میشیل هوئلیک نویسنده اسلام ستیز فرانسوی:
” جنگ بر ضد اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد، فقط با فساد کردن آنها می توان به پیروزی رسید.پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان دامن کوتاه فرو بریزیم! “
@mrdoosti · ۶۲۶ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۱۱۰ رأی)
میشیل هوئلیک نویسنده اسلام ستیز فرانسوی:
” جنگ بر ضد اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد، فقط با فساد کردن آنها می توان به پیروزی رسید.پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان دامن کوتاه فرو بریزیم! “
با یـــک نـــــــفــــس تــَـــمــــام جــــــهــــــنــّـــم شود
بـِــهــِــشـــت
گویند اگر جهنمیان یک صـــــــــدا :
حـــُـــسیـــــــــــــــن .....
روزی بهلول بر هارون وارد شد. هارون گفت: ای بهلول مرا پندی ده. بهلول گفت: اگر در بیابانی هیچ آبی نباشد تشنگی بر تو غلبه کند و می خواهی به هلاکت برسی چه می دهی تا تو را جرئه ای آب دهند که خود را سیراب کنی؟ گفت: صد دینار طلا.
بهلول گفت اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی؟ گفت:... نصف پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس از آنکه آشامیدی، اگر به مرض حیس الیوم مبتلا گردی و نتوانی آن را رفع کنی، باز چه می دهی تا کسی آن مریضی را از بین ببرد؟
هارون گفت: نصف دیگر پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس مغرور به این پادشاهی نباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست. آیا سزاوار نیست که با خلق خدای عزوجل نیکوئی کنی؟!
کبوتر هم که باشی
گاهی
دود شهر
پرو بالت را سیاه میکند
به یک هوای پاک نیاز داری
چیزی شبیه
هوای حرم...
منتظران بدانند
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شوی�
نمازمان قضاست...
«اللهم عجل لولیک الفرج»
گاهى
آنکس ک میخندد و میخنداند
میخواهد حواست را ازچشمان گریانش پرت کند
در این آفرینش بزرگ،
شـــــهــــیــــد تنها موجودی ست که میـلاد دارد اما مـــرگ نــدارد
هرچه زمان می گذرد مردم افسرده ترمى شوند، این خاصیت دل بستن به زمانه است!
خوشا بحال آنکه بجاى زمان به "صاحب زمان" دل می بندد.
اللهم عجل لولیک الفرج
خدا ، از امام حسین هم غریب تر است !
خوش بحال امام حسین از خدا بیشتر مشتری دارد!
هر روز وقت سحر ، چند دقیقه مانده به اذان صبح
می روم کنار پنجره و تعداد پنجره های روشن را میشمارم :
یک ، دو ، سه ! بعد ، تعداد دیش های روی بام ها و تراس ها را نمیشمارم!
یعنی آنقدر زیادند که حوصله نمیکنم بشمارمشان!!!
" مولای من "
باید به ارتفاع دل شما اقتداکن�
تا اضطراب بی کسی ام را دوا کن�
من وسعتی شبیه کویری دل شکسته ام
باید برای بارش این شب ابری دعایی کنم
اللهم عجل لولیک الفرج
ماشاالله: یکی پول نداره شامپو بخره بزنه به سرش
یکی دیگه هفت قلم شامپو میزنه به سگش!
خانه به دوش-رضا عطاران
سید رضا ( بهروز شعیبی ): خوش بحالت که هنوز مجردی!!
جواد عزتی: حاجی تو که مجردی نکشیدی خبر از دل ما نداری.
از صبح تا شب باید جون بکنیم.
از شب و تا صبح هم باید با شیطان رجیم سر و کله بزنیم.
فیلم زیبای طلا و مس
دوستم تو دوران مجردى ميخواست دنيارو عوض كنه.
حالا زن گرفته؛
ديروز رفتم خونه شون ديدم نميتونه
,كانال تلويزيونو عوض كنه...
:))))
این ترم دیگه نه از کسی جزوه میگیرم نه کتاب !!!
...
....
.....
......
..........
خدارو شکر همشو از ترم قبل دار�
روزي هارون ديد بهلول دارد با بچه ها بازي مي كند ،
گفت : بهلول چه مي كني ؟
گفت ، دارم خانه گلي مي سازم .
هارون گفت : عجب مردي هستي ،
گفت : چه كار كرده ام ؟!
گفت : پشت پا زده اي به دنيا و آنچه در دنياست .
بهلول بلند شد و گفت : نه ، من مرد نيستم ، تو عجب مردي هستي .
هارون گفت : چه كار كرده ام ؟.
گفت : پشت پا زده اي به آخرت
بعد از نمازِ ظهر بود که مادر بزرگ، داشت از مسجد برمیگشت به طرف خونه …
در همین حال نوه اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت :
مامان بزرگ امروز ، حاج آقا براتون چی گفت ؟!
مادر بزرگ مدتی فکر کرد و سرش رو تکون داد و گفت :
عزیزم ، اصلا یک کلمه اش رو هم نمیتونم به یاد بیارم !!!
نوه پوزخندی زد و بهش گفت :
تو که چیزی یادت نمیاد ، واسه چی هر روز میری مسجد ؟!!
مادر بزرگ تبسمی بر لبانش نقش بست.
خم شد سبد نخ و کامواش رو خالی کرد و داد دست نوه و گفت :
عزیزم ممکنه بری اینو از حوض پر آب کنی و برام بیاری ؟!
نوه با تعجب پرسید : تو این سبد ؟ غیر ممکنه با این همه شکاف و درز داخل سبد آبی توش بمونه !!!
مادر بزرگ در حالی که تبسم بر لبانش بود اصرار کرد : لطفا این کار رو انجام بده عزیز�
دخترک غرولند کنان و در حالی که مادربزرگش رو تمسخر میکرد سبد رو برداشت و رفت ، اما چند لحظه بعد ، برگشت و با لحن پیروزمندانه ای گفت :
من میدونستم که امکان پذیر نیست ، ببین حتی یه قطره آب هم ته سبد نمونده !
مادر بزرگ سبد رو از دست نوه اش گرفت و با دقت زیادی وارسیش کرد گفت :
آره، راست میگی اصلا آبی توش نیست اما بنظر میرسه سبده تمیزتر شده ، یه نیگاه بنداز …!
سه کار شرم بر نمی دارد:
خدمت به مهمان،
برخاستن از جا در برابر معل�
و گرفتن حق خود.
نهج البلاغه
وقتى مي بينى اكثر ماشيناى آمريكایی و اروپایی بى سقفه؛
ينــــــى كفـتـراى اونجا شعور دارن
دیر کرده بود. هیچوقت برای نماز جماعت دیر نمی آمد. نگرانش شدند و رفتند دنبالش. دیدند بچه ای را سوار کولش کرده و برایش نقش شتر را بازی میکند. گفتند : “ از شما بعید است ؟؟؟ نماز دیر شد.” رو به بچه کرد و گفت : “شترت را با چند گردو عوض میکنی ؟”
بچه چیزی گفت …
گفت : “ بروید گردو بیاورید و مرا بخرید.”
کودک میخندید ، پیامبر ه�
میلاد رسول رحمت و امام صادق مبــــــارک
او قائم است تا ایستاده و پا بر جا و همچنین استوار جهانی را به قیام حق طلبانه وادارد لبیک یا صاحب الزمان(عج)