<p>
دارم از تنهایی می پوسم و میمیرم...
شاید سرنوشت من اینه که همیشه با یه دنیا آه و حسرت در چرخش و نفس کشیدن باشم</p>
@tanhaei · ۶۱۲ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۸۵ رأی)
<p>
دارم از تنهایی می پوسم و میمیرم...
شاید سرنوشت من اینه که همیشه با یه دنیا آه و حسرت در چرخش و نفس کشیدن باشم</p>
<p>
یه عمری رو فدا کردم با اون حرفای پوشالی نفهمیدم که غرقم توی این دنیای تو خالی</p>
<p>
کشتی قلب ما را موج نگاه تو شکست گر صبر کنم تو هم ما را خواهی شکست</p>
<p>
هر اندیشه شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد .</p>
<p>
کسی که مرتکب هیچ اشتباهی نشده است مطمئنا هیچ چیزی را امتحان نکرده است (انیشتین)</p>
<p>
یکی از سخت ترین کاراپاک کردن مسج هاییکه یه روزی...برات یه دنیا معنی داشت!</p>
<p>
به اندازه ی شیرینی وجودم دوستت دارم........از طرف لیمو ترش..!</p>
<p>
بابزرگترین عشق درکوتاه ترین جمله
به روی لطیف ترین گل سرخ می نویسم:بیادتم..!</p>
<p>
به که پیغام دهم؟
به شباهنگ به شب مانده به راه؟ یا به انبوه کلاغان سیاه؟
به پرستو که سفر میکند از سردی فصل یا به مرغان بکوچنده ز شهر؟
به که پیغام دهم که به یادت هستم؟</p>
<p>
اگه قلبت زندان بود،گناهی میکردم که تاوانش حبس ابد باشه</p>
<p>
با تو لحظه های دلگیر همشون رنگ بهاره
دل من خوشحال از اینکه تو رو داره تو رو داره...</p>
<p>
نویسم با دستی لرزان و قلبی شکسته با چشمی گریان می نویسم از شور عشق از تو
تا کهباور کنی دیوانه وار دوستت دارم</p>
<p>
اگر دبیر شیمی بودم نام تو را در قلبم پخش می کردم تا محلول با محبت شود
اگر دبیر دینی بودم می دانستم که بعد از خدا تو را می پرست�
اگر دبیر جغرافی بودم می دانستم که خوش آب و هوا ترین منطقه آغوش گرم تو است و اگر دبیر زبان بود�
با زبان بی زبانی ميگفت�
عاشقتم</p>
<p>
اگر دبیر ریاضی بودم ثابت میکردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم می گذرد</p>
<p>
زندگی به من آموخت چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت چگونه زندگی کنم</p>
<p>
به من نخند یه روز دلت دل به کسی میبنده اون روز میبینی عاشقی گریه داره نه خنده!!
منهم یه روز میخندیدم به اشک سرد عاشق باور نمیکرد دل من ناله و درد عاشق...!!!</p>
<p>
یادمان باشد، فردا ،حتما، ناز گل را بکشیم...
حق به شب بو بدهیم...
و نخندیم دیگر، به غضنفرای دل هر گلدان...!!
و به انگشت، نخی خواهیم بست تا فراموش نگردد فردا...! زندگی شیرین است!
زندگی باید کرد... ولی نه به هر قیمت
و بدانم که شبی خواهم رفت .... !!!
و شبی هست که نباشد، پس از آن فردایی ...</p>
<p>
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید امشب سوزش این زخم ها راکم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است…
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی…</p>
<p>
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان</p>
<p>
دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم</p>