ماجرای خیلی عجیب شب زفاف این زوج!!! +عکس

۱۰ سال پیش · ۱۸۶۲۳ بازدید

شب زفاف احوالات خاص خود را دارد.زوجین سعی می نمایند ماندگارترین خاطرات را به جای بگذارند.اما گاهی عدم رعایت نکات ایمنی و احساساتی شدن بیش از حد منجر به بروز اتفاقاتی می گردد که بسیار ناخوشایند است.حکایت جوان تنومندی است که شب زفاف را بر خود حرام نمود.آقای گرک کاسارونا با بیش از 100 کیلو وزن در شب زفاف بلایی به سر نامزدش آورد که در ابتدا به اورژانس کشیده شد و سپس خانم از ترس از وی جدا شد.
 
 
 
آقای گرک 4 سال قبل با نامزدش گراکاریس آشنا شد.پس از یک ماه که از اشنایی انها می گذشت انها عروسی نمودند.کرگ در آن زمان وزن بالایی داشت به طوری که در شب زفاف سر خانمش به شدت با دیوار تخته کچی برخورد نمود و خانم بیهوش روی تخت افتاده بود.هنگامی که گرک خانم را بیهوش یافت وحشت سروپای او را فرا گرفت.
 
 
 
با خود گفت حتما او مرده است.سریعا خانم روانه اورژانس شد. پس معاینات اولیه خانم به هوش امد. کرگ از ان شب خاطرات ناراحت کننده ای دارد. هنگامی که خانمش از او جدا شد وی تصمیم گرفت وضعیت خود را تغییر دهد. به همین جهت با اراده قوی سعی نمود وزن خود را کاهش دهد.
 
 
با همت بلند عاقبت او بر چاقی مفرط خود غلبه نمود و اکنون دوروبر او پر از دخترانی است که به او افتخار می نمایند.گرک ساکن لانگ ایسلند نیویورک می گوید من فعلا مجردم اما کسی چه می داند در اینده چه اتفاقاتی می افتد!من فعلا روی بدنسازی خود تمرکز نموده ام. از زمانی که گرک لاغر شده بسیار سرزنده و بشاش شده است
 
 
دیگر مانند گذشته مجبور نیست برای پیدا نمودن البسه خود به فروشگاههای متعدد سر بزند.وی در پایان می افزاید من دوست دارم به افراد بگویم که چاقی موضوعی است که به خود افراد ارتباط دارد و انها می توانند با اراده قوی همه چیز را به کنترل خود دراورند.من به چنیدن نفر از دوستانم کمک کرده ام و انها هر کدام چندین کیلو وزن کم کرده اند.
 
 
 

نظرات (۱۷)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

O_O(!!!!!!!)

یا حضرت خضر :||||||
لامصب خیلی ماندگار شد :/

دوروبر او پر از دخترانی است که به او افتخار می نمایند
خخخخ جمله جالبی بود

:|
من دگه حرفی ندار�

روحیش منو کشته...

اوه اوه اوه بدبخت زنش فقط نارنجک نبسته بود که بره زیر تانک :|

یه جا گرک نوشته یه جا کرگ
آقا تکلیف ما رو روشن کن بالاخره اسمش گرک بود یا کرگ؟
بیشتر تلاش ک

آقو من هیچ حرفی ندارم

حتما ادامش میخاد بگه دختره هم پشیمون میشه میگه بیا دوباره با هم ازدواج کنیم

آقا من نفهمیدم قضیه چی بود؟چرا سره زنه خورد به دیوار؟ چرا از شوهرش جدا شد؟ چرا اول زنه چشاشو باز نکرد که بفمه مرده چاقه تا بعدا به طلاق نیجامید؟ چرا ؟چرا میچرخه زمین!!!

واااااای. چیکارش کرد این دختروووووووو.

مگه کور بود ، خوب اگه میخواست طلاق بگیره چرا اصلا باهاش ازدواج کرد، ............

ایشون اسمشون گرک هست اما در اصلیه پا گرگ تشیف دارن راستی بچه ها زید باهاش شوخی نکنید یهو دیدین ادرس خونتونو پیدا کرد ها ؟

فکرکنم دختره فهمیده خواستگاراومده براش از خوشحالی اصلا پسره روندیده
دختراست دیگر!!!!
البته خارجیاوگرنه دخترایه ایرانی که اینجوری نیستن

یااااا روح القدوس مگه هستش مگه داریم ؟؟؟؟؟؟

یاحضرت زفاف....!!!!! خوبه زنه زندس!
من دگ حرفی ندارم:/

خوبه دختره کتلت نشد اون زیر O_O