<p>
در مسیرهــای نــاهمـوار ِ زنــدگـی می تــوان رفــقای نیــمه راه را شنــاخـت...
وگـــــرنــه ،در مسـیـرهـــای ِ هــــمـوار همـــه هـــــمراه انـــــد !!!</p>
@afg-boy · ۱۱۷ امتیاز
★★☆☆☆ ۱ از ۵ (۲۶۰ رأی)
<p>
در مسیرهــای نــاهمـوار ِ زنــدگـی می تــوان رفــقای نیــمه راه را شنــاخـت...
وگـــــرنــه ،در مسـیـرهـــای ِ هــــمـوار همـــه هـــــمراه انـــــد !!!</p>
<p>
وقتی که من عاشق شدم دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
من بودمو چشمان تو نه عقل بودو نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و.....عاقلی....</p>
<p>
ای چراغ دل تاریكم از این خانه مرو،
آشنای تو منم بر در بیگانه مرو،
شمع من باش و بمان نور ز تو اشك ز من،
جانفشان تو منم در بر پروانه مرو،
سوختی جان مرا آه مكن، اشك مریز،
از بر عاشق دلداده غریبانه مرو</p>
<p>
دلــم فـیــلــم بــلــنــد مــی خــواهــد
یـه واقــعـیـتـــ عــاشــقــآنــه
بــا پــر از سـکــانــس هــای بــا تــو بــودن
و یــکـــ دکــمـه ی تــکــرار</p>
<p>
از نبش قبر سکوت چه میخواهی ؟
نگاه تو هم مثل شراب تلخ است
می دانی
تلخ یعنی روزگار من...</p>
<p>
چشمانت را به چشمانم بسپار،
آرامش با تو بودن درش موج میزند،
و امید با تو ماندن .....</p>
<p>
من همیشه از آغاز خواندم و تو از پایان
اما دریغ چه فرقی می کند٬ درد را از کدام سو بخوانی؟؟؟</p>
<p>
ای کــاش تــو بچگیمــون...
بــه جــای اذان در گوشمــون مــی گــفتن:
تــا زنــده ای دربــرابــر کســی کــه...
بــه خودت علــاقــه منــدش کــردی مسئولــی ...!</p>
<p>
به دلم میگوی�
آن یوسفی که برگشت به کنعانش...
استثنا بود...
تو غمت را بخور</p>
<p>
دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی.
خشن تر , عصبی تر , کلافه تر , تلخ تر ...!!!
و جالب تر اینکه با اطراف هم کاری نداری!
همه اش را نگه میداری...
و دقیقا سرهمان کسی خالی میکنی که دلتنگ اش
هستی!!!</p>
<p>
به سلامتي‌ مترسک..........
که با لبخندي به پهناي وجودش........
و دستهايي باز به فراخي آرزويش...........
در حسرت يک آغوش گرم جان داد ..........</p>
<p>
ســر به هــوا شــده ام، تــو هم زير ســرت بلــند شده... چقــدر عجيــب... فکــر مي کــردم قلــب هميشــه گرفتــار مي شــود؛ امــا انگــار ســر، نقش کليــدي تري دارد در اين ماجــرا...</p>
<p>
دل من قفس می خواهد
این روزها زیادی ولگرد شده...
مدام حوالی احساس تو می پلکد...
یکی از همین روزها حبسش خواهم کرد...می بینی</p>
<p>
این بار تو بگو که "دوستت دارم"
نترس...............................
من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید!!!</p>
<p>
مــرا که هیچــ مقصدی به ناممـــ ..
و هیچــ چشمی در انتظارمــ نیستـــ را !.. ببخشید !
که با بودنمــ ترافیکـــ کرده امـــ!!</p>
<p>
ای کاش می شد سکوتم رو ترجمه می کردند
دیگه مجبور نبودم به سوال تکراریشون جواب بد�
که...
چرا ساکتی؟؟؟؟</p>
<p>
آدم ها تنها که نباشند ، می روند ...
تنها که می شوند ، برمی گردند ...
وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : "هِررررری</p>
<p>
بعضی زخمها هست
که هر روز صبح ، باید پانسمانش را باز کنی و روش نمک بپاشی !
تا یادت نرود...
دیگر ،سراغ بعضی آدما نبــاید رفت</p>
<p>
دلتنگـی، پیچیــده نیســت.
یک دل..
یک آسمان..
یــک بغــض ..
و آرزوهــای تـَـرک خـورده !
.
.
.
به همین ســادگـی</p>
<p>
میگفتند:
سختی ها نمک زندگــــــی است...
امّا چرا کسی نفهمید
"نمــــــک" برای من که خاطراتم زخمی است
شور نیست...
مزه "درد" میدهد...!!</p>