#دوستانه

س
سيدمنصور(سه هزار) ۱۱ سال پیش
پیام

پیکرش رو با دو شهید دیگه تحویل بنیاد شهید دادند
شهدا رو گذاشتند توی سردخانه
نگهبان سردخانه تعریف می کرد:
یکی از شهدا آمد به خوابم و گفت: جنازه ی من رو فعلا به خانواده ام تحویل ندید
از خواب بیدار شد�
هر چه فکر کردم که کدام یک از این شهدا بود ، نفهمید�
گفتم ولش کن ، خواب بود دیگه
فردا قرار بود جنازه ها رو تحویل خانواده ها بدی�
اما شب باز خواب اون شهید رو دید�
باز هم تاکید کرد که جنازه اش رو فعلاً تحویل ندی�
اینبار فوراً اسمش رو پرسید�
گفت: امیر ناصر سلیمانی
از خواب پرید�
رفتم سراغ پیکر پاک شهدا
دیدم روی پیکر یکی شان نوشته : شهید امیر ناصر سلیمانی
بعد ها متوجه شدم توی اون تاریخ که می خواستیم جنازه ش رو تحویل بدیم ، خانواده اش در تدارک مراس�
ازدواج پسرشون بودند
شهید نخواسته با اومدنش مراسم برادرش به هم بخوره!
(شهدا چقدرمهربون بودن خدایشان رحمت کند)

★
★♥♠ℋoSsЄiℕ♥♠★ ۱۲ سال پیش
پیام

♥↑رفـــــــــــــیق...
من کارے با شادے هات ندارم..
اونموقع همـــــــه کنـارتن.
ولــــے غــــــــــــم داشتے بــــــیــــــــــــــــــا↓♥
نـــــــــصـــــــــفـــــــــــــــــــــ؛نــــــــــــــصـــــــــــــفــــــــــــــ!!

سارا**ثنایی** ۱۲ سال پیش
پیام

ٰٰلبخند ماجرای عجیبی دارد:اگر آن را به محبوبی هدیه كني احساس آرامش می کند،،،
اگر آن را به دشمنت تقدیم کنی، شرمنده و پشیمان خواهد شد،،،
و اگر آن را به شخصی که نمی شناسی هدیه دهی سخاوت پيشه كرده اي،،،
پس لبخند بزن ؛ که لبخند تجلي خدا در توست،،،
" اولین هفتهِ پاییزیتون پر از لبخند دوستای گلم"