اين قضيه ى امتحاناتو زياد بزرگ كردن.
هيچ جاى نگرانى نداره،فقط كافيه اولى و برينى
جورى ميفتى رو قلتك ريدن كه ديگه هیشکی جلو دارت نيس! :)
@norbert · ۳۶۲۹ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۸۴۲ رأی)
اين قضيه ى امتحاناتو زياد بزرگ كردن.
هيچ جاى نگرانى نداره،فقط كافيه اولى و برينى
جورى ميفتى رو قلتك ريدن كه ديگه هیشکی جلو دارت نيس! :)
دایرکت اینستاگرامم خیلی مزخرفه، حرفتون که تموم میشه میگی فعلا بعد طرف میگه فعلا بعد میاد فعلا تورو لایک میکنه بعد تو مجبور میشی فعلا اونو لایک کنی بعد یه قلب برات میذاره بعد تو مجبور میشی یه قلب بذاری بعد قلب تورو لایک میکنه تو مجبور میشی قلب اونو لایک کنی، ول کن دیگه سگ عوضی :|
اقا چه وضعشه اینقد کلمه شبیه هست؟
رفتم ارایشگاه یه مفهوم توی ذهنم بود بین پاتیناژ و بالیاژ و کورتاژ و درساژ مونده بودم، نهایتا خود ارایشگره گفت داداش منظورت پیتاژه؟ گفتم آره
آخرم ریداژ کرد توی موهام :|
تازگیا یه راننده اسنپ یه خانوم رو به خاطر بدحجابی وسط اتوبان پیاده کرده.
کاش این یارو خلبان هواپیما میشد،هر روز از آسمون دختر میبارید :)
روانپزشک شده جلسهای ۳۰۰، فک کنم باید به حرف مامانم گوش کنم و برای درمان مشکلاتم به خدا پناه ببرم :|
منم مث خیلیای از ثروتمندای معروف از صفر شروع کردم ولی متأسفانه هنوز نتونستم از صفر جلوتر برم :|
من اگه ۱۳ ماه پیش ازدواج میکردم الان بچه دار شده بودم
ولی ۱۳ ماه پیش کارت ملی ثبت نام کردم و هنوز کارت ملی دار نشدم
ایران هر روز در های جدیدی از عجایب رو برات باز میکنه :|
داشتم کتاب میخوندم بابام اومد تو اتاقم گفت چی میخونی؟
گفتم کوری
بعد اینکه گرفت با کمربند سیاه و کبودم کرد گفتم کوری اسم کتابه
خدا رو شاکرم کتاب بیشعوری دستم نبود ://
اگه "رياضی ١" رو افتادی فقط بايد عفو رهبری بخوره بهت تا بتونی پاس كنی !
وگرنه طلسم ميشه و هرگز پاس نخواهد شد :|
۲۵ سالمه و تازه الان فهمیدم وسط شاشیدن عطسه کنی شاشت قط میشه!
حالا خیلی چیزا مونده که باید تو زندگی یاد بگیرم :|
بعد از كار تو معدن سخت ترين كار دنيا ريدن تو دستشوييه كه قفلش خرابه و هر سي ثانيه يه بار بايد سرفه كني كسي درو باز نكنه بياد :|
بعد اینکه از دوییدن با کفشهای تنتاک مدل اراز خسته شدید به حموم رفته و با سردوش های سوبان حموم کنید و بیرون که اومدید از لوسیون موی بهاره استفاده کنید و بعد تلویزیون رو پرت کنید تو کوچه :|
یه جا رفتیم خواستگاری، آخرش پدر دختره از بابام پرسید «خودت حاضری یکی مثل پسرت دامادت بشه»
بابام یه نگاهی بهم کرد گفت بعدا مزاحم میشیم :))
چطوری میفهمید یه ادکلن تلخه؟
من هر ادکلنی رو که خوردم همشون تلخ بود.
از عجایب ایران اینه که وقتی زنگ میزنی ب اداره کسی جواب نمیده
وقتی هم حضوری میری همه دارن
با تلفن حرف میزنن :|
بین بیدار شدن از خواب و بلند شدن از رختخواب
یه مرحله ای هست به اسم چک کردن گوشی با یک چشم باز :)
غروب فردا ١۶ فروردین میکس بسیار زیبایی از:
غروب جمعه
غروب سیزده بدر
غروب شام غریبان
غروب ٣١ شهریوره
تازه هوا ابری هم هست
یعنی خوار مادر دلگیریو واستون رو کرده :|
قبلا وقتی پیاز رنده میکردیم اشکمون در میومد الان وقتی قیمتشو میبنیم،همیجوری که داره پیش میره چند وقت دیگه با اسمش باید گریه کنیم :|
وضعیت جوریه که هر گوشه مملکت بری جانباختگان یه حادثهای دارن تشییع میشن
داریم تموم میشیم :|
ميگه ديگه بزرگ شدي زشته بهت عيدي بد�
تو عيدي بده من قول ميدم انقدر بچه شم كه تو جام بشاش�
:|