یـــروز خونه عمومینا بودیم ، منم داشتم اس ام اس میدادم !
دیدم پسرعموم خیلی بهم نگاه میکنه !
یجور دلش میخواست ببینه چی نوشتم !
سرم تو گوشی بود که مثلا بدون اینکه من بفهمم اومد بالا سرم (ولی من تیزتر از این حرفام و فهمیدم)
گوشیو یجوری گرفتم طرفش که بتونه بخونه ....!
چشمتون روز بد نبینه طفلی از خجالت آب شد رفت تو پارچ!
آخه نوشته بودم :((((( خیلی فضــــــــولــــــــی )))))
چیه مگه فضوله دیگه!