سلام به همگی.عیدتونم مبارک.من چند روز نبودم و نتونستم همه پستارو بخونم ولی انگار حرف من پاتوق رو تکون داده.داداش عباس عزیز شاید بهتر بود چیزی نگم. الان میگم که ما همه جوره قبولت داریم.نوشتن همچین فانتزیایی واقعا خلاقیت میخواد.مرسی مرسی
@satrel · ۸۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)
سلام به همگی.عیدتونم مبارک.من چند روز نبودم و نتونستم همه پستارو بخونم ولی انگار حرف من پاتوق رو تکون داده.داداش عباس عزیز شاید بهتر بود چیزی نگم. الان میگم که ما همه جوره قبولت داریم.نوشتن همچین فانتزیایی واقعا خلاقیت میخواد.مرسی مرسی
عشق دروغي بود كه درتمام اين سال ها باورش داشتم چه تاوان سنگيني داشت همين اشتباه كوچك......
یکی از عملیات فوق فوق سری من تو دوران بچگی این بود که هروخت مامانم برا مهمونا چای میریخت من میدویدم دسشویی کارمو میکردم بعد دستامو با آب سرد میشستم میرفتم میپاشیدم تو چایی که زودتر خنک شه مهمونامون بخورن و لذت ببرن.تابحالم هیشکی پی نبرده بود.آخ که چه بچه رازنگه داریم من.
عاقا دیروز تولدم بود برگشتم به پسرخالم میگم:امروز تولدمنه.درآورده هزار تومن داده میگه بگیر اینم کادوی تولدت برو حال کن!.الان تو فکرشم با این همه پول چیکارکنم؟ملت فک و فامیل دارن مام داریم.
چن روز پیش مامی بزرگم اومد خونمون یکم باهم حال کنیم شب که خوابیده بودیم صدای زنگ تیلیفن دراومد.همه مثل برق از جا پریدن در حالی که به سمت گوشی میدویدن من گفتم ینی کی میتونه باشه 4نصفه شب؟وبایک پرش کوانتومی رفتم گوشیو ورداشتم.بابامم رفته بود پول اماده کنه.حالا همه منتظر دراومدن صدای مخاطب بودیم که یهو بابا بزرگم گفت:الوووووووووووو کاکول چطوری؟گفتم قربانت بابابزرگ چیزی شده؟گفت نه ببه جان چیزی نیست فقط به عشقم(مامان بزرگ)بوگو شبکه4 یوزارسیف داره پاشه نگا کنه................قیافه من!قلب مامان بزرگم! .قیافه مارو بیزحمت خودتون تصور کنید.
یکی از تفریحات سالم من تو بچگی این بود که میرفتم تو کوچه از این مورچه سیاه گنده ها پیدا میکردم با قیر یا چسب شیشه ای میچسبوندمش به تیر برق.از نظر من این یکی از تفریحات سالمم بود دیگه نظر شمارو نیدونم.