پریشان باد زلفِ او
که تا پنهان شود رویش
که تا تنها مرا باشد
پریشانی ز پنهانش...
"مولوی"
@بی کس · ۶۶۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۳۸ رأی)
پریشان باد زلفِ او
که تا پنهان شود رویش
که تا تنها مرا باشد
پریشانی ز پنهانش...
"مولوی"
خدایی اعتماد به نفس این مورچه ها خیلی زیاده ، دیروز پنج شیش نفر شده بودن داشتن یک حبه قنده گنده رو کول میگرفتن ببرنo_Oتا شب گیره این پروژه مورچه ها بودم ^_^
مدیونی فک کنی درس داشتم^_^
اعتراف میکنم وقتی 3 سالم بود پشت یخچال خالم اینا پی پی کردم^_^
بعد
مامانم اومده میگه این چیه :o_O
من: توپه^_^
خالم:O_O
واقعا چه کودک شیرینی بودم^_^
واسه مامانم تلگرام نصب کردیم همش داره از این کانال و اون کانال پست کپی میکنه میزاره تو گروها^_^ وقتی هم توسط افراد گروه لایک میشه کلی ذوق میکنه^_^
این همون مامانی بود که میگفت :
کــــــــور نشـــــــدی؟
الانم داره به خالم میگه پست جدید گذاشتم برو بخون^_^
مامان تلگرامیه ما داریم؟
فکر کردن به تــــو
پنهانی ترین کاره زندگی من است ...
و تـــــو
پنهانی ترین دلتنگی من هستی...
دلتنگ شدم،مثل هر شب...
دلم میخواد یکی دعام کنه ...
خودم که حوصله ی خدارو سربردم با این دعا و خواسته ی تکراریم ...
به خودم میگم: من تو فکر اون ، رو به آسمون ، اون تو فکر کی!؟؟
بیچاره خدا گیر کرده بین ما...
دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است
"مولوی"
شبی دوباره و ای کاش های تکراری
فدای چشم قشنگت هنوز بیداری؟
بهار من نکند شرط بسته ای با خود
تمام پنجره ها را ستاره بشماری؟
چقدر مانده به اتمام این شب تاریک
چقدر مانده که دست از سکوت برداری؟
دوباره حرف بزن خوبِ من نمی خواهد
که احترام سکوت مرا نگهداری...
تمام طول شب این بود فکرِ عاشق تو
که مثل آن همه دیروز دوستش داری؟
تمام طول شب این بود حرف چشمانت
که آی عاشقِ دیووانه با توام ، آری
.
همیشه با تو بهار و همیشه بی تو خزان
حکایت من و تقویم های دیواری
چهار سال از آن صبح عاشقانه گذشت
و تو هنوز به احساس من وفاداری
تو هیچ فرق نکردی هنوز شیرینی
هنوز شکل همان روزهای دیداری !
چرا بهانه و ای کاش ما که می دانی�
تمام می شود این انتظار اجباری
دوباره صبح همان صبح ناب خواهد شد
دوباره خواب پر از رنگ و بوی بیداری...
"احسان افشاری"
تنها جایی که میتونم عقدهامو خالی کنم بخش "ویراش مشخصات"هست! فورجک هرچی من بخوام صدام میکنه^_^یکبار میگه
سلام عشقم خوش اومدی^_^
سلام ناز ناز خوش اومدی^_^
سلام الان چایی میارم خوش اومدی^_^
سلام مبارک باشه قبولی دانشگاه خوش اومدی ^_^
سلام میخوای مدیر بشی؟خوش اومدی^_^
و الانم داره بهتربن دختر دنیا صدام میکنه^_^
خدایی مفت تر از این نازکش ندارم^_^
حال من حال اسیریست که هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت...
هم رفتنم خطاست و هم بازگشتن�
چون اَره در گلوی سپیدار مانده ام...!
"علیرضا بدیع"
دلم واسه خانومم گفتن های یک نفر تنگ شده
خانومم موهاتو بکن تو
خانومم مانتوت تنگه
خانومم شلوارت کوتاهه
خانومم موهاتو بالا بستی
خانومم لاک نزن
خانومم شیطونی نکن
هههههی یادش بخیر
ناظم مدرسمون رو میگم^_^
ها؟چیه؟چرا اینطوری نگاه میکنی؟
خوب دلم تنگ شده براشG_G
آخرين جمعه ی شهریور و،
ای کاش از مهر...
تو به فریادِ منِ عاشقِ دیوانه رسی
"مهدی امیری"
حالِ مَن خوب است اَمّا
با تو بهتر میشوم...
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید
آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی
روی خندان تو را کاشکی می دید�
شانه بالا زدنت را بی قید
وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر
چه کسی باور کرد جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد
"حمید مصدق"
محسن چاوشی
تویی کامل منم ناقص،
تویی خالص منم مخلص
تویی سور و منم راقص،
من اَسفل تو مُعَلایی
عجب حلواي قندي تو،
امير بي گزندي تو
عجب ماه بلندي تو،
که گردون را بگردانی
"مولانا"
بیچاره تر از عالم و آدم هستی�
ماتم زده ای مثل محرم هستی�
نه گندمی و نه یار گندمگونی
ما هم دل مان خوش است که آدم هستی�
"بیژن ارژن"
دوره ی ما دبیرستان هر کی ابرو بر میداشت تا یک هفته اخراج بود تا در بیادابروهاش^_^
ولی تو این دوره از این نعمت یک هفته ای محرومید^_^
اون پسری که هرشب بیدار میموند و دزدکی میرفت جای پدرش کارمیکرد تو فارسی دبستان یادتونه؟
اون الگوی من بود
ولی فقط تااونجا که "هرشب بیدار میموند".^_^
تا صبح بیدار
تا شب بیکار
و اینگونه گذشت
تابستان بر ما^_^