درد من، درد فراق است، خدایا کم نیست ***اشکهایم بجز از فراق و غم و ماتم نیست
بر دل غم زده و بغض پر از فریادم** بجز آن لطف نگاه پدرم مرهم نیست
@miladalizadeh · ۴۲۸ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳۲۵ رأی)
درد من، درد فراق است، خدایا کم نیست ***اشکهایم بجز از فراق و غم و ماتم نیست
بر دل غم زده و بغض پر از فریادم** بجز آن لطف نگاه پدرم مرهم نیست
ارزش هر کسی به چیزیه که، داره تو آرزوش می سوزه
از پسرک فقیری پرسیدند بزرگ ترین دروغی که گفتی چی بوده؟گفت:
دروغ های من از آن جا شروع شد که موضوع انشایم این بود...تابستان خود را چگونه گذراندید؟!
مرا به کعبه چه حاجت!
طواف می کنم "مادری" را که برای لمس دستانش هم وضو باید گرفت و فداکاری و از خودگذشتگی اش, حد و حدودی ندارد ....
پدر ....
لحظه ای که دستگاه تلفنت دسترس نبودنت رو اعلام میکرد , به ذهنمان هم خطور نمیکرد که تا ابد دسترس نبودنت رو باید باور کنیم
کاش منم مثل تو بودم بیخیال و بی صداقت
پا میزاشتم روی حرفام خالی از رسم رفاقت
چقدر تلخ اند قرارهای غروب پنجشنبه وقتی که تو باشی با...گوش هایی دلتنگ ...شاخه گلی در دست و ...قلب مهربانی زیر سنگ.
"دلم با هر بابا شنیدنی بهانه بابا میگیرد"
کاش پدر میدانست وقتی میرود چهار ستون بدنم را ویران میکند ...
کاش میدانست وقتی میرود همه چیزم را با خود میبرد ...
تو چه بی رحم بودی که بی ما رفتی ...
یک روز برگرد و بگو همه چیز خواب بود ...
دقت كردين
تو فيلماي پليسي هر كي تازه دوماد باشه
يا در شرف ازدواج و بازنشسته شدنه
كشته ميشه؟!!
همیشه یه جای سفره خالیه،همیشه تو بهترین لحظه ها چشمامون منتظر یکی دیگه هست،همیشه جای خالی تو, تو عکسهای دسته جمعی, نمود میکنه و یک آه سرد رو به همراه داره......
اگه کل عالم هم دور و برت باشن بازم نبود بابا بدترین دلتنگیه...
وقتی دیروز باران بارید
“آن مرد در باران آمد” را به یاد آورد�
“آن مرد با نان آمد”
... یادم آمد که دیگر پدرم در باران
با نانی در دست
و لبخند بر لب
نخواهد آمد
یادش بخیر
به آلبوم عکسهای قدیمی نگاه میکردم، بچه بودیم کوچیک بودیم و دلمون خوش، چون پدر دستمونو گرفته و مواظبمونه، عکسهای جدیدتر ما بزرگتر شدیم و قدمون بلندتر ولی پدر مسن تر از قبل،ای کاش همون قدیما بود و قهر و گریه هامون واسه بستنی و کیف و کفش بود، ولی حیف که چرخ روزگار نشوند ما رو بالاسر پدر، بالاسر آرامگاه پدر که ...
آخ که چقدر دلم گریه میخواد ...
امروز جایی خوندم که :
شما می توانید!
مثل بودن،به نبودن کسی هم،خیلی زود عادت کنید.
دوست عزیزی که این مطلب رو نوشتی ...
به تعداد آدمـ های روی زمین ...
هیچکس نمی تواند جای خالی پدررا پر کند.
يكي از لذتهايي كه دگ نيست اينه كه هروقت لباس تازه يا ي چيز نوع ميخريدم ميپوشم به بابام ميگفتم چطوره قشنگه اونم ميگفت واي واي چقد بهت مياد بعدش الكي غش ميكردو منم ميپريدم بغلشو ميبوسيدمش
هي
يادش بخير
حال ما در هجر بابا، کمتر از یعقوب نیست او پسر گم کرده بود و ما پدر گم گرده ایم
خیلی وقته نفسات و کم دار�
واسه من آخه مثل تو کی میشه
آخه کی مثل تو پاک و مهربون
واسه من مثل فرشته ها میشه
بوسه باید بر روی گونه بشیند اما چاره ای نیست
سنگ سرد مزارت مانده و من
"دوست داشتن "
این نیست که
جا خالی هاشون رو با تو پر کنند !
اینه که
بخاطر تــــــــــو ..
جا خالی کنــند ...
مـــن از تمامـــ آسمـــان یڪ بــــاران را میخواهمـــــ ...
و از تمــــامــ زمیــن یڪ خیابان را ...
و از تمــ ــامــ تـــ ــو یڪ دستـــــ ڪه قُفــــل شده در دستـــِ مــن
اما شبــــا یواشکــــی
وقتــــی که هیشکـــی نیســـــت پیشــــ�
گوشیمـــو روشن مــــی کنــ�
بــــه عکـــــس تو خیــــره میشــــ�
دیگـــه منـــم و غربــــت
اشکــــای بی امونـــــه مـــن
به کـــی بگــــم دیوونتـــــ�
به کــــی بگم تنـــــگه دل�
(بابا جون )