یه روز تنها بودم تو خونه خواستم املت درست کنم.رفتم مغازه سر کوچمون گفتم آقا لطفا یه کیلو تخم مرغ و دوتا گوجه بده!!یهو مشتری های دیگه که سه چار نفر بودن زدن زیر خنده!!واقعا خجالت شدم
@مهدی جولاوند · ۸۷۲ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۸۹ رأی)
یه روز تنها بودم تو خونه خواستم املت درست کنم.رفتم مغازه سر کوچمون گفتم آقا لطفا یه کیلو تخم مرغ و دوتا گوجه بده!!یهو مشتری های دیگه که سه چار نفر بودن زدن زیر خنده!!واقعا خجالت شدم
یکی از فانتزیام اینه که فوتبالیست تیم ملی بشم .فینال جام جهانی در ضربات پنالتی آخرین پنالتی زن من باشم و با تمام وجود ضربمو بزنم اوج آسمون دستامو بذارم رو سرم و بگم آه.....ای حال میده.....تاریخ ساز میشم
یه روز برفی مدرسه بودیم زنگ تفریح خورد همه رفتیم بیرون برف بازی.زنگ کلاس که خورد کلاس ریاضی بود من و همکلاسم بیرون موندیم برف بازی.بعد از چن دقیقه معاون اومد گفت برید سر کلاس منم خواستم آخرین تیرو شلیک کنم.زدم همکلاسم جاخالی داد خورد تو صورت معاون.عاغا جاتون خالی یه کل کلی افتاد تو مدرسه نگو و نپرس!!!شانس آوردم که سنگ نذاشته بودم تو برف وگرنه الان آب خنک می خوردم!!!خلاصه یه روز هم از مدرسه اخراج شدم واقعا حال داد!!