______ @
__/ |__|___|\____ <|>
] @_________@ ] ][
_______
__/ |___|___|\____
] @__________@]
@--<--<
فدای 4جوکیا شدم.
@darkob · ۹۲ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
______ @
__/ |__|___|\____ <|>
] @_________@ ] ][
_______
__/ |___|___|\____
] @__________@]
@--<--<
فدای 4جوکیا شدم.
4جوکی های عزیز واسه ارسال جوک محدودیت 5تا ارسال در روز قرار دادن.ما هم قرار نیست هر 5تاش رو پر کنیم.وقت برای ارسال زیاده.
بابا یهو سی چهل صفحه در روز بروز میشه نمیشه همه رو خوند.خوش شانس باشید جوکتون صفحات اول باشه.قبول دارید لایک کنید...
آقا دوم ابتدایی بودم خیال میکردم زرنگم..
زنگ املا بود و معلم شروع کرد به املا گفتن.منم نوشتم.بعد که معلم تصحیح کرد من 3گرفتم(از همون کوچکی باهوش بودم هههههه)
املا رو باید میاوردم بابام امضا کنه.دیدم خیلی ضایعست،کتک میخورم.گفتم 3 رو درست کنم 13 تا فقط دعوام کنه.از همون جا که خیلی باهوش بودم همون 13رو هم غلط نوشتم.یک رو گذاشتم اینور شد 31
خیلی خوشحال رفتم خونه نشون بابام دادم گفتم 13گرفتم امضاش کن.حالا بابام داره با تعجب به 13نگاه میکنه..گفت 13گرفتی آره،،بلند شد دنبالم کرد گرفت منو د بزن. کلی کتک خوردم اونشب.
بعد اونشب درس عبرتی شد واسم که در گذاشتن 1دقت بیشتری کنم.
اگر تو 100سال عمر کردی،امیدوارم منم 100سال منهای یک روز زنده بمانم تا مجبور نباشم بدون تو زندگی کنم.
آرام باش!این چه نوری است که از پنجره می تابد؟
آنجا مشرق است و.........خورشید تابان.
(جای خالی رو خودت پر کن)
آقا 9صبح رفتم تو 4جوک ببینم به روز شود یا نه...
بگو چی دیدی...؟
دیدم تازه بروز شده،هنوز خیلی از پست ها لایک نداره..
آقا شروع کردم به لایک کردن.همه رو بدون اینکه بخونم لایک کردم(همچین آدمیم من)
ولی نمی دونم کدوم مارمولکی داشت کار منو انجام میداد.لایک میکردم یهو میشد2
یکی بهش بگه مگه بیکاری سر صبح میای 4جوک...
روح ما از هر چه تشکیل شده باشد،
مال من و او از یک جنس است...
آقا واسه شما هم پیش اومده...
میخواین یه پرتغال رو با یکی نصف کنی،وقتی میخوای پوستش کنی آنچنان به گوشتش چسبیده که گوشت و پوست باهم در میاد.تا جایی که خودتم دلت نمی یاد بخوریش چه برسه به یکی دیگه هم تعارفش کنی...
همه ناخونات رفته تو پرتغال...
آقا ما از گل نازکتر به مخاطب خاصمون نمیگیم هر روز داره قهر میکنه.
ولی رفیقم هر روز داره با طرفش دعوا میگیره و جوابش رو نمیده ولی طرفش باز بهش زنگ میزنه.
تازه شارژم میگیره واسش..
موندیم تو کار این بشر بخدا...
آقا من دچار دوگانگی فصل شدم...
دقیقا یکی بگه الان زمستونه یا تابستون...
آخه هوا خیلی گرمه..من برم پیراهن آستین کوتام رو پیدا کنم..
آقا یه پراید خریدم 8میلیون همه گفتن گرون خریدی میتونستی ارزون ترم بخری.
الان یک سال سوار شدم رفتم قیمت گرفتم ببین چنده.
یارو گفت چهارده میلیون و ششصد خریدارم.تازه میخواست سرم کلاه بذاره. یعنی پراید سودش از سکه هم بیشتر شده.
یکم دیگه واسم شاید به 40--50 میلیونم رسید.
اقا کیا وقتی کنترل تلویزیون کار نمیکنه چند بار میزنند زمین تا کار کنه؟
ما که سه چهار سالی هست باطری عوض نکردیم.
هر وقت کار نکرد دوسه بار بزنید رو زمین خوب میشه.امتحان شدست تضمینی.
این خاطره واسه چند سال پیشه.
آقا یه روز خونه مامان بزرگمون دور هم جمع شدیم.خیلیا بودن.
بعد از ناهار همه خوابشون گرفت خوابیدن بجز منو دو تا پسر داییم.دیدیم شوهر خالم داره عین خرس خرناس میکشه.تو همین لحظه کرم درونمون قلقلکمون دادو پستونک بچه پسرخالم رو ورداشتیم گذاشتیم تو دهن شوهر خال�
آقا نمی دونید چه با اشتیاق داشت میخورد کاش اونجا بودید.ما هم داشتیم فرشا رو میجوییدیم که شوهر خالم بیدار شد.ماهم د فرار.
اونم قهر کرد رفت.هنوزم که هنوزه تحویلمون نمیگیره بدبخت.
یکی بهش بگه جنبه شوخی نداری شوخی نکن.ههههههههههه
یه روز تو صف عابربانک بودم میخواستم پول بگیرم که یه خانمه اومده میگه صف وایسادین پول بگیرید؟ گفتم پ ن پ صف وایسادیم کارت بکشیم نون بربری بگیرم.تکی اونوره.اینور دوتاییه.
بی ادب فحش داد رفت.
کسی بی خبر آمد*مرا دست خودم داد*کسی مثل خودم غم*کسی مثل خودم شاد*کسی مثل پرستو*در اندیشه پرواز*کسی بسته و آزاد*اسیر قفسی باز*کسی خنده،کسی غم*کسی شادی و ماتم*کسی ساده کسی صاف*کسی درهم وبرهم*کسی پر از ترانه*کسی مثل خودم لال*کسی سرخ ورسیده*کسی سبز و کسی کال*کسی مثل تو ای دوست*مرا یکشبه رویاند.
کسی مرثیه آورد*برای دل من خواند*من از خواب پریدم*شدم یک غزل زرد*و یک شاعر غم گین*مرا زمزمه میکرد.
آقا با دادشم که دو سال از من بزرگتره دعوام شده بود خفن.چه بزن بزنی
دو سه روزی با هم قهر بودیم حرف نمی زدی�
یه روز سر سفره ناهار نشسته بودیم داشتیم ناهار میخوردیم من ماست خودم و گذاشته بودم سمت چپم اونم گذاشته بود سمت چپش. منم بیخیال داشتم غذام رو میخوردم و تلویزیون نگاه میکردم.نگو ما دو نفری داریم از یه کاسه ماست میخوریم تا جایی که ماست اون زود تموم شد و ماست من دست نخورده باقی موند.
دادشم یه نگاه به کاسه خودش ویه نگاه به کاسه من.یهو منم متوجه شدم چه سوتی دادم ترکیدم از خنده.اونم سگ شد خیال کرد از عمد این کارو کردم دوباره گرفتیم دعوا.د بزن.
بابا مامانم به زور مارو از هم جدا کردن.
کلا کسی اعصاب واسش نمونده
دلم یک دوست میخواهد که خیلی مهربان باشد/دلش اندازه ی دریا به رنگ اسمان باشد
کسی باشد که حرفم را بفهمد با دل وجانش/پرستوی خیالم راحت بخوابد کنارش