برای من،
تو آن همیشه ای
که خدا را به تو سوگند میدهم...
قیصر امین پور
یه گودزیلا داریم چهار سالشه، اومده بودن خونه ما، نصفه شبی یه موبایل اسباب بازی گرفته بود دستش
هی حرف میزد هی میخندید، خواهرش بهش گفت داری چیکار میکنی؟
برگشت گفت : آقامون زنگ زده! عزیزم آبجیم سلام میرسونه!!!!
من o_O آبجیش :(((((
آقاشون :)))))