#فک و فامیله داریم

د
جوک

چند وقت پیش رفته بودیم کوه
خونه ای که توش بودی�
خونه همسایمون بود
بعد چند ساعت پسرش اومد ( پسرش خیلی شوخ طبع هست کلا آفریده شده که موجب خنده مردم بشه)
بعد یهو گفت می خوام براتون یه چیزی بگم
گفتیم بگو
گفت یه روز رفتم جنگل( یه نوع خیال برای جوک) یه خر دیدم گفتم: تو کی هستی؟ گفت من خرم. گفتم که نه خر مفهوم بدی داره اسمتو میذاریم اصغر
گفت باشه
گفتم حالا می خوام چند تا سوال ازت بپرسم گفت بپرس
خرس بهش نشون دادم گفتم چیه کیه گفت خرس گفتم باریکلا اصغر
تمساح نشون دادم گفتم چیه کیه گفت تمساح گفتم باریکلا اصغر انقدری که میگن هم خر نیستی
بعد پسر همسایه ادامه داد: یه حیوون دیگه هم نشونش دادم همونی که تو شکمش بچه را داره ولی اسمش یادم نیست
مام خیلی یک صدا گفتیم کانگورو گفت ( پسر همسایه گفت) باریکلا اصغر
بیشعور یعنی مارو با اون خره یکی کرد
درسته مامانم به عنوان شوخی یه پس گردنی آبدار بهش زد ولی خیلی خندیدبم

ب
بچه کویر ۵ سال پیش
جوک

حنانه (دوستم) : پریسا رو یادته راهنمایی باهم بودیم؟
من: نه کدوم بود؟؟
حنانه: بابا همونکه ریزه میزه بود، خرخونه.
( مامانم از تو آشپزخونه: بیاین شاااام )
من: هااا یادم اومد. خو؟!
( مامانم: بچه ها شاااااااام )
حنانه: نامزد کرده
( مامانم:مگه نمیگم شام حاضره؟ )
من: الکیییی!
حنانه: جون تو
من: کی هس حالا؟ میدونی؟
حنانه: شنیدم پسرداییشه (همزمان باز مامانم که بیاین غذا ) دانشجوی چیزه، تربیت معل�
من: باشه مامان... خب میگفتی
حنانه: مثل اینکه...
( مامانم: میگم بیاین غذا حاضره)
من: ببخش حنا الان یه کاری دارم باید برم . راستی خوب آمار همرو داری کلک
حنانه: باش برو بقیش بعدا
من: باشه قربونت خدافظ
سریع گوشیو قطع کردم رفتم تو آشپزخونه
من: پس غذا کو؟
مامانم: یه پنج دیقه واستا الان حاضر میشه
من :///////
مامانم :))
چرا واقعا ؟!

م
ماهیار ۵ سال پیش
جوک

چند روز پیش مریض شده بودم کل فامیل یک روز میان میان خونمون که مثلا منو ببینن یک کیلو شیرینی میخرن بعد وقتی بهشون تعارف می‌کنی مثل گرسنه های سومالی همشو میخورن⁦⁦O_o⁩این رو میشه تحمل کرد وقتی هم که هرچی تو خونه هست رو میخورن بعد میگن ببخشید زحمت دادیم ⁦O_o⁩این هم میشه تحمل کرد وقتی هم که آدم رو مجبور میکنن جواب سوالشون رو بدی و میگن حالا زیاد حرف نزن برات خوب نیست⁦:-|⁩با اینم میشه کنار اومد ولی اینو که وقتی میرن من فحششو میخورم قابل تحمل نیست⁦:-⁩
یکی نیست بگه تقصیر من چیه خو فامیل محترم تشریح نیارید مگه دیدن من تو این حال باعث میشه خوشبخت شید حالا اگه تو روز عادی باشه سایه منو با تیر میزنن
می‌دونم هم طولانی بود هم شاید مسخره ولی متاسفانه واقعیت داره⁦:-(⁩

w
wwe ۶ سال پیش
جوک

سلا�
رفتم خونه مامان بزرگ مادریم یه دقیقه چشمم افتاد به تلویزیون دیدم داره تبلیغات پخش می‌کنه حالا خوبه متن تبلیغات چی باشه
آیا از بی شوهری رنج میبرید
آیا یک شوهر پولدار با ثروت بیل گیتس میخواهید
آیا یک همسر با قیافه دیود بکهام میخواهید
ما به شما برنامه شوهر پولدار زیبا باب را پیشنهاد میکنیم برای دریافت لینک دانلود به شماره زیر پیامک بزنید حالا خوبه مامان بزرگم چی بگه یونس (اسم منه) اینو شمارشو بردار برو بده به اون عمه های ترشیدت
آیا فک فامیله داری�
تقدیم به ترشیده ها

د
جوک

با مامانم و خالم رفتیم بازار حرف این شد که شام چی درست کنن ( خاله ام بعد از ظهر اومده بود خونمون که بریم بازار و شب بمونن) خالم میگه : هاجر ( مامانم) غذا درس هکردی؟ ( ترجمه غذا درست کردی ) مامانم : نا ای شومی سره درس کمی ! حالا چی درس ها کنیم ( ترجمه نه باز میریم خونه با هم درست می کنیم ! حالا چی درست کنیم؟) خالم هم میگه پشمش کلو مامانم هم میگه آره شمکش پلو خوشمزس
بدبدخت کشمش پلو
یکی باید منو با کاردک جمع میکرد
پشمش کلو&-&
شمکش پلو@-@
کشمش پلو+-+

w
wwe ۶ سال پیش
جوک

سلام پست اولمه لطفا لایک
اق اما دیروز رفته بودیم خونه عمم بعد
گودزیلا اینا ۴ سالشه هی هم مسخره میکرد یکیو نوبت رسید به من
گفت بیا برات شوهر پیدا کرد�
منم خوشحال گفتم عکسشو ببینم نشونم داد عکس ویروس کرونا بود
زدم تو صورتش گفتم ایستگاه گرفتی گفت نه به خدا
کافیه بری زمینو لیس بزنی ویروسش میاد میگرتت
من( -_-)
بابام(:
مامانم (:
اون????
آیا فک فامیله من دار�
تقدیم به دخترا

د
جوک

رفته بودم خونه داییم اینا زنداییم داشت نماز می خواند بعد نماز می بینم هی می خنده می گم چرا انقدر می خندی می گه که تو که غریبه نیستی زمانی که محیا ( دختر داییم ) از پوشک گرفتم یه روز وقتی داشتم نماز می خوندم محیا میاد میگه مامانی دستشویی دارم بعد می بینه که من دارم نماز می خونم به حرفش اهمیت ندادم هیچی دیگه وایستاده کارش انجام میده حالا من نمیدونستم گریه کنم بخندم نمازمو ادامه بدم

A
Aynazz❤ ۶ سال پیش
جوک

مکالمه منو بابام پشت تلفن :
من:سلااام ددی جونمممم�
بابام :باز چی میخوای
من :وا ددی این چه حرفیه ،۳۰ تومن داری بیاری برام
بابام:اره دارم میارم
من:۴۰ تومن داری
بابام :اره
من :پس ۵۰ بیار دیگه دستت مرسی فقط نقد میخواماااا
بابام :کاری نداری
من :=/
بابام :همینجوری پیش بره ازم یه تومن دستی میخوای
من :نه حالا در اون حد دستی حمل و نقلش سخته برا�
حالا اوج ماجرا اینجاست که اومد خونه رفت لباسش و عوض کنه من رو به اهل منزل :برم حق مسلمم و بگیرم
بابام ۳تا ۱۰ تومنی دقت کنید ۳ تا گذاشت کف دستم
مامانم :ایول خوشم اومد خوب حالتو گرفت
هی من که عادت کردم ولی این کارا با بچه ی سر راهی ام درست نیست

N
Ni@ye§h1382 ۶ سال پیش
جوک

در حالت اول
مامانم: کی این گلدونو شکسته ؟
داداشم : بلا ای بلا ای دختر مردم
اونیکی داداشم : نیا ، به نظرتو سینوس سی وپنج در تانژانت صفر به دست میاد؟
من : ای خدا یه شوهر خوب و پولدار نصیبم کن
در حالت دوم
مامانم : کی ظرف ها رو شسته
داداشم : من من
اونیکی داداشم : سینک و گاز رو هم تمیز کردم
من : ای خدا من که ظرفا رو شستم یه شوهر خوب و پولدار نصیبم کن
و خواهرم که ظرفا رو شسته :-( :-( :-( :-(

H
Helia. 85 ۶ سال پیش
جوک


خالم از بوتیکش اومد خونه ی مامان بزرگم حالا مکالمه ی خالم با پسرش(دهه هفتادی):
کیارش:سلام ننه!
خالم:ننه اون عمه ی گوربه گوریته!
کیارش:به خدا منظوری نداشتم ننه!
خالم: یه بار دیگه به من گفتی ننه نگفتیا!
کیارش:خب ننمی دیگه بابا چطوری بگم چاکرتم ننه!
خالم:(دمپایی رو پرت کرد سمتش)
کیارش:آآآآآآآآآخ ننه چیکار میکنی؟
خالم:کیارش خدا ازت نگذره
کیارش:غلت کردم ننه!
خالم:بگو مامااااااااااان!
کیارش:چشم ننه!
خالم:کیااااااااررررررررش
‌ ‌ پسرخاله ی حرص در بیاره دارم؟؟؟؟