م

محمد غلامی

@Mohammadgholami20 · ۱۰۹ امتیاز

★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)

م
م ح م د ۱۲ سال پیش
جوک

قدیم ندیما که فقط صفا بود
موبایل و اینترنت و سی دی نبود
بزرگترا بالای خونه جاشون
کوچیکترا کنار دست و پاشون
صبحونه نون سنگکه داغ و پنیر
یه ذره سرشیر و عسل با فتیر
شبهای یلدا شب قصه گفتن
دختر پادشاه و هیزم شکن
سبزی پلو با ماهیمون به را بود
نخودچی کیشمیش روی کرسیا بود

م
م ح م د ۱۲ سال پیش
جوک

عاقا چند روز پیش رفتم دانشگاه برای انتخاب واحد ، پشت یکی از سیستم ها نشسته بودم داشتم کارمو انجام میدادم که یهو صدای بلندی از قسمت ارشدا (کارشناسی ارشد) اومد .
یه لحظه دیدم همه دارن به یه طرف نگاه میکنن. بیچاره یکی از پسرا با سر رفته بود تو در شیشه ای .
هیچی دیگه پسره تا درب خروجی دانشگاه سینه خیز رفت.