کرد مردی از سخندانی سوال
حق و باطل چیست ای نیکوخصال؟
گوش را بگرفت و گفت این باطل است
چشم حق است و یقینش حاصل است
@hajisolimani · ۷۹ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۴ رأی)
کرد مردی از سخندانی سوال
حق و باطل چیست ای نیکوخصال؟
گوش را بگرفت و گفت این باطل است
چشم حق است و یقینش حاصل است
يک بانک، عابربانکي ايجاد کرد که مشتريان بدون نياز به پياده شدن از ماشين و يا هرگونه وسيله نقليه خود بتوانند پول دريافت کنند،
بعد از ماهها نصب اين عابربانک و تحقيقات فراوان، اين بانک دستورالعمل و راهنماي استفاده از اين عابر بانک را تهيه کرد که در دو نسخه متفاوت براي مردان و زنان ارائه شد به اين شرح:
*راهنماي استفاده مردان :
-به سمت عابربانک رانندگي کنيد.
-پنجره ماشين را پايين بدهيد.
-کارت خود را وارد عابر بانک کنيد و رمز خود را وارد کنيد.
-مقدار پول مورد نياز خود را وارد کنيد
-کارت ، پول و رسيد خود را برداريد.
-پنجره را بالا بدهيد.
-به راه خود ادامه بدهيد.
*راهنماي استفاده زنان:
-به سمت عابر بانک رانندگي کنيد.
-به اندازه کافي دنده عقب بگيريد تا به عابر بانک نزديک شويد.
-نجره را پايين بدهيد و ترمز دستي را بکشيد.
-کيف دستيتان را پيدا کنيد و کل محتواي آنرا روي صندلي شاگرد خالي کنيد تا کارت خود را پيدا کنيد.
-به فردي که داريد با موبايل با آن صحبت ميکنيد بگوييد بعدآ تماس ميگيريد و تلفن راقطع کنيد.
-سعي کنيد که کارت را وارد عابر بانک کنيد.
-درب ماشين رو باز کنيد تا راحتر به عابر بانک دسترسي داشته باشيد به خاطر فاصلهتان از آن.
-کارت را وارد کنيد.
-کارت را مجدد از جهت درست وارد نماييد.
-دفترچه يادداشت خود را از بين وسايل کيف دستيتان پيدا کنيد تا رمز کارت خود را که پشت آن نوشتهايد پيدا کنيد.
-رمز را وارد کنيد.
-دکمه لغو را فشار دهيد و رمز درست را مجدد وارد نماييد.
-مبلغ مورد نياز خود را وارد نماييد.
-آرايش خود را در آيينه ماشين چک کنيد.
-پول و رسيد خود را دريافت کنيد.
-کيف خود را مجدد خالي کنيد و پول و رسيد خود را در آن بگذاريد.
-آرايش خود را مجدد چک کنيد.
-چند متر به جلو رانندگي کنيد.
-به سمت عابربانک دنده عقب بگيريد و برگرديد.
- کارت خود را برداريد.
-کيف خود را مجدد خالي کنيد. جا کارتي خود را پيدا کنيد و کارت را در آن بگذاريد.
-به راننده مرد پشت سر خودتان که مدت طولاني منتظر بوده در آيينه نگاه کنيد و شکلک در بياوريد.
-ماشينتان را که الان خاموش شده مجدد روشن کنيد.
-به فردي که با موبايل با آن صحبت ميکرديد مجدد تماس بگيريد.
-چند صد متر رانندگي کنيد.
-ترمز دستي را پايين بدهید
آقا ماه رمضون تموم شده ما هم گفتیم یه حالی به معده مون بدیم... جاتون آبی، داشتیم جیگر سرخ میکردیم. این مخاطب خاصم وسطش زنگیده صدای جیلیز ویلیز جیگرو شنیده میگه چی داری درست میکنی؟ میگم حدس بزن عزیزم بعضی وقتا تورو به این اسم صدا میزنم.
برگشته میگه یا ابوالفضل!!!!!!!!! ینی داری آشغال درست میکنی؟؟
خالم با گودزیلای 6سالش تو خیابون میرفته. بعد یه خانم حامله میبینن. گودزیلا میگه مامان این خانمه رو نیگا شیکمش چقد بزرگه. خاله ی خجالتی ماهم نمیدونه چی بگه میگه اون یه مریضی داره به اسم رماتیسم.
گودزیلا میگه مامان رماتیسم دیگه چه جور مریضی ایه؟
- خالم میگه یه جور مریضیه که شکم آدم پر از آب میشه بزرگ میشه.
گودزیلای بلا هم برمیگرده میگه اَاَاَاَه پس اون بچه که تو شکم این خانومست اگه شنا بلد نباشه غرق میشه که.
لایک: خدا گودزیلاها رو ازمون نگیره. نصف سوژه های 4جوکو تامین میکنن.
دیدین تو فیلما وقتی مرد میفهمه زنش بارداره چقد هواشو داره نمیزاره دس به سیاه و سفید بزنه؟؟؟
بابا اینا همش الکیه ها. دوستم تعریف میکرد وقتی 7 سالش بوده مامانش حامله بوده، اونوق اوج محبت باباش این بوده: وقتی میخواسته بره بیرون به دوستم میگفته پسر حواست باشه وقتی مامانت میخواد بره پشت بوم برفارو پارو کنه، پای نردبونو بچسب یه وقت سُر نخوره.
غرق گناهم به که روی آورم / نامه سیاهم به که روی آور�
از غم و اندوه شدم زیر و رو / غیر خدایم به که روی آورم . . .
التماس دعا
صد دانه مطلب * دسته به دسته
با نظم و ترتيب * اينجا نشسته
هر مطلبي هست * قشنگ و زيبا
يک قلب قرمز * بالاي آنها
---------------
گَه خنده داراست * گَه گريه دار است
گَه دوستانه * گَه نيش دار است
تو را الهي * دست علي مان
هر لحظه، هرجا * باشد نگهبان
تائيد گردي * تو فورجوکي جان
باشد هميشه * لايکت فراوان
زنان با یک دست گهواره را تکان میدهند و با دست دیگر دنیا را..
...
ناپلئون بناپارت
لایک: گل گفتی ناپلئون
بدخواه تو کو تا که درآرم پدرش را
بیرون بکشم با ته چاقو جگرش را
با مشت به صد ضریه کنم خرد سرش را
فردا توی روزنامه بخوانی خبرش را
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
چارده پونزده ساله بودم یه شب ماه رمضونی خوابم نمیبرد، همینجوری سرجام دستمو کردم تو مماقم و حسابی مشغول شدم. انقد تمیزش کردم که دیگه کار به جاهای باریک کشید و از مماقم خون اومد نگو بالشمم خونی شده، سحری ک پاشدیم مامانم بالشمو دید و وااای باورتون نمیشه کلی قربون صدقم رفت و گفت دیگه روزه نگیر دختر عزیزم خون مماق میشی!!!!!!!!
اونجا فهمیدم سرراهی نیستم. انشاله قسمت شما
اگر یک مرد و یک زن باهم از ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدام یک زودتر به زمین میرسد؟
خانم. چون آقا راه را گم میکند!!!!!!
یادش به خیر چن سال پیش، یه مخاطب ویژه داشیم یه عادتی داشت (گلاب ب روتون) هیشه دستش تو مماقش بود، یه روز این خیلی ناراحت بود و دلیلشم نمیگفت، ما هم خواستیم دلداریش بدیم گفتیم اگه مهمات مماقت تموم شده بفرما انگشتتو بکن تو مماق ما و حالشو ببر!!!
ولی خب بی لیاقت گذاشت رفت. ینی دلداریم تو حلقش
چاره ی من نمیکنی چون کنم و کجا بر�
شکوه ی بی نهایت و خاطر ناشکیب را
گر به دروغ هم شده شیوه ی مهر سازکن
دیده ی عقل بسته ام کز تو خورم فریب را
"رهی معیری"
شبا که ما بیداریم * خانوم صاقی ام بیداره
ما پست رو پست میزاریم * اون مشغول شکاره
ما با هزار تا زحمت * یه جوک میگیم بی منت
قانون سایت میاد و * میگه که خاک بر سرت
فردا شبش دوباره * جوک میزاریم، مثبته وباحاله
این بار میگه تکراری * شاسگول خنگ، تو جستجو نداری؟
پست بعدی جالب نیست * بمیرم برات، شدی منفیه بیست
سوژه ها که تموم شد * وقتمون که حروم شد
میگن تو علاف بیکار * جون مادرت بسه دیگه پست نزار
عزیزم چند کیلویی؟
به تو چه؟ مگه فضولی بهت نمیگم.
.
.
.
خب حداقل سه رقم اولشو بگو!!!!
با دوستم چت میکردم. گفت: موزیک چی گوش میدی؟ گفتم: داریوش
گفت: داریوش رو باید وقتی رو موتوری و باد تو صورتت میخوره و پهلوت چاقو خورده و خونت داره میره گوش بدی!!!!
من: :|
داریوش: :|
چاقو: :|
موتور: :|
ابوالفضل پورعرب: :|
کیمیایی:|
گودزیلای همسایه مون کلاس دومه، پسره، روز آخر مدرسه رفته به خانم معلمشون گفته من میخام تابستون سوم رو جهشی بخونم اگه میشه شماره تونو بدین اشکالی داشتم بپرسم. معلمشونم دختر ساده دهه شصتی شماره خونشونو میده، بعد دوروز این گودزیلا برمیداره زنگ میزنه خونه خانوم معلم، شوهرش جواب میده گودزیلا میگه خانم فلانی رو میخام. اونم میگه خونه نیست گودزیلا میگه شما کیش هستی؟ میگه من شوهرشم. گودزیلاهه هم میگه دروغ نگو خانوم ما دختر خوبیه اگه شوهر داشت به من شماره نمیداد. تو داداششی!!!!!!!!!!!!!!
من کزین فاصله، غارت شده ی چشم توا�
چون به دیرار تو افتد سرو کارم چه کنم؟
یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است
میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟
دوستان، بنده به تازگی کشف کردم که خورشید باید شبا طلوع کنه چون روزا خودش روشنه و نیازی به خورشید نداریم.
حالا به نظر شما تو سرشماری نباید منو دونفر حساب میکردن با این آی کیو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دروغ میگم عایا؟؟؟؟؟؟؟
آقا اعتراف میکنم من تا قبل از فوت مرحوم عسل بدیعی اصلآ نمیشناختمش. اما حالا حتی شماره شناسنامشم میدونم.
عجیب نیست؟؟؟