#دلتنگی

《کیان _آشفته》 ۸ سال پیش
پیام

آرزو مُرده ای بودم که بعد از دیدنَت
گفتم تویی آنکه برانَد از دلم تشویش را
دیدمَت آهسته و آرام به دل گفتم بیا
آنکه آرامش دهد، این چَشم آهو هست بیا
نزدیک آمدَت این گرفتار دلِ آشوبِ من
مهربانی دادیَش، آشوب را داد به باد
نمیدانم چه شد مهربانیت تاریخ داشت
رفتی ، دل و باد آشوب کردن به دشت 
دل از من پرسشی داشت، مهربانا کو؟
پاسخش نداشتم تاکنون سکوت و سکوت
از تمام نداری ها تو بودی تک داراییش
تو هم زخمی زدی تازه کردی همه درداش
《کیان _آشفته》

A
Ati khanoooom♥ ۸ سال پیش
پیام

امشب بعداز یک سال شیش ماه و شونزده روز منو گذاشت تودوراهی یا درس یامن گفتم اگ منومیخای باهمه چیزای ک قبول کردی بخاه مردونه پاحرفات بمون ولی اون فقط گفت تف به عشقی ک داشتی و بین منو درست درس و انتخاب کردی میدونست عاشق خوندنم دوس ندارم مفید نباشم گفت خداحافظ واسه همیشه من بایدچی میگفتم؟!!
ساعت۴:۳۳صبح شنبه ۱۰/۶/۹۷

i
پیام

عزیزترین چیزیه آدم جونشه!
ولی من واسه حذف یه تاریخی اززندگیم
حاضرم همون جونموبدم! لعنت بمن واسه احمقی�
براکسی که حتی جنسیتش معلوم نبود،چه برسه ب انسانیتش!
نمیدونم چی هستی وکی هستی برامم مهم نیس اصلا
من غلط اضافی زندگیموپاکردم،ولی لکه ننگش تاابد رودوشم سنگینی میکنه،وبه حرمت همین حس گناه ، ازخدا تاوانشومیخام برای عزیزترینش!
۶/۶/۹۷.

《کیان _آشفته》 ۸ سال پیش
پیام

نازک ِ دستان تو نشانده بذر ِ این نهال
مهربان ِ عالم ِ رویایِ من است آری
طاقِ ابروهای تو بر آسمان هفتم است
سایه سار باشد، نهالِ عشق و ایمان آری
آفتاب ِ چشم ِ تو تابش کند با هر نِگه
اندکی زین پرتو ، جان بخشد مسیحم آری
اِنحنا بر لبهایت خالقِ صدها شکوفه
ریشه مستحکم کند کمانِ لبِ تو در خاک آری
در سایه سار چشمِ خویش دستی بکش با لبخند
حیاتِ نهالِ عشق برین مهّم خوش است آری
《کیان_آشفته》