لعنت به تو ای دل
همیشه جایی جا می مانی
که تو را نمی خواهند
@respinaaa · ۵۶ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)
لعنت به تو ای دل
همیشه جایی جا می مانی
که تو را نمی خواهند
عباس آقا من این خبرو امروز شنیدم.خیلی خیلی ناراحت شدم.بخدا از همین امشب نماز خوندنو شروع میکنم و واسه سلامتیت دعا میکنم.فقط یه خواهش 5شنبه بعد از عمل موفقیت آمیزت به یکی از اعضای خانواده یا دوستات بگو ما رو بی خبر نذاره.زودی خوب شو و برگرد
دستت را به من بده...
حالا بیا با هــــــم کمی کنار لحظه هایم قدم بزنیم,
شاید دلیل زمزمه های عاشقانه ام را فهمیدی...
برایم بخند...
برایم که میخندی چشمهایت که هیچ,آسمان هم زیبا میشود...
به پشت سر نگاه میکنم شاید هنوز کسی مرا دوست داشته باشد,اما افسوس...
همه کاسه آب به دست,منتظر رفتن من هستند
نازنین...
با تــــــــو...
قند پهــلو می شود تلخی آغوشم...
یه خواهر زاده دارم 5 سالشه و نمیدونه بچه های 4جوک اسم دهه هشتادیا رو گودزیلا گذاشتن.خودش به خودش میگه رامینا گودزیلا.داداشش هم 4 ماهشه.فک کنم اونم بعدا به خودش بگه سامیار دراکولا...
صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم,
از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدی�
(حسین پناهی)
وقتی مرا در "آغوش" میگرفت چشمانش را می بست...
نمیدانم از احساس زیادش بود یا خود را در "آغوش" دیگری تصور میکرد؟!؟!
وقتی کسی به عشقش میگه نفسمی...
یعنی نمیشه نفسم رو با کسی قسمت کنم,یعنی آدم باش و فقط مال من باش
یعنی چشمات باید فقط منو ببینه...
بفهم لطفا
لغتنامه ی دنیا را باید آتــــش زد!
جلوی واژه ی نبودن نوشته اند:عدم حضور شخص یا چیزی...
همین!
چقدر نبودن تو را ساده فرض میکنند...
داشتم عکسای یه بازیگر خارجی مورد علاقمو دانلود میکردم که یهو دیدم یکی پشتم واستاده! بـــــله خاهر دهه هشتادیم بود! چنان قربان صدقه بازیگره رفت که من شدم این 0_o
بش میگم خجالت بکش، میگه:" این عشقه منه از چی باید خجالت بکشم! خیلی دوسش دارم! وای مدل موهاشو!" بعد سریع رفت یه شونه آورد موهاشو مثل همون بازیگره درست کرده! بعدشم یه ماچ بازیگره رو کردو رفت!(صفحه مانیتور البته)
ینی خدایی ما دهه شس هفتادیا تو سن این جرات نداشتیم اسم عشقو بیاریم چه برسه ... (لرزه بر جان افتادن!)
:||||
این ی پست سفارشیه واسه D$D$D
هــــیچ نــبـود !
آدمش کردم ...
با تعریفـــــهای من شـخـصـیـت پیدا کرد !
غــــــرورش را مــدیــون مـــن اســـــــت...
زیـــاد مــغــرور شــد ،
زیـاد از خوبیـــــهای نــداشــتــه اش بــرایــش گــفــتــم ..
بــــــاور کـــــــرد و
مــرا کــوچکـــ دیـد ورفــــتـــــ ...
یه بار تو پارک داشتن از این گلدونای کوچولو بخش میکردن مام که سه نفر بودیم یه دونه گرفتیم اونجا دو تا دخترم بودن شرط بندی کردیم هر کی اون گلدونا رو بده به اونا ساندویچ مهمون کنه اقا ما رفتیم گلدونو گرفتم پشتم رفتم از جلوش در اومدم اولش خوشحال شد وقتی گلدونو بهش دادم با یه اخمی گلدونو گرفت خیلی قاطی گلدونو بلند کرد که بزنه تو سرمون تا بلند کرد چپه شد رو رفیقش کل هیکلش خاکی شد داشت فحش میدادو خاکارو از چشمش پاک میکرد مام فرار کردیم نامردا اخرشم ساندویچ برامون نگرفتن
چه بسياردلم ميگيرد؛ و اين تاوان لحظه هايي است كه دل بستم ...
به جان خودم راست ميگم! دختر عمه ام برگشته به مامانش ميگه مامان چرا بلوتوثت روشنه؟عمه ام با اعتماد به نفس كامل ميگه خب اگه روشن نباشه كه اس ام اس نمياد،يهو كل فاميل با هم رفتن رو هوا! عمه ست ما داريم؟؟؟
حرفي نيست ... خودم سكوتت را معني مي كنم .. كاش مي فهميدي ... گــــــــــاهي همين نگــــاه ســـــــــــــــــــردت .. روي زمستان را هم كم مي كنـــــــــد ..!!!
وقتی تو پاییز,روی برگای زردو خشک قدم میزنی...ی
ادت باشه همین برگها,یه روزی بهت نفس میدادن...
چايت را تلخ ننوش يكبار نگاهم كن، تمام قندهاي دلم را برايت آب ميكنم.