از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنی�
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم
از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنی�
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم
نور عالم از ولی داریم ما
اول و آخر علی(ع) داریم ما
از جام و سبو گذشت کار�
وقت خُم و نوبت غدیر است
امروز به امر حضرت حق
بر خلق جهان علی(ع) امیر است
غدیر، تجلّی اراده خداوند، مکمّل باور ما و نقطه تأمّلی در تاریخ است.
بر سرِ آسمانی آن ظهر
آیههای شکوه نازل شد
مژده دادند ایههای شکوه
دین احمد(ص) دوباره کامل شد
دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمّد(ص) لبریز است و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس مییابد.
خورشيد چراغکي ز رخسار عليست / مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار عليست
علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشت�
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟
نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد کمال دين .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان وپيروان ولايت خجسته باد
علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشت�
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟
تمام لذت عمرم در اين است / كه مولايم اميرالمومنين است
چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه کس گناه ما بود ولي
آن را به محبت علي بخشيدند
خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
دلا امشب به مي بايد وضو کرد / و هر ناممکني را آرزو کرد
هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است... هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد.
(خطبه ي غديريه)
نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد
ناشر حكم ولايت به ولي مي نازد
گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي
عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد
نام علي : عدالت -- راه علي : سعادت --عشق علي : شهادت -- ذكر علي : عبادت -- عيد علي : مبارك
قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد
ايمان به جز از حب علي پايه ندارد
گفتم بروم سايه لطفش بنشين�
گفتا كه علي نور بود سايه ندارد
رسولي كز غدير خم ننوشد ، رداي سبز بعثت را نپوشد
شبي در محفلي ذكر علي بود ، شنيدم عاشقي مستانه فرمود ،
اگر آتش به زير پوست داري ، نسوزي گر علي را دوست داري
نخواهم گل که گل بي اعتبار است
تمام عمر گل فصل بهار است
تو را خواهم من از گلهاي عال�
که عطر تو هميشه ماندگار است