A

Ali

@tanhaei · ۶۱۲ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۸۵ رأی)

I
I=∅ ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
دیروز تا تو تاکسی نشستم دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته،
به روی خودم نیاوردم که دیدمش.
5 دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا 2 نفر حساب کنین لطفا!
من بسی خجالت زده دستشو گرفتم و کلی باهاش کشتی گرفتم که:
توروخدا شرمنده نکنین!آخه این چه کاریه و این حرفا...
بعد اینکه پولو داد دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد و گفت:
این هم مال این آقا!
تازه فهمیدم دفعه ی اول کرایه ی خودش و پسرش رو حساب کرده بود ..!:|</p>

I
I=∅ ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
یکی از فامیلامون یه اسب خریده 18 میلیون دلش نمیاد سوار شه !
دیروز اومده بودن خونمون بابام اول حال اسب رو پرسید بعد حال فامیلمونو !
به بابام گفت انقدر دوستش دارم که دلم نمیاد سوارش بشم ... بابامم خیلی جدی گفت خوب بذار اون سوارت بشه .. فامیل :| من =)))))))</p>