چن روز پيش با دوستم و مامان و بابام رفته بوديم گردش.رسيديم جلوي مغازه ي داداشم.داداشم از اون سر خيابون واسمون دست تكون داد.مامانم گف عههههههه!!!ياسينه هاااااا.10مين گذشت مامانم برگشت ازم پرسيد:ياسين همونيه ك قهوه اي پوشيده؟گفتم:عهههه مامان!تو ك الان ديديش!گف اخه صبح ك از خونه ميرفت بيرون نديدمش الان نشناختمش!!!!!
مامانه من دارم؟؟؟!!!