ی

یگانه خانم :)

@ramin1368 · ۲۳۵ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۸۱ رأی)

C
Cesc_Yegane ۱۲ سال پیش
پیام

چشمان درشت تخته سیاه بدون پلک زدن ،"من" و همشاگردی هایم رازیرنظرداشت...
معلم قصه گو،برقانون سیاه تخته نوشت:
"بابا" نان داد،"بابا" نان دارد،ان " مرد" امد،ان "مرد" زیرباران امد...
کسی ازپشت نیمکت بر آشفت و گفت :
خانم اجازه! چرا" دروغ" می گویید؟
معلم اواری از یخ بر وجودش قندیل شد و با کمی مکث،گفت:دروغ چرا؟
گفت :" پدرم" نان نداد،" پدرم" نان ندارد،" پدرم" رفت ،هرگزنیامد.
پدرم زیرباران رفت ودیگرنیامد.
سکوتی خشن برشهرک سردکلاس فائق شد....
معلم، تن لخت تخته را ازدروغ پاک کردو بازغالی که درجیبش داشت نوشت:
" بابا" نان نداد،"بابا" نیامد،"بابا" زیرباران رفت و "هرگز" نیامد_______