کل بچگیم سر این حروم شد که چرا اون کایوت کولی پول داشت تا انواع بمب و نارنجک و... بخره ولی پول نداشت یک غذای درست حسابی برای خودش بگیره و دنبال اون میگمیگ لاغر مردنی میافتاد
و اما بچههای الان دنبال ps5 و... هستند :-/
کل بچگیم سر این حروم شد که چرا اون کایوت کولی پول داشت تا انواع بمب و نارنجک و... بخره ولی پول نداشت یک غذای درست حسابی برای خودش بگیره و دنبال اون میگمیگ لاغر مردنی میافتاد
و اما بچههای الان دنبال ps5 و... هستند :-/
همیشه فکر میکردم چرا بعضیا میگن سیم هندزفری موبایلشون همش به هم گره میخوره و هی ازش جوک میسازن؟و با خودم میگفتم که دارن شعر میگن.
تا این که خودم یه هندزفری گرفتم که یکی از سیمهای گوشیش از او یکی کوچیکتر بود.اینجوری شد فهمیدم که بقیه چی میکشن. ●_⊙
یعنی وکیلای پایه دو دادگستری کجان؟
من دلم روشنه اخرش فروشنده های مترو واکسن رو در دسترس همه مردم قرار میدن.
واکسن فایزر نانو فقط ۲۰ هزار تومن
اخبار صدا و سیما میگه تقاضا برای خرید واکسن روسی در همه جای دنیا خیلی بالاست.
همین تایید کافی بود که من دیگه نزنم، این از من.
از هر پسری میپرسی خواستگاری رفتی؟
میگه نه مگه خر مغزمو گاز گرفته تو این وضعیت...
اون وقت همه دخترا چهارتا پنج تا خواستگار دارن...!
فکر کنم دخترا میرن خونه همدیگه خواستگار بازی میکنن!!!
اگه از تبلغات بدون ماسک که مثلا قبل از شروع کرونا ضیط شده بگذریم از تصاویر آرشیوی تماشاچیای دورهمی نمیشه گذشت قشنگ تابلوعه تصاویر واقعیه آقای مدیری شما که انقدر محبوبی دیگه چرا ما رو خر فرض میکنی
تولد خودش خوبه کادوش خوبه تبریکش خوبه فقط اینکه یادت میاد چندسالت شده و هیچ گهی نیستی آزاردهندست
متین که فرق بین تیله و توپ فوتبال را نمیداند ادعا میکند که تیله بازی برای آدم های بی کلاس و فقیر است
این قسمت:
( خاطرات یک بچه ی اوشکول $_$ )
یه روز مامانم میخواست بره بیرون، بعد به من گفت:
طاها؛ لطفن چند پیمانه برنج بردار و خیسشون کن.
حالا منم نمیدونستم، رفتم 15 تا پیمانه برنج برداشتم ( اونم برای چهار نفر #_# )
من اسکل فک میکردم باید کل قابلمه برنج باشه :))
حالا این هیچی. باید کتلت هم درست میکردم^_^
خداروشکر همه چی تا سر سفره ی ناهار خوب بود( البته تقریبا )
بعدش یهو به خودم اومدم و دیدم که دارم برنج و کتلت با چاشنی کتک میخورم !_!
حالا مشکلش چی بود؟
نه تنها برنج زیاد اومد( فک کنم به اندازه یه ماهمون میشد ^_^)
بلکه من احمق به جای گوشت چرخ کرده، از سویا استفاده کردم و همش مزه آرد نخودچی میداد &_&
الان بیگین من چیکار بوکولم؟
طاها سرآشپز ¤_¤
چند روزه ذهنم درگیر رابطهی فیثاغورس شده
رابطهش با کی بود؟ آخرش به هم رسیدن یا نه؟
یادمه برای اولین بار رفته بودیم مشهد... تقریبا 15 سال پیش بود . عکس یادگاری با حرم میخواستیم بگیریم همون که همه ایرانی ها دارن خخخ ..چون فتوشاب نبود اون موقع ها . عکسمونو ظهور کرده بودن با قیچی مارو برش داده بودن و به پوستر حرم امام رضا چسبونده بودن .... هی یادش بخیر
رفته بودیم مهمونی داداشم رفت Wc
یهو شروع کرد به سرفه اهم اهم اه�
بابام گفت یواش تر بخور بچه گفتم میپره گلوت
داداشم از تو لوله کشی اب فرار کرد :/
روزای اول که آیفون تصویری نصب کرده بودی�
هر وقت داداشم زنگ رو میزد،
بابام با خوشحالی هممون رو صدا میکرد،
صفحه ی آیفون رو نشون میداد،
میگفت بیاین پسرم رو دارن از تلویزیون نشون میدن
یه زمانی ...
علی اکبر هاشمی رفسجانی رئیس جمهور بود
علی اکبر ناطق نوری رئیس مجلس
علی اکبر ولایتی هم وزیر خارجه
علی اکبر محتشمی وزیر کشور
بعضی خارجیها فکر میکردن «علی اکبر»، یه لقب دولتی هست که به سران ایران اعطا میشه!
بعد من میخواستم برم ترکیه ، توی مرز پاسپورتم دادم ، یارو یه نگاه کرد از جاش بلند شد به من احترام گذاشت به بقیه گفت این آقا علی اکبره ، همه پا شدند ، ریسشون اومد جلو پاسپورت منو داد بعد همه به ستون وایستادن و یه راهرو باز کردند و من از همشون سان دیدم و از مرز با احترام رد شدم ، بقیه همسفرها که هاج و واج مونده بودند پشت سر من میدوند ، و بدون بازرسی هر چی داشتند ، مثل تریاک و سکه و دلار و قاچاق ، از مرز رد کردند.
زمانی از زنگی ناامید شم که تو عروسی خواهرم مامانم بهم گفت برو ی عکس خانوادگی از ما بگیر ☹
دیروز خفن ترین سوتی عُمرمو داد�
دیروز سرحال و سرخوش داشتم از دانشگاه برمیگشتم رسیدم دم در خونَمون دیدم مامانم با خانم امیری همسایمون دارن صحبت میکنن سلام علیک کردم رفتم تو خونه (پسر خانم امیری آقا محمد رسول خواستگار منه چند روز پیش اومدن اجازه گرفتن که بیان خواستگاری حالا این آقا محمدرسول خدمات کامپیوتری داره سیستم مام روشن نمیشد نگو بابام صبح رفته بهش گفته بی زحمت برو ی نگاه به سیستم بچه ها بنداز)رفتم تو شروع کردم به خوندن با اون صدا خوشگلم آخ داراخ داخ داخ عاشقشم من آخ آخ .. آها اها...همین روزا میخرم واسش یه دونه بنزِ می باخ ...همراه با حرکات موزون رفتم سر یخچال یه خیار برداشتم در حال خوردن میخوندم مجنون من اونه که واسم زندگی سازه اووووووو حالا از خودم صدا درمیووردم مثلا ریتمه آهنگه. برای دل تنگم بخدا شور نیازه (حرکت موزون) ناز نفسمممممممم همه عالمو آدم میدونن چقدر میخوامش دلم پیش تموم آدما بهش میناززززززززززه رسیدم در اتاق یعنی خــــــــاک تو سرم یه حرکت خفن کردم این آدمای حرفه ای هستن تِکنو میزنن از دست و پاشون موج میره از اون حرکتا انجام دادم در حین انجام کیفو پرت کردم تو اتاق دیدم اووووووووه محمدرسول داره ریز میخنده اول شوکه شدم خیار تو دهنمو قورت دادم گفتم سلام...
محمدرسول:اومد جواب سلام بده پُفففففففففففففففففففففففففففف زد زیر خنده پخش زمین شد غش کرده بود اَ خنده.
مُردم از خجالت سریع صحنه رو ترک کرد�
فکر کنم محمدرسول الان با خودش میگه خوب شد قبل از ازدواج فهمیدم دختره دیوونه اس :)
خجالتی نیستم ولی تو بیان نظرات و احساساتم انقد محافظهکارم که اون حزب محافظهکار امریکا هم بعضی وقتها زنگ میزنه میگه حاجی پشمام.
پلاستیک سوزوندم،مامانم اومد گفت بوی چی میاد؟تریاک میکشی؟
گفتم چطور به این سن فرق پلاستیک وتریاک نمیدونی،زد توگوشم گفت توچرا فرقشون رو میدونی
- اگر به تو بگویند فقط چند روز دیگر زندهای چه میکنی؟
+ منظورت را نمیفهمم.
- فرض کن سرطان گرفتهای یا ایدز یا بیماری دیگری از این قبیل و میدانی فقط مدت کمی زنده خواهی ماند.
+ آدم اگر عاقل باشد همه حساب و کتابها را کنار میگذارد و بقیه عمرش را خوشگذرانی میکند.
- یکی بود که همین کار را کرد. هر چه داشت فروخت. همه پولهایش را به باد داد. مسافرت، بهترین غذاها، بهترین هتلها، زیباترین زنها. بعد میدانی چه اتفاقی افتاد؟ ناگهان راه علاج پیدا شد. حالا میتوانست به زندگی ادامه بدهد اما دیگر چیزی برایش باقی نمانده بود. همه چیز را باید از صفر شروع میکرد. و بدتر از همه اینکه تازه فهمیده بود زندگی یعنی چه