هیچوقت دلمو نشکست ....
هیچوقت بهم نه نگفت…
همیشه در جواب بچه بازیهام …خندید و گفت:
عاشقه همین کاراتم
@Moeink2 · ۲۵۸ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵۳ رأی)
هیچوقت دلمو نشکست ....
هیچوقت بهم نه نگفت…
همیشه در جواب بچه بازیهام …خندید و گفت:
عاشقه همین کاراتم
وقتی تو نیستی
نگاهم حوصله نمیکند
پایش را از چشمم بیرون بگذارد....
قـربان هـلالت بـروم ای مـه شـوال
آورده ام از فـرط خوشـی در دو سـه تـا بـــال
ســی روز به امید وصالت سپری شد
خـم شد کمرم در رمضان همچو یکی دال
انســان از ایـــن روی بُـــود شـاد در این روز
چون باز شکم در جلــو واوسـت به دنبال !
عید فطر مبارک
عید آمده هر کس پی کار خویش است
می نازد اگر غنی و گر درویش است
من بی تو به حال خود نظرها کردم
دیدم که دمی بعد قدیر در پیش است
پیشاپیش عید قدیر بر شیعیان مبارک
دوستم بدار نه برای سرگرمیت
دوستم بدار نه برای اشک ریختنت در خزان زندگی�
دوستم بدار ولی هرگز نگو دوستت دار�
دوستم بدار همانگونه که دوستت دار�
**عیــــــــدت مبارک بهــــــــــار زندگیـــــــــــم**
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی
وقتی می مانی و تحمل می کنی
از خودت یک احمق می سازی
(( آندره مالرون ))
هیچ وقت انسانی را تا مقام خدایی ارتقاء ندهید ...
لعنتی می رود از آن بالا عذاب نازل می کند بدتر از “عذاب الهی
آدمی غرورش را خیلی زیاد
شاید بیشتر از تمام داشته هایش دوست می دارد
حالا ببین اگر خودش،غرورش را به خاطر
تو،نادیده بگیرد،
چه قدر دوستت دارد !
و این را بِفهم آدمیزاد!
آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
... و همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن ...!
نبض لحظه رو نگه دار نذار عشقمون بمیره
نذار ضربه های ساعت منو از تو پس بگیره
عقربک های زمونه خستگی سرش نمی شه
نگو برمی گردی فردا دل که باورش نمی شه
حالم را ببین
مانند لیوان ترک بسته ای" شده ام که تحمل یک قطره دیگر را ندارد
بس است"
این بار دیگر میشکنم
مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي !
خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده
یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛
دوستـش داشتـم , دوستـم داشت
دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد
مانـــــده ام , رفتـــــه
مرگ بعضی وقتها ازدرد دوری بهتر است
بیقرارم کردی و گفتی صبوری بهتر است
توی قرآن خوانده ام، یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتی کنارت نیست، کوری بهتر است
ی خاطره از بچگیمه که خودم خیلی دوست دار�
حدود 5 سالم بود که با داداش بزرگم رفتیم پیشه gf داداشم منم با خودش برده بود که بهش گیر ندن رفتیم زمین بازی بدمینتون اونا بازی کردن دختره هم اسمش مریم بود اون رفت واسم یه بستی خرید موقع خدافظی هم مریم بوسم کرد و باهام بای بای کرد
غروب که داشتیم با داداشم برمیگشتیم خونه داداش گفت معین یه وقت تو خونه نگی مریم برام بستی خریدا بگو داداش خرید واس�
منم بچه بودم نامردی نکردم تا رسیدم خونه ( بستنی هم هنوز دستم بود ) به بابام گفتم سلام این بستنی رو مریم برام نخریده هاااااا داداش واسم خریده
بابام ی چشغوره ب دادش رفت
الان هم که 24 سالمه هنوزم که هنوزه با داداشم بعضی وقتا یاده اون روز میکنیمو اون به شوخی ی دونه میزنه پس کله ام و بهم میگه اوسکول
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود
از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود
پدر عزیز�
از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد
این بال های پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی
در لحظات با تو بودن لحظات بي تو بودن رو نفرين كرد�
در لحظات بي تو بودن لحظات با تو بودن رو آرزو كرد�
من كجاي لحظه هاتم تو كه اوج لحظه هامي...
ميدوني مرغ عشق بدون عشق ميميره
تو همون مرغ عشق مني كه بدون تو ميميرم
ای بابا من باید هر شب مثل خل ها اس ام اس بدم بیدارت کن�
خپ خودت بیدار شو دیگه