آ

آروشا

@zn018 · ۶۹ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۵ رأی)

ز
پیام

ـ◕‿◕محمّدرسول توجه توجه داداش ایول نریا بری خیل عظیمی از 4جوکیا دپرس میشن
ـ◕‿◕مسعود.‏‎ ‎زنجان داداش توجه توجه احساس پوچی اصن میدونی ینی چی که میگی این احساسو میکنی ؟چرا اخه ؟اگه میشه بیشتر توضیح بده ولی همین احساس پوچی واقعا وجود نداره اگه منظورت اینه که بود و نبودت فرق نمیکنه چرا میکنه همین حالا ببین چند نفر واسشون مهمه حالت فقط میتونم دعا کنم برات
ـ◕‿◕سحر جون ابجی توجه توجه ابجی دردت چیه ؟:(
ـ◕‿◕میم مثل... توجه توجه من دوستت دارم حالا بخند افرین :))))))
ـ◕‿◕واسه صندلی داغ سینا مشهد نویسنده ای داداش ؟
ـ◕‿◕به درخواستma30 sheyton:من یه دختر کاملا مهربون دماغ گنده شاعرو میشه گفت یکم نویسنده البته داستان های طولانی ویه روز خوب میاد که قصد دارم بعد از امحانا یکی از اینشاهکار های توی امتحانا رو به یاد این روزا بذارم برید حال کنید و کوچیک بچه های 4جوکم خیلی مقاومم کارد بزنید که فک نکم قصد چنین کاریو داشته باشید خونم در نمیاد بیرون میرمم ارایش نمیکنم به غوران اعتماد به نفسم طبق گفته دوستان رسیده به پشت بوم

ز
پیام

خیلی شرمنده یه مدت نبودم میدونم دلتون خیلی واسم تنگ شده بود
نه ؟خیلی بدین جاوتن خالی سرما خوردم خیلی هم بدمزس
لامصب همه هم کلاسیام خورده بودن به من ندادن
گیردادم چرا ندادین زود یکیشون هول دادتو دهنم حالا تو اون مدت که نبودم
به جون هم کلاسیم که میخوام سر به تنش نباشه بیمارستان بودم گوشیم�
نمیذاشتن دست بزنم بهش به بزرگی خودم بخشیدمتون اگه فوش دادید بهم

ز
پیام

این اولین فعالیت من در پاتوق دوستانه(یه جوری میگم فعالیت انگار غنی سازی اورانیمه)میگم اینجا شاعر خیلی یافت میشه ها
علاوه ب اینا چهار جوک به عنوان بهترین کشف کننده استعداد شناخته شدکلاس مجری گری هم میذارید؟دعاکنید معروف بشم(فقط به خاطر پول و محبوبیت نه به خاطر علاقه ****اگه دروغ گفتم تو سرم بخوره ملاقه)استعداد شعرم دارم به شدت دعا لطفن شماهادلتون پاکه ماله ما کثیف شد رفت

ز
جوک

یه سوال داشتم
مگه واسه مسواک زدن مسواکو نگه نمیداریم سرو تکون میدیم ؟
شاید نگید چرا این سوالو پرسیدی ولی من جواب مید�
چون دیروز یه فیلم دیدم دختره سرشو نگه داشته بود مسواکو تکون میداد
دیوونه بود نه؟
خدایا بیماران و دیوانگان اسلام را شفا بفرما

ز
جوک

به دوستم میگم :میدونی چهار جوک چیه ؟
میگه: نه
میگم :یه سایته توش جوک و اس ام اس میذارن ما میریم میخونیم لایک میکنیم لایکمون نمیکنن
دوستم:ا نه بابا من تا حالا فکر میکردم یه چیز تو مایه های دو پینگه
به جون شخص سوسکای پروانه ای که عاشقشونم باید اینو ببرم تو گینس اسمشو ثبت کنم
حیف میشه استعدادش اینجا

ز
جوک

این روزا تریپ ور داشتم مامانی توپ بیست تک
پای شوفاژ،پتو روم ،چایی نبات غلیظ در دست (درسته بخار پز میشم ولی بالاخره باید ثابت کنم معتادم ؟)وسط فیلما چرت میزنم
الکی کجو معوج راه میرم ،چشمامو خمار میکنم ،زیاد میخوابم
اینارم زیر پتو دارم مینویسم
ولی توجه اعضای خانواده زیاد شده به�
حالا داریم میریم مرکز ترک اعتیاد
+الان مثلا از مرکز ترک اعتیاد اومدیم داریم میریم تیمارستان چون دکتره گفت هیچ مرگیت نیست
به کی بگم نمیخوام برم مدرسه لایکش کنید دلتنگ نرم تیمارستان

ز
جوک

خونه مامان بزرگم بودیم (فهمدید مامان بزرگ دارم و مامان بزرگم خونه داره )مامان بزرگم نشسته بود نصیحتم میکرد (فهمیدید مامان بزرگم کسی رو که بخواد نصیحت کنه میشینه)
منم در تب و تاب بودم حال وحوصله هم نداشتم
دختر عمه گودذیلام گف حرس نخور بزرگ میشی یادت میره !
منم زود رفتم زیر مبل ترکیدم مشکلی بیش نیاد
راستی بگم گودذیلامون 3سالشه

ز
جوک

سر کلاس دینی بحث عاشقی های این دوره و زمونه
من :خانوم ما یه الگو (مخاطب خاص )داریم خیلی ادم خوب خوش اخلاق مهربون بی ریا خاکی شوخ شاعر خوشگل خوشتیب (شما خودت بقیشو اضاف کن بعدشم اینجوری نگا نکن با تو نبودم +تا رب ساعت تعریف) که خیلی دوسش دارم
معلم دینی:الگو داشتن خوبه ولی مهمه که مورد اعتماد مردم باشه ؟دختره دیگه؟
من :خانوم اگه مورد اعتماد کسی باشه که خودم فکشو میارم بایین و در اون مورد باید بگم نه یه بسر 28 سالس
معلم:این اراصلا خوب نیس ولت میکنه میره افسرده میشی معتاد میشی از گوشه جوب بیدات میکنن اونم نمیفهمه میمیری راحت میشم اونم با این تفاوت سنی(چه ربطی به تفاوت سنی داش عایا)
من:خانوم به چشم خواهری نگاش میکنم اونم منو اجی خطاب میکنه(الکی میگه: بابا بنجلی)ولی عایا یه خواهر نباید شماره داداششو داشته باشه زنگ بزنه قربون صدقش بره باهم برن بیرون حرف بزنن حرفای فلسفی عاشقانه تحویل هم بدنو از اینا
هیچی معلممون داره بانبودم کنار میاد دیگه هم سر این کلاس بحثی برگزار نشد ولی قانع شد ناجور

ز
جوک

بوسته بسته هایی که عید بستشو خوردیم توحلقم اگه دروغ بگ�
به مامانم میگم مامان من سر راهی نیستم اهیانن ؟
میگه:چرا
من:ازکجا بیدام کردین
مامان:رفته بودیم سطل زباله بخریم یه سطل زباله انتخاب کردیم اومدیم خونه بازش کردیم دیدیم توش تو نشستی
من:خوب میبردین بسم میدادید
مامان:نمی شد اخه روش نوشته بود اشغال داده شده بس گرفته نمیشود
من چی بگم همین که الان تو اتوبوس راهیان نورم نزدیکای بروجن
از اون طرف بنزین به دست میرم سمت دستشویی(دستشوییاشون کثیفه میخوام تمیزش کنم با بنزین برق بیوفته)

ز
جوک

من لحظه ی سال تحویل تو حموم بودم بعد که اومدم بیرون مامانم گف وای بد بخت شدیم تا اخر سال باید بایه سگ آبی سرو کله بزنیم من کفم بریده بود وبابام گف دلت میاد گناه داره ولش کن
من گفتم کی من
بابام نه بابا سگ آبی حیف سگ آبی نیس طفلی خجالت میکشه دیگه نگی اینارو
نه خیرم من سر راهی نیستم چون اونایی که بچه هاشون سر راهیه یه کار میکنن بچه هاشون خم به ابرو نیاد که اگه فهمید ولشون نکنه
بعدشم ریشه سه حرفی اطفا میشه طفی حالا فهمیدین عشق ادبیاتم یا بگم

ز
جوک

یکی ازفانتزیام اینه که یکی از دوستام بگیره بخوابه بعد 1 ساعت بیام یه کاسه اب جوش خالی کنم تو صورتش بعد از خواب بلند نشه بعد یه سیم برق لخت 1000ولتی رو وصل کنم به انگشتش برق بگیردش جزغاله شه بعدش با چاغو چشماشو در بیارم بعدش بنزین بریزم روش یه کبریت بزنم بعد بره هوا ببرنش بزشکی قانونی بعد بزشکی قانونی علت مرگ رو اینجوری اعلام کنه
مقتول به خاطر یک کاسه اب جوش که تو صورتش ریخته شده سکته کرده و جان باخته
لالالالا لایک
بکوب لایک قشنگه رو

ز
جوک

سلام عاغاما یه گودزیلا داریم خیلی ماهه (فهمیدید که دختره )
امروذ رفته واسه ما چایی دم کرده میگم دست درد نکنه میگه درد نمیکنه بعدشم اگه خیلی نگران دست منی بیا خود خ*ر* ت دم کن بعد سینی چایو خیلی ریلکس وارونه کرد تو سرم منم هیچی بهش نگفتم گفت چرا دعوام نمیکنی گفتم دلم نمیخواد زد تو گوشم گفت یالا دعوام کن تا به مامان بگمت زود باش
قیافه من ^>^
گودزیلا *-*
مامانم ((-))