*سنت فاطمه(س)*
عبور باد از لای چتری های بلوندت را دیدم
و تار مویی را که پیشانی ام را قلقلک میداد
به زیر مقنعه هدایت کرد�
به استین های کوتاه مانتویت خیره شد�
و ساق دست هایم را صاف کرد�
به مانتوی نازک و یقینا خنک تو فکر کرد�
و چادرم را روی سر مرتب کرد�
برای من همین بس بود که
راننده ی تاکسی مرا با احترام خانوم خطاب می کند
تو را خانومی...