تو را دوست دار�
تو را دوست دارم چرا باورت نيست
به عشقت دچارم چرا باورت نيست
تمام خودم را اگرچند ناچيز
به تو مي سپارم چرا باورت نيست
اگر هم در آتش ولي باز با تو
قدم مي گذارم چرا باورت نيست
لايک=يه روز باورش ميشه ولي ديگه ديره
@شب گرد آزاد · ۱۹ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
تو را دوست دار�
تو را دوست دارم چرا باورت نيست
به عشقت دچارم چرا باورت نيست
تمام خودم را اگرچند ناچيز
به تو مي سپارم چرا باورت نيست
اگر هم در آتش ولي باز با تو
قدم مي گذارم چرا باورت نيست
لايک=يه روز باورش ميشه ولي ديگه ديره
ثانيه هاي بي تو تمام من است که تباه ميشود
تمام قلب تو که انگار شاد است
خود را براي تمام اين لحظات نميبخش�
و تو را که پنهان کردي رنجي و عذابي که برايت ساختم...
براي عاشق شدن آنچه حرف اول را ميزند احساس جواني است نه خود جواني،و احساس جواني به طور معمول به دنبال باران و بهار و گل بابونه نيست،عاشق گاهي در انتهاي خارهاي يک گل کاکتوس به غنچه اي ميرسد که ماه را بر لب هاي اون مي نشاند.
رمان احساس پنهان
نوشته ي حسن کريم پور
دلم درد ميکند...
انگار خام بودند خيال هايى که به خوردم داد...
ميگويند صداى دورگه ات را دوست داريم...
کاش مى دانستند دليلش بغض نشکسته ى انتظار است...