خدایا فقط قیمت پسته رو برگردون قول میدم پسته های در بسته رو هم بخورم
@مهدی جولاوند · ۸۷۲ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۸۹ رأی)
خدایا فقط قیمت پسته رو برگردون قول میدم پسته های در بسته رو هم بخورم
لابسترداداشی؛
ااز ذوق رفتم صد بار اون پستو خوندم بعد میگی با شما نبودم؟شوخی میکنم داداشی ولی مامیییی رو با من بودی دیگه؟اخه فک کنم اینجا فقط من مامان باشم.
راستی بچه ها هر کدوم که موقعیت درس خوندنو داررین خدایی کوتاهی نکنین من وقتی رفتم دانشگاه دخترم شیر خواربود.هیچکی تو خونوادمون راضی نبود درس بخونم چرا در دیزی بازه؟چرا گوش خردرازه در این حد بهم گیر میدادن.چون خیلی متعصبن ودانشگاه رو جای مناسبی واسه دختر نمیدونن...ولی من با این شرایط دارم درسمو میخونم خلاصه اینکه از وقتتون استفاده کنیدومن فک میکنم باید اگه کاریو شروع میکنیم به بهترین نحو انجامش بدیم.
داداش حبیب رشته م مهندسیهو راجب تجربی چیز زیادی نمیدونم ولی همینجا برات دعا میکنم ایشا...امسال با رتبه عالی یه رشته خوب قبول بشی.
خودمم امسال اگه خدا بخاد میخام شروع کنم واسه ارشد بخونم معدلم بالاس دلم میخاد با رتبه بالا قبول بشم برام دعا کنید.
دوستون دارم تک تک تونو.
سیگار کشیدن
سرخاروندن
سر زدن به 4جوک
سیم برق دزدیدن
سینمارفتن
سستی در درس خوندن
سکوت دیگران رو شکستن
اینم از هفت سین ما بیکارا!!!!
میری دوتا تخم مرغ میخری پونصد تومن باید دوهزار عیدونه بدی!!!!
عاغا یه آهنگ دانلود کردم..........اگه گفتی چیه؟؟؟ززززززززرررررررررررررررررر(زنگ مدرسه)هروقت حوصلم سر میره سر کلاس میذارمش معلمامون هم باور میکنن و خلاصه کلاس رو میتعطیلونن..........این است اقتدار دانش آموز ایرانی
به داداش منم میگن دانش آموز......هرروز صبح بهش میگیم برو مدرسه میگه ورزش داریم میگیم مگه دیروز ورزش نبود؟!میگه نه برنامه عوض شده!خلاصه ساعت 10 میره مدرسه و ساعت یازده برمیگرده میگه بیکاری داشتیم!!!مادرم به فامیلامون میگه یکی از نخبگان شهرستانه!!!میگه انشالله مهندس نفت میشه
بروبچ جاتون خالی من الان تو افقم دارم حال میکنم!!!اگه خواستید بیاید یه بار باید تو یه جمع هفتاد نفره توسط یه گودزیلا ضایع بشید(مث من)!!!......عاغا هل نده.......ببخشید یکی از بروبچ 4جوک بود داریم میریم پارک آبی بعد از اون میریم سینما از این حرفا!!!نترسید اینجا همه 4جوکین................اندک اندک جمع 4جوکان میرسند اندک اندک ضایع شدگان میرسند .........(پدیده افق)
یکی از فانتزیام اینه که بدون تقلب نمره بیست بگیرم ببینم چه مزه ایه!!خخخخخخخخخخه
عاغا من عقده ای بار اومدم!!میپرسی چرا؟؟خب باشه......کلاس پنجم بودم که معلممون آورد یه کارت به من داد خیر سرم همیار پلیس باشم.ما نوروز رفتیم مشهد بابام خیلی تند میرفت منم که اون تبلیغات سیا ساکتی رو دیده بودم جو گیر شدم خواستم مث داداش سیا پدرمو تحت تاثیر قرار بدم کارتمو دراوردم گفتم شما در حضور همیار پلیس حق تخلف ندارید!!!چشتون روز بد نبینه همینو که گفتم دیگه نفهمیدم چی شد که داشتن آب رو صورتم میریختن تا به هوش بیام!!!آخه پدر عزیز من نمیشد واسه اینکه دل منو نشکونی یه بارم که شده به حرف من گوش میدادی نه با مشت بزنی تو سرم
از شاهکارهای بچگیم این بو که میرفتم پیش بچه ها میگفتم پول دوست داری یا چک!!!اونا هم با ذوق و شوق میگفتن چک!!!منم یه دونه میخوابوندم زیر گوششون......چه چکی از این بهتر
یادش بخیر بچگی....عید بود رفتیم خونه خالم یکی دو ساعتی وایسادم هر چی نگاه شوهرخالم میکردم تا بهم عیدی بده نمیداد خلاصه ما پا شدیم که بریم خونه بند کفشامو که میبستم دوباره بازشون میکردم که دیرتر برم تا شاید شوهر خالم بهم عیدی بده اما نداد که نداد!!از اون موقع انقد بدم ازش میاد که نگو و نپرس
یه گودزیلا داداشمه سه سالشه. چمعه ما با خونواده خاله هامون رفتیم کوه همین که پیاده شدیم یه الاغ دیدیم گفتم خدایا این دیگه چه موجودیه آفریدی؟!یهو داداش گودزیلا گفت این الاغ هرچی باشه یه آدم سوارش میشه یا یه بار میاره اما تو خودت سربار مایی!!!عاغا کل فامیلامون تا برگشت خندیدن!!!راستم میگفت اما یه کم ادب لازمه!!!قسم خوردم دیگه با این گودزیلا نرم تفریح!!
میگن خان میبخشه خان علی خان نمیبخشه مصداق این خاطره منه!!امروز امتحان داشتیم سر جلسه بودیم یه تعمیرکار هم اومده بود داشت شوفاژ کلاس رو درست میکرد!!!منم انواع شیوه مدرن تقلبی رو بکار بردم از تومار نیم متری گرفته تا کتاب باز کردن و ازین حرفا!!!یهو دیدم اون تعمیرکار اومد برگه منو گرفت برد داد معلممون گفت که تقلب کرده!!!معلمم منو بیرون کرد رفتم هر چار لاستیک ماشین تعمیرکارو چسبوندم به زمین تا دیگه از این غلطا نکنه.........اگه خوب کاری کردم بکوب لایکو
یکی از فانتزیام اینه که پسر خوبی باشم
یکی از فانتزیام اینه که واسه یه بارم که شده پلی استیشن ببرم ببینم چه مزه ای داره!!!آخه همش باخت که نمیشه
پشت یه پراید نوشته بود:دست نزن بیست میلیون پولشه!!!!
یکی دیگه از فانتزیام اینه که گرامافون پدرم خراب شه!!!صداش تو مغزم داره صوت میکشه
بابام یه کیلو پسته خریده میگه پوستشو پرت نکنید میخوام بذارمش تو کوچه مردم ببینن!!!فک و فامیله من دارم
یک پنجم برج میلاد(همون یک پنجم بالایی باشه بهتره) تو حلقم اگه دروغ بگم.....................امروز دبیر فیزیکمون خواست یه مثال درباره ی اصطکاک بزنه گفت:اگر رارنده ای(منظورش همون راننده بود)..............یهو همه خندیدیم!اونم گفت مرض بی شعورا خب حواسم نبود به جای رارنده گفتم رارنده!!!عاغا این بار دیگه از صدای خندمون معاونمون از طبقه پایین اومد در کلاس!!!
امروز اینبار زنگ زیست معلممون داشت درس میداد که یه اس واشس اومد داشت میخوندش که من گفتم آقا خانومتونه نوشته تو راه یک کیلو پیاز با دو کیلو سیب زمینی بیار!!!!عاغا جاتون خالی کلاس به غوغاکده ای تبدیل شد