",بسوزی حالیا , مَــــرد در فَلَک مٌـــــرد "
" شِکَست هَرکَس که بَرقَلبَت سَرَک برد "
" رِفیقــان تا مُــــــــــــــــــرادی بود بودند "
" نَمَکدانَت شِکَست هَرکَس نَمَک خورد... "
@behnamhoseyni · ۶۰ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵ رأی)
",بسوزی حالیا , مَــــرد در فَلَک مٌـــــرد "
" شِکَست هَرکَس که بَرقَلبَت سَرَک برد "
" رِفیقــان تا مُــــــــــــــــــرادی بود بودند "
" نَمَکدانَت شِکَست هَرکَس نَمَک خورد... "
عاقا عموی ما یه دراکولا داره که 8 سالشه!
رفتیم خونشون اومده پیشم نشسته میگه بیا حرف بزنی�
میگم چی حرف بزنیم خانمی؟؟!
برگشته میگه از خودت بگو!!!!
هیچی دیگه یه سکوت مبهمی خونه رو فرا گرفت ومنم چون افق بی کلاس شده رفتم زیر فرش محو شدم!!!
من :|
خواهرم:|
بابام :$
عموم :)))
زنعموم:)))
فَقَط کافیِه ما بِشیم مـــــــادوتا
نِگاهِت دارِه راهــــــــو وا میکُنِه
نَگو نَه...! نَگومالِ هَم نیستی�
زَبونِت دارِه اِشـــتِباه میکُـــــنِه...
دِلــَــم کـــــه اَز کَســـــی بگـــــــیرَد پاکــــــ میکُنَمــــ...
گـــــــاه اِشتباهـــــــــَش را...!
گـــــــاه خـــــــــــودَش را...!
.
.
.
دکتر حسینیعتی
وقتی که فرهاد"فقیر" بود�
شیرین کسی دیگر شد..
حال که مجنون "غنی" شده ا�
میخواهد لیلی شود!
رنگین کمان را از رو برد این آدم چند رنگ..
رودخونه با کلی غرور گذاشت ورفت...
یروزی پشیمون از کاراش برگشت...
ولـــــــــــــــی...
همه ی ماهی ها مرده بودن!
.
آهای تویی که رفتی!خواهشا دیگه برنگرد...
سکسکه ام گرفته بود..
گفتند:"بترسانش خوب میشود...."
تنهایم گذاشت...
نفسم بند آمد!
.
به روزهای سخت که رسید...
بسیار تفاوت داشت,
آنکس که در روزهای خوب بامن...
بسیار تفاهم داشت...!!!!
لقمه ای که برداشتمــــ
اندازه دهانَــــــم بــــــــود
.
.
بشکند دستی که...
نامردانه از دستانم ربود
حال من ماندم و دلی که شکست از تنها ماندن...!
هر وقت دستت رو بستند بگو (یاعلی)
هر وقت بی یاور شدی بگو (یا حسن)
هر وقت آب خوردی بگو (یاحسین)
هر وقت سیلی خوردی بگو (یا زهرا)
اگر تشنه شدی ، آب نخوردی ، بگو یا ابوالفضل(ع)
اما اگر
تشنه شدی ،
آب نخوردی
دستتو بستند ،
بی یاور شدی ،
سیلی خوردی و
بگو
امان از دل زینب
کسی هست مثل من الان دلش لک زده باشه واس ظهور آقا؟
"اللهم عجل لولیک الفرج"
هروقت میخوام خاطراتشو از ذهنم پاک کنم تا دکمه دیلیتو میزنم یه گذینه نمیذاره هیچ کدوم پاک شن و ارور میده "TRY EGIN"اونم خاطره ای نیست جز لحظه ای که دستاش تو دستم بود و باانگشتام به آرومی دستشو نوازش میکردم...
کاش واقعیت ها انقدر "تـــــ لــــ ــــخ" نبودند...
تا طئنه نمیشنیدم
بابت دل بستن به سراب ها..!
.
.
بهنام
وقتی دستشوسفت فشاردادی واون هیچ عکس العملی نشون نداد
همونجا دستاشوواسه همیشه ول کن!
بعضی وقتاشاید چشم دروغ بگه
اما...اما...اما...!
اما دست دروغ نمیگه!
دور زدی مــــَــــــرا
گِرفتی دَستانِ کسی دَر هَـــــــوا
امّــــــــــا مــَــن
اٌمـــــیدَم بِه تـــو بود که طَــــنابِ زندگی را رَهاکَــــردم...
پرگار زندگی خوب دورم زد
دور زدنش به کنار...
نوک پرگار خیلی تیز بود...!
تو تاجرخوبی هستی
خوب میدانی که را به چه بفروشی!
فاکتورت کجاست؟
میخاهم ببینم قیمت من چقدر بود.!؟
.
.
بهنام
چشمانت سگ دارد!
سگی ولگرد که برای هررهگذری دم تکان میدهد!
به آنها یاد بده تکه نان هایی که برایشان پرت میشود برای محبت نیست،ازروی احتیاج است!
.
.
بهنام
خیره به چشمانت بلندمیگفتم من وتو!
وتوسر به زیر،زیرلب آهسته تکرار میکردی فقط من وتو!
دیرفهمیدم...
خیلی دیر....
(من و تو) من با(من وتو) تو کلی فرق داشت!؟
.
.
بهنا�
عشقت راکادو کن...
درشهربین مردانی پخش کن که نگاهشان به آن چون خودت باشد...
به درد من نمیخورد....
عشق تو از هوایی است که مادرت درآن تورا بارور شد....
.
.
بهنام