به او که روزی دوستش داشت�
بگویید:
...
...
...
...
..........هنوز هم دوستش دارم..........
@شداب · ۷۵ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)
به او که روزی دوستش داشت�
بگویید:
...
...
...
...
..........هنوز هم دوستش دارم..........
مجنونٍ لیلی،
نیستی تا ببینی...
لیلی هم در نبودت،
مجنون شده...!
سلام.
اولین باره که تو قسمت هواداران پست میزارم،قدیما دقیقا بالا سر اس ام اس های مذهبی یه جایی داشتیم به نام پاتوق،که خیلی دوستش داشتیم توی پاتوق خیلی خوش میگذشت اما.....
حیف شد واقعا...
الان ساعتOO:48شبه من فردا،بیستم،دوتا امتحان دارم که هر کدوم سه واحده،اما اصلا استرس ندارم،چون از اون دانشجوهای شب امتحانی نیستم(گولمالی بودا)...
چشمام درد میکنه...
دلم تنگ شده...
خوابم نمیبره...
حوصله درس خوندن ندارم...
و...
آی لاو یو 4جوک و 4 جوکیا...
مگه تو نگفتی که دوستم داری؟
پس چرا،
تنهام گذاشتی؟!!!
مغازه بستنی بندی داداشم وساندویچی پسرعموم کنار همه،یه روز که مشتری نداشتن با دوستاشون دم در مغازه نشسته بودن،که ناگاه ی ماشین با پلاک بوووووق(مسافر بودن) حدود بیست قدمی مغازه نگه میداره.
یه آقایی خیلی شیک و مجلسی پیاده میشه ومیاد سمتشون...
یکی از دوستای داداشم میگه:ببینم این روزیه کیه!بستنی میخاد یا ساندویچ!!!داداشم میگه ای خدا،بستنی بخاد.پسر عموم میگه نه،از قیافش معلومه که گرسنه س،ساندویچ میخاد....
ده تا چشم،داشتن به چشای اون آقاهه نگاه میکردن که یهو،اون آقای محترم در حالت ایستاده که داشته راه میرفته عوووووووووووووووووق میاره بالا(البته گل وگلاب به روتون و از این حرفا...)بنده خدا حالت تهوع داشته میخاسته بیاد بشینه کنار جوب که راحت کنه خودشو اما بین راه...
حیف که قیافه داداشم اینا رو نمیتونم ب تصویر بکشم....
قیافه اون اقای محترم:(:(
حالتون به هم نخوره ولی اینم اون پفکهایی که بین راه خورده بوده OOooooOooOOOOoooO
سر جلسه امتحان با هزاااااااااااار بدبختی ی تست از رو دست زرنگ کلاس زدم(مگه دستشو باز میزاشت؟ولی من زرنگتر از این حرفا بودم تونستم نگا کنم!!)بعد از امتحان رفتم بهش گفتم:امتحان چطور بود؟گفت خوب بود19میشم.من:خب خداروشکر،راستی من ی لحظه چشمم افتاد ب برگت و تست آخری رو دیدم زده بودی جیم،از رو دستت زدم،البته خودمم بین الف و جیم شک داشتما ولی شانسی زده بودم(الف)بازم خداروشکر که درستش کردم!!وگرنه الک الکی یه نمره از دس میدادم،خلاصه حلال کن دوسی...
اون:وااااااااااااااای نه!!چرا خرابش کردی؟جواب درستش همون الف بوده.من فقط همون سوالو اشتباه نوشتم!!!!دیگه قیافه منو تو اون لحظه روخودتون تصور کنید...
اینقد بدم میاد از اوناییکه سر جلسه رو دستشون رو باز میزارن!آقا این چه وضعشه مثلا امتحانه ها،ی کم مراعات کن دیگه!!!
لایک:ای آدم بد شاااااااااااااااانس.......
یکی از دغدغه های من از روزی که ال ای دی خریدی�
این شده که چجوری میتونم رو سرش گلدون بزارم!!!
ینی میتونم آیا؟
اصن همچین چیزی دااااریم؟
نه!واقعن داااااااااریم؟
بازم سلام به همه...
سینا مشهد،من از روزی که گفتی لبخند یادت نره دارم میخندم.بابا دیگه خندم نمیاد،خسته شدم بس با لبخند درس خوندم ،غذا خوردم،حرف زدم و....
آقا کیان من داشتم درس میخوندم که یهو یه چیز عجیبن غریبایی کشف کردم و اونم اینه که اگه اسم شما رو از آخر بخونیم میشه*نایک* پس اگر اسم شما کیال بود اونوقت میشد لایک.پس میشه نتیجه گرفت دلیل اینکه پستای شما اینقدر لایک میخوره همین هس...
نگید کشف عجیبی نبود که ناراحت میشم...
آقا کیان بعد از خواندن این پست میگوید:عه!چه جالب تا حالا خودم توجه نکرده بودم!!!!!
لایک=نایک=کیان
سلام به همه کسانی که شنیدن سلام کردم...
خانم صادقی عزیز خوشحالم از اینکه حالتون بهتر شده خدا رو شکر...
دوستان عزیزی که گوشاشون رو دوس دارن و لازمش دارن تقاضا میکنم برا چن لحظه گوششون رو بگیرن...
Live-lifeمهسا جون شما دستت رو بردار با خودت کار دارم،مهسا جون گفتم بردار...مهسااااااااا....آتیششش جون شما که کنار مهسا نشستی بزن بهش بگو دستاشو برداره مرسی عزیزم...
خب مهسا جونم چطوری خوبی؟میگم من ی کاری باهات داشتم و اونم اینه که جییییییییییییییییییییییییییییغی که سفارش داده بودی رو آماده کردم و خاستم بهت تحویل بدم تا دفعه دیگه نگی لیلی و هیچکس چرا ساکتی ی کم جیغ بزن خخخخخخخخخخخخ. دوس داشتی؟راضی شدی عزیزم؟
خب دوستان همه دستاشونو بردارن،من دیگه کاری ندارم.
راستی،آتیششش شما هم شنیدم ی چیزایی گفتی!
گفتی من متواری م؟من باید بیام خودمو معرفی کنم؟چی؟میخای حکم جلب منو بگیری؟شهریه من عقب افتاده؟نشنیدم چی گفتی؟گفتی بالاخره ماهم باید نون بخوریم؟با پول ما میخای بری نون بخری بخوری؟!!!!
دلت برا من تنگ شده؟وای عزیزم اینو راس گفتی؟مرسی عجیجم میخاستم باهات دعوا کنما اما دیدم اینقد مهربونی دیگه دلم نمیاد... دوسی منکه همینجام!منتها چون شلوغ پلوغه من دیده نمیشم...
دوستون دارم تاااااااااااااااااااااااااااااصب...
با سلام...
سوال صندلی داغ:پاسخگویان محترم دستا روی زنگ(1-دختر شمالی2-سید مصطفی3)سینا مشهد)
1)اولین باری که موبایل دیدین کی و کجا و دست چه کسی دیدین؟
2)با این چن کلمه،یه جمله عاشقانه بسازید(سوسک،قطار،لیلی،کفش پاشنه بلند،پارک دوبل،برگ چغندر)
3)اون چیه که اگه بزاریش تو جیب،جیبت ماسی میشه؟
4)در یک خط،اسم تمامی معلمان،استادان و تمامی کسانی که بر گردن شما حقی دارند را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید.با رسم شکل و نمودار....
5)شما همونا رو جواب بدید،سوال 5 پیشکش!والا با این جواباتون!!!
*******************************************************
*azi*(آزاده)جون من شما رو با rahaاشتباه گرفته بودم،فک کردم شما رها هستید و اسمتون رو عوض کردید.تعجب میکنم چرا اون پستتون رو ندیده بودم!آخه اون صفحه رو خونده بودم و دقیقا بعد از پست آقا کیان بود!!!!
بازم معذرت دوسی....
********************************************************
دوست عزیز،SIBبابت پستهای حجاب ازتون تشکر میکنم واقعا زیباست، ی بار یکی از دوستام بهم گفت توی این گرما اذیت نمیشی چادر میپوشی؟یکی از پستاتون رو واسش خوندم و حسابی قانع شد...
حتی خودمم،دیدم خیلی نسبت به گذشته بهتر شده،(البته من همیشه چادرمو دوس داشتما الان بیشترتر شده)ازتون ی دنیا ممنون. یکی از دوستای دیگه هم پست حجاب میزارن که الان متاسفانه اسمشون رو یادم نیست،اونا هم خیلی زیبا هست...
از سفره ی دلم کنار کشیده ای؛
چشمم شور بود یا دستم بی نمک....؟!
اگه از یاد تو رفتم،اگه رفتی تو ز دستم،
اگه یاد دیگرونی،من هنوز عاشقت هستم...
با وجود اینکه گفتی،دیگه قهری تا قیامت،
با تموم سادگی هام گفتم اما،بسلامت...
شاید این خوابه که دیدم!هر چه حرف از تو شنیدم!
قلب ناباور من گفت:من به عشقم نرسیدم...!
پیش از این نگفته بودی،غیر من کسی رو داری،
توی گریه،توی شادی،سر رو شونه هاش میزاری.
تو رو می بخشم و هرگز،دیگه یادت نمی افتم...
برو زیبای عزیزم...
تو گرونی،من چه مفتم...
شبی غروب میکنم،کنار چشمهای تو...
و بی گناه میروم ،به دار چشمهای تو...
من از تمام عاشقی،به این بسنده میکنم...
که یک دقیقه سر کنم،کنار چشمهای تو...
***********************سلام****************************
*********************************************************azi*(آزاده) جون،آخرین باری که اسم منو آوردی مگه همونی نبود که به آقا عباس گفته بودی،لیلی و هیچکس راس میگه شما چرا الان خرد دارید و....؟
یادم نمیاد توی اون پست رشته خودمو هم پرسیده باشی!!شایدم ی بار دیگه پرسیدی من ندیدم!!ببخشید عزیزم.
رشته من مدیریت امور بانکی هست،اما فک کنم شما حسابداری باشید،آره؟
چون تا اونجاییکه من میدونم اینجا فقط من وآقا عباس امور بانکی هستیم...
موفق باشی...
********************************************************خوش به حال اوناییکه دلشون طاقت میاره و نمیان اینجا و نشستن مث خان درسشونو میخونن،خوش به حالشون.....
*******************************************************
آقا مسیحا،خیلییییییییییییییییی خوشحالم که حالتون خوبه خدارو صدهزار مرتبه شکر...
********************************************************سایلار،هوووووووووووو...ماشاالله..........
شمام وقت کردید یه کم ابراز علاقه و خواستگاری کنید از دخترا،والا با این نوناتون(راستی ی کم با لهجه اصفهانی حرف بزنید،خیلی قشنگه)
دیشب باران،قرار با پنجره داشت...
روبوسی آبدار با پنجره داشت..
یکریز به گوش پنجره پچ پچ میکرد...
چک چک،چک چک...
چکار با پنجره داشت؟!...
آمده ام که با تو راهی بشوم...
آنی که تو از دلم بخواهی بشوم...
دریا بغلم کن،بغلم کن دریا!!
میخواهم از این به بعد،ماهی بشوم...
ساعت 7:45صب کنار خیابون ایستاده بودم برا تاکسی که برم دانشگاه(خوابه خواب بودم) دیدم ی ماشین از دور داره میاد و ی پسره(کنار راننده)سرشو از شیشه آورده بیرون و دستاشو تکون میده وشکلک درمیاره...منم دیدم داره جلف بازی در میاره سرمو چرخوندم اون سمت که نبینمش...
آقا چشمتون روز بد نبینه این ماشینه که با سرعت از کنارم رد شد احساس کردم پاهام از زانو قطع شد،ی نگاه به زانوهام کردم دیدم نه هنوز دارمشون!!!تا ب خودم اومدم دیدم بعله اون ماشینه،از هموناییکه ی تانکر آب پشتشون هست وخیابونارو میشورن؟!از اونا بوده!!!فشار آب به حدی بود که انگار با شمشیر پامو زدن...
و اون پسره هم داشته اشاره میکرده که برم تو ایستگاه که خیس نشم.
ولی کصافت لال نبود که!خب میتونست صدا بزنه و بهم بگه برو کنار،وقتی دید خیس شدم وهمونجا خشکم زده،برگشت و با خنده گفت:آخ آخ آخ...اشکال نداره خشک میشی..بازم خداروشکر خونمون نزدیک بود وبرگشتم ولباسمو عوض کردم!اما خوابم از سرم پریدااااااااا... خخخخخخخخخ..
سلام...
آقا کیان،یه خواهش داشتم ازتون:میشه از این به بعد در کنار نوشته هاتون ینی همون،یکی از لذتهایی که نیست(که خیلیم دوسشون دارم)یکی از لذتهایی که هست رو هم بنویسید؟
شما که خودتون دارید میگید اون لذتها دیگه نیست پس زیاد نباید به اونا فکر کرد،از لذتهایی که الان داریدم بگید لطفا...
میدونم بازم مثل همیشه ی حرف حساب و سنجیده و منطقی میزنید که قانع میشم.خب بفرمایید من منتظرم...
سلام خدمت همگی....
اقا abasمرا ببخش...باور کن جن بار جواب سوالتون رو دادم ولی جور نشده که بدستتون برسه من معذزت میخام...من دانشگاه آزاد شهرستان مرودشت درس میخونم...تازشم ارشد شرکت کردم ومجازم شدم اونم با رتبه بووووووووووووووووووووووق....
.::atefe.::جان ببخشید اینقد با تاخیر جواب میدم.بدترین تجربه زندگیم سال 85اتفاق افتاد که چشم درد گرفتم و جوری شد که دیگه داشتم بیناییم رو از دست میدادم و دکترا هم دلیل بیماریم رو نمیدونستن و میگفتن بیماری نادریه و منم چقد افسرده شده بودم...اما بعد از یه مدت با لطف و عنایت خدا کم کم داروها جواب دادن و خوب شدم.بعداز اون قدر سلامتیمو بیشتر از قبل دونستم و بهترین تجربه زندگیم دوران بعد از خوب شدنم بود...
خدااااااااایا شکرت....
آقا سعید ال نینو.داداش چیکار کردی برا ما؟قضیه خواستگاری و...چی شد؟صبت کردی؟من منتظرماااااا!
باب اسفنجی،ممنونم عزیز من که خیلی ذوق کردم،ازم اسم برده بودی.ببخشید دیر شد....قربان یو....
بعضی ها هم جوری میگن متولد فلان ماه هستن که انگار ژن برتر دارن !!!
بابا بهترین ...
بابا اصل مرام ...
د اخه مهربون ...
اصلا شما متولد مرداد ! خوبه ؟
دیگه ازاین بهتر
مردادیا پرچمشون بالاست