بعضی ها!!!
"یار"
نیستن!!!
"بار"ن.
با رفتنشون آدم سبک میشه.
@فال فروش · ۴۰۴ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۲۱ رأی)
بعضی ها!!!
"یار"
نیستن!!!
"بار"ن.
با رفتنشون آدم سبک میشه.
کلافه ام...
مثل زمانی که"مادرم"
نمیتواند سوزن نخ کند...
لباسهایمان که تنگ میشد می بخشیدیم به این وآن،
ولی،
دل تنگم را حالا،
چه کسی می خواهد؟؟؟
هیچگاه به کوچه بن بست ناسزا نگو،
رنج بن بست بودن برای کوچه کافیست.
خدایا...
خسته ام...
خسته تر از هرشب...
می شود فردا بیدارم نکنی؟
دیوانه نیستم!
دوستت دارم...
باورکن...
زیباست لحظه های خوش دوست داشتن کسی که،
حتی نیست!!
به زخم هایم می نگری؟!
درد ندارد دیگر...
روزی که رفتی...
مرگ تمام دردهایم راباخودش برد!
مرده ها درد نمی کشند!
حرف آخرم این است...
برنگرد دیگر!!
زنده ام نکن!!
باید "خلیل "بود وبه یار اعتماد داشت،
گاهی "بهشت" در دل" آتش" فراهم است.
من "خدا" را در قلب کسانی دیدم که بدون هیچ توقعی مهربانند،
درست مثل"تو"...
میگن پا ستون بدن انسانه،
ولی هیچکس نمیدونه ستون زندگی من فقط"تویی"...
در سایه درختی که یک نفر جا دارد،تو بمان...
من به زیر آفتاب ماندن در کنار تو راضیم.
آغوش گرمم باش
بگذار فراموش کنم لحظه هایی را که درسرمای بی کسی لرزیدم.
میگن هرکی دلش خوشه، دنیاش هم خوشه...
دلم فدای دنیایی که دلش به دلخوشی تو خوشه...
سنت فاطمه(ص) قسمت اول:
بشنو ازچادر که درتوصیف زن
تارو پودش باتو میگوید سخن:
تارو پودم را شرافت تافته
تا شرافت را به عصمت بافته
درکلاس حفظ تقوی و شرف
دختران درند وچادر چون شرف
بهترین سرمایه زن چادر است
زانکه زیب وزینت زن چادر است
چادر از بهر زنان الزامی است
بهر زن بی چادری ناکامی است
حفظ چادر در سرای اقتدار
دختران را هست تاج افتخار
حفظ چادرحفظ دین ومذهب است
شیوه ازواج پاک احمد است
حفظ چادر حفظ ناموسهاست
پاسدار حیله جاسوسهاست...
سنت فاطمه(ص)قسمت دوم:
حفظ چادر نص قران مجید
قفل جنت را بود تنها کلید
حفظ چادر چاره ساز کارهاست
حافظ گل از هجوم خارهاست
حفظ چادر زخم ها رامرحم است
دست رد بر سینه نامحرم است
حفظ چادر التیام دردهاست
سد محکم در بر نامردهاست
زن بسان گل بود درباغ گلزارجهان
مرد او اندرمثل چون مرد باغبان
باغبان بایدکه دیواری کشد بردورباغ
تاگلش ایمن شوداز این وآن
ورنه بایدکه بیندبادوچشم خویشتن
غنچه ناموس خود رادرکف بیگانگان.
ھہ رؤڑمیان کردھ دل تیپے مڑؤلت
بہ خوین پاراو کرا جے ڑوانے چؤلت
دہ سی دل بگرھ خوین ریڑے ھہ تاکہ ے
بھ زہ یکت بے بھ دلدارے کلؤلت.
ترجمہ:هجوم آوردنت بردل مژگانت،باخون پایمال کردند میعادگاه خلوتمان را، دست دلت رابگیر خون ریزی تا کی؟رحمی بکن به دلدار بدشانست.
ریگھ ے کرماشان گول و گولدہ ستہ
بویشنھ دووسھ کھ م غھ ریبے بھ سھ
ھہ رکھ س بپرسید ناوو نیشان�
من عاشیق تہ رین ناو کرماشانم.
ترجمه:راه کرمانشاه گل وگلدسته،به یار�
بگوید غریبی بسه،هرکس بپرسد نام ونشانم،من عاشق ترین درکرمانشهانم.
به گریه م پی که نی،خه نده ت به شینه
ده لیی:پاش گریه نؤره ی پیکه نینه
دلت گه ر صد یه کی سینگت نه رم با
نه رم بووی ئیسته بؤ ماچیک له سینه.
ترجمه:به گریه ام خندیدی خندیدنت گریه آور است.میگویی:بعد گریه،نوبت خندیدن است.اگر دلت یک صدم سینه ات نرم بود،نرم میشدی برای بوسه ای ازسینه.
ده پرسی چؤنه چیژه ی خه م ده چیژم؟
له به رچی ده ردو زوخاو هه لده ریژم؟
بژانگی تؤ دلی کردومه بیژه نگ
کول و خوینی ئه وینی داده بیژم!
ترجمه:میپرسی چگونه است که غم مینوشم؟ چرا درد وغصه ازدرونم میجوشد؟ مژه تو دل مرا چون الک کرده.خاک وخون زندگیم را سرند میکنم.
نازنین تر زتو کس نیست که یادش بکنم،
سر و دل عاشق یک ناز نگاهش بکنم،
تا زمین هست وزمان هست بگویم ای دوست،
تو عزیزی وعزیزان به فدایش بکنم.