قصابی ها مثل طلا فروشی ها شدن
وایتبرد گذاشتند
قیمت صبح و بعد از ظهر متفاوته
با همین فرمون پیش بریم در آینده از ترازوی طلافروشان هم استفاده میکنند
وزن سوت گوشت رو هم حساب میکنند :|
@norbert · ۳۶۲۹ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۸۴۲ رأی)
قصابی ها مثل طلا فروشی ها شدن
وایتبرد گذاشتند
قیمت صبح و بعد از ظهر متفاوته
با همین فرمون پیش بریم در آینده از ترازوی طلافروشان هم استفاده میکنند
وزن سوت گوشت رو هم حساب میکنند :|
مَکش جارو برقیمون جوری شده که آشغال و از رو زمین خودم برمیدارم میبرم دم دهنش میگم آآآ کن که بذارم دهنت :|
هیچ عکسی اندازه عکس امام تو صفحه اول کتابای مدرسه نتونست استعداد نقاشی و خلاقیت بچه ها رو شکوفا کنه :))
وقتی شروع میکنی به کندن پوست لبت
به خودت که میای میبینی نصف صورتت پوست نداره :|
این برگ از تاریخ که ما توش حضور داریم همونیه که روش شیر کاکائو ریخته شده، یا نه، بذارین صادقانه بگم، اونیه که روش ریدن :|
مادربزرگ من خدابيامرز يجوري ماچ ميكرد قشنگ انگار رفتي حموم
يعني با ماچ اول ميتونستي سر و كله و بدنو خيس كنيو دست ليف و صابون بزني
با ماچ دوم آب بكشي بياي بيرون :/
نور به قبرت بباره دوش سیار :)
خستگیِ من با خواب رفع نمیشه
یه چند روز باید بمیرم قشنگ :/
شکاف بین نسلی یعنی این که مامان بزرگم روزانه چندین هزار بار الحمدللله و سبحان الله میگه منم میشینم پامیشم میگم گوه تو این زندگی :|
پسر خالم 16 سالشه تازه رفته ختنه کرده
از تو درمانگاه عکس گرفته کپشن زده ،
"لبخند حتی بعد یه عمل سنگین" :||
آلارم این گوشی جدیدا اصلا بدرد نمیخوره. یادش بخیر گوشی قدیمیا وقتی تا دو دقیقه زنگ میخورد و بیدار نمیشدی، خودش پا میشد پتو رو از روت میزد کنار و اگه بازم بیدار نمیشدی یه دو تا چک و لگد هم بهت میزد :|
يه مسواك ايراني خريدم ٨ تومن، بعد پشتش نوشته: ممنون كه از ميان اين همه من را انتخاب كردي.
خب بيشرف وقتی مسواک خارجی 50 تومنه تو انتخاب من نیستی، جبر زندگیمی :|
پوشیدن شلوار جین تو اتاق پرو فروشگاه وقتی یه لامپ ۱۰۰ داغ تو صورتت روشنه یکی از شبیهسازیهای فشار قبره :|
گوشت انقدر گرون شده كه ديگه وقتي گوسفند ميبينم، هم بهش احترام ميزارم هم ميشينم پاي بع بع كردنش با دقت نوت برداري ميكنم :|
یه سگداشتیم بابام گذاشتش تو گونی
بردش بیابون که ولش کنه!
عصرشد بابام نیومد مامانم زنگ زده میگه:
کجایی سگه دوباره برگشته!
بابامم میگه:
بپرس از کجا اومده من گم شدم:))))
الان دختر دبیرستانیا خوب شدن , من دبیرستان که بودم با یه دختره دوست شدم باهاش رفتم بیرون , همه تو خیابون به من میگفتن داداشِت اذیت نمیشه با مَقنَعه؟ :|
مسئولین هی میگن مردم نگران نباشن
آقا ما نگران نیستی�
ما ریدیم تو خودمون :|
شارژر تو گوشیمه،گوشیم دستمه
و هندزفری به گوشم...
بابام میگه:
این سِرُمِت رو یه لحظه قطع کن بیا شام بخوریم دوباره برگرد به کما! :|
بالاخره منم یه روز ازدواج میکنم ….
نه فورأ
ولی عمرأ
:)
زلزله اومد بابام رفت تو چارچوب در گفتم پس من چی؟
گفت: تو بمیری من میتونم دوباره زن بگیرم بچه دار بشم ولی تو نمیتونی پدر دار شی!
زلزله منو نکشت، تو کُشتی پدر :|
یه بار با مامانم دعوام شد، دو ساعت حرف زد آخرش گفتم گه خوردم ول کن،..
گفت معلومه که گه خوردی،
یه دور دیگه شروع کرد :))