آقوی همساده:
آقو 1 سوالی ذهنمو درگیر کرده...
آخه من که سنی ندارم،
کی وقت کردم اینهمه بدبخت شم!؟!؟
@ملکه ی تنها · ۶۱ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
آقوی همساده:
آقو 1 سوالی ذهنمو درگیر کرده...
آخه من که سنی ندارم،
کی وقت کردم اینهمه بدبخت شم!؟!؟
السلام علیک یا اباعبدا..الحسین
می پیچد شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه عطری که سرش گم شده باشد...
نشنو از نی
نی حصیری بی نواست
بشنو از دل
دل حریم کبریاست
نی بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه دلبر شود...
شوهر چگونه موجودی است؟
.
.
.
.
.
.
.
.شوهر فعلا موجود نیست!
1 دونه پیرمرد ته انبار مونده...
فاکتور کنم!
یا ادامه تحصیل میدین؟
ما "اسفندی ها" عاشق سکوتیم اما دلیل نمیشه حرفی تو دلمون نباشه باید فرد خوبی برا هم صحبتی پیدا کنیم اون وقته ک حرفی تو دلمون نمی مونه..
"اسفندی ها" اکثرا دوست دارن تو خودشون باشن گاهی سکوت و گاهی 1 آهنگ ملای�
"اسفندی ها" حتی اگه خیلی غم داشته باشن اما گاهی دوست دارن شاد باشن تا غم هاشون رو کسی نبینه..
"اسفندی ها" آدم های با احساسی هستن دوست ندارن کسی رو از دست بدن و همیشه تلاش می کنن ک این اتفاق نیفته اما کسی رفت دیگه تلاشی برای بازگشتش نمی کنن ...
لایک:منم اسفندیم
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدی�
امید ز هر کس که بریدیم، بریدی�
دل نیست کبوتر که چو برخاست، نشیند
از گوشه ی بامی که پریدیم، پریدی�
رم دادن این صید از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدی، رمیدیم....
هرزگی مختص ب تن فروشی نیست، ربطی هم ب جنسیت ندارد.
همین ک هر نوع خیانتی بکنی ، هرزه ای...
همین ک از اعتماد کسی سوء استفاده کنی ، هرزه ای...
همین ک ب دروغ بگویی دوستت دارم ، هرزه ای...
همین ک قلبی ک از عشق تو ژر است را بشکنی، هرزه ای...
همین ک دوست داشتن و وفاداری کسی ک ب تو متعهد است را نادیده بگیری ، هرزه ای.....
"گــــــــــــریــــــــــــــــه" کار کمی است برای نداشتنت
دارم به رفتار پرشکوهی شبیه "مــــــــــــــــرگـــــــــــــــــ" فکر می کن�
............
من سرم را بـــــــــــــــالا می گیر�
چون بــــــــــــــازی را به کسی باختم که با خـــــــــیانتـــــــــــ برده بود........
آرام شده ام......
مثل درختی در پاییز که
تمام برگ هایش را باد برده است و تنها سکوتـــــــــــــــــ می کند..........
شاید آن لحظه که با سنگ کوچکی بر سنگ مـــــــــــــــزارم می زنی که بیدارم کنی؛
بی خبر باشی به انتظار آمدنت چشم به راه و بیدارم,دوست دارم زمانی که به دیدارم می آیی به یاد خنده ام یخندی چرا که اگر گریان باشی چگونه با دستان زیر خاک اشک روی گونه هایت را پاکــــــــــ کنم..........
کمی عوض شدم؛
دیریست از خداحافظی ها غمگین نمی شدم؛
به کســـــــــــــــی تکیه نمی کنم؛
از
کسی انتظار محبت ندارم؛
خودم بوسه می زنم بر دستانم؛
سر به زانوهایم می گذارم و سنگ صبور خودم می شوم؛
چقد بزرگـــــــــــــــــــ شدم یک شبه!!!
این روز ها دوره؛دوره ی گرگـــــــــــــــــــــ هاست!
مهربان که باشی...
می پندارند دشمنی!
گرگــــــــــــــــ که باشی...
خیالشان راحت می شود که از خودشـــــــــــــــــانی!
مــــــــــــــــــا تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم.....
می خندم...
ساده می گیرم...
ساده می گذرم...
بلند می خندم و با هر سازی می رقصم...
نــــــــــــــــــه اینکه دلخوشـــــــــــــــــــــــم!
نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!
مدت طولانی شکستم,زمین خوردم,
سختی دیدم,گریه کردم و حالا...
برای"زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ"زده ام...!
روحم بزرگ نیست!دردم عمیق است...
می خندم که جای زخـــــــــــــــــــــم ها را نبینی...
"خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــا":
نمیدان�
از دست داده ا�
یا از دست رفته ا�
که روزگارم چنین است......
پـــــــــــــــــــــــاییز
بــــــــــــــــــــــهاریست که عاشق شده است. . . .
اشک ها قطره نیستند
بلکه کلماتی هستند که می افتندفقط بخاطر اینکه پیدا نمی کنند کسی را که معنی این کلمات را بفهمند...
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست؟عشق کدام است؟غم کجاست؟
بگذار تایگویمت این مرغِ خسته جان
عمریست در هوایِ تو از آشیان جداست...
امشب2باره اومدی تا رویاهام رنگی بشه
شاید همین خواب عمیق،پایان دلتنگی بشه
امشب2باره اومدی تا خوابمو رنگی کنی
تا چشمای مغرورمو درگیر بی صبری کنی
دارم نگاهت میکنم،داری ازم دل می بری
چشم بر نمیدارم ازت،تو از همه زیباتری
حالا که قسمت دوریه،با رویاهات سر میکن�
دستامو محکمتر بگیر،دستاتو باور میکن�
برای دل بستن به تو،دل کنده بودم از همه
چشمامو رو هم میذارم هرچی ببینمت کمه
امشب2باره اومدی تاحالمو بهتر کنی
تا خوابمو لبریز یاس،تا بغضمو پرپر کنی
(خواننده:پویا)
حواست ب دلـــــــــــــــــــــــــــــت باشد..
آن را هر جایی نگذار
این روزها دل را می دزدند..
بعد که به دردشان نخورد..
جای صندوق پســـــــــــــت!!آن را در سطل آشغــــــــــــــــــــال می اندازند!!!
و تو حوب می دانی دلـــــــــــــــــــی که المثنــــــــــــــــــی شد!
دیگــــــــــــــر دل نمی شود..................