<p>
وقتي با مشت هايش قلبم را ميشكست همه ي فكرم اين بود : مبادا تكه هاي شكسته قلبم دستان نازنینش را ببُرند</p>
@afg-boy · ۱۱۷ امتیاز
★★☆☆☆ ۱ از ۵ (۲۶۰ رأی)
<p>
وقتي با مشت هايش قلبم را ميشكست همه ي فكرم اين بود : مبادا تكه هاي شكسته قلبم دستان نازنینش را ببُرند</p>
<p>
حرفش را ساده گفت : من لایق تو نیستم ، نمیدانم خواست لیاقتم را یادآوری کند یا خیانت خودش را توجیه ...</p>
<p>
می‌دونی"بهشت" کجاست ؟ یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب ! بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری.</p>
<p>
به یک عدد " Shift " جهت همکاری با " Delete " برای پاک کردن کمی خاطره نیازمندیم...!</p>
<p>
خسته ام پینوکیو...
اينجا آدم ها دروغ های شاخدار می گويند
و دماغِ درازِ خود را جراحی پلاستيک می كنند ...</p>
<p>
گاهی اوقات میشه معرفت رو از سگی یاد گرفت ...
که 9 سال بعد از مرگ صاحبش،
تو ایستگاه قطار ...
هنوز، منتظرش میمونه . . .</p>
<p>
دوست داشتن یعنــــی اونی که اگه صــــــد دفعه هم ناراحتــــش کنی ، هربار میـــــــگه این دفعه آخـــــریه که می بخشــــــمت و با اخـــــم میاد توی بغــــــلت...</p>
<p>
تمام سپاس من ؛
از کسی است که به من نیاز ﻧﺪﺍﺷﺖ ؛
ﺍﻣﺎ .. ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﻧﮑﺮﺩ .. !</p>