اونقدر دستامو شستم 18و81دستم پاک شد بعد باماژیک از دوباره کشیدم
اونقدر دستامو شستم 18و81دستم پاک شد بعد باماژیک از دوباره کشیدم
قبول دارید هممون گاهی اوقات کارایی انجام دادیم(مخصوصا ایام طفولیت)الان که بهشون فکر میکنیم برای این خنگ بودنمون دوست داریم سرمون رو بکوبیم به دیوار=_=
امروز رفتم نمایشگاه ماشین یه مازراتی دیدم خییییلی خوشم اومد ایشال... حقوق این ماهمو که گرفت�
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه تاکسی میگیرم میرم دوباره میبینمش^_^
جوونای قدیم تو سی سالگی دو تا خانواده رو نون میدادن.الان طرف با سی سال سن میگه کاش دوست دخترم برا تولدم پی اس فور بخره.
تو کوچه خلوت سرعتمو زیاد کرد�
از دختر جلوییم جلو بزن�
احساس امنیت کنه
یهو دیدم اونم سرعتشو زیاد کرد
من دویدم یهو اونم دوید داد زد کمک کمک
ملت روانی شدن بخدا
پاشدم رفتم آشپزخونه گفتم ددی پس چرا امروز پنکیک و آب پرتغال نداریم ؟
بابام گفت گوهاتو که خوردی چایی دم کن ....
:/
یه روز تو مدرسمون دعوا شد ، اون گفت تو(خطاب به طرف مقابل) هنوز نمیدونی طلا عنصر یا اتم!! اون یکی بهش گفت خودتم نمیدونی!!! هیچی دیگه قانع شد رفت :)))))) |:
وقتی می پرسی چیزی می خوریین؟
اونی که میگه:من یکی دو لقمه باهات می خورم ...
جدا موجود ترسناکیه...
تَوینی نَگوز چیست...؟
.
.
.
.
شاید بگویید که خطاب به شخصی است.
.
.
.
.
اما نه
تَوینی نَگوز سوتی خواهر من موقع خواندن روی جعبه چای توینینگز است
.
.
من سرمو به کجا بکوبم ؟؟؟؟ x__x
اگه فکر می کنید بعد کنکور دادن میتونید به خیلی از آرزوهاتون برسید
همین الان با همون کتابا خودتونو آتیش بزنید
اقا من کاری ندارم که بابام تا ما کولرو روشن میکنیم خاموش میکنه :-V
با اینم کار نداریم که تا در یخچالو باز میکنیم بهمون میگه باز بخور باز بخور باززززبخووووور..!!!
من هر وقت تو این گرما پنکه روشن میکنم بابام میگه
رو چند گذاشتی مفت خووووور
یکی کم میکنه
یه روز از دستی الکی درجه ی پتکه رو بوردم رو 1و شریع برگردوندم رو 0 بابام داشت تلوزیون نگاه میکرد و بدون اینکه نگاه کنه تا صدای تلیک پنکه رو شنید
پاشد رفت یه درجه کم کرد
اما این بار شانس با ما رو بود !!"
چون پنکه رو 0بود یه درجه که کم کرد ازون ور برگشت رو 5
الان دارم حآاااآاآاآاآالللللل میکنم جاتون خالی
به بعضیا باید گفت من چشم میزارم تو فقط برو گمشو
والا~_~
هر وقت با خودت میگی: دیگه امکان نداره اوضاع از اینی که هست بدتر بشه، یه فاجعه میزنه رو شونهت و میگه «گه نخور» من اومد�
فعلا تنها پیش بینی که واسه ایندم دارم
اینکه میدونم بعد تابستون پاییزه:|
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.
یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !
زنگ زدم به ۱۲۱ گفتم برق کوچه ما یه ساعته قطعه ولی اون ور خیابون برق داره گفت ۵ دقیقه دیگه حل میشه
۵دقیقه بعد برق اون ور خیابونم قطع کردن
اخه یکی نیست به این کرونا بگه ما خودمون داریم از ایران میریم توداری کجا میای اخه•-•
دوستی تعریف میکرد: مراسم ختم پدر بزرگم بودم. همه گریه و زاری :((( یکی گفت بذارید تلویزیون رو روشن کنم حال و هوامون عوض شه. خلاصه تلویزیونو روشن میکنن و پیام های بازرگانی پخش میشه. میرسه به تبلیغ تعویض تو سه سوت بوم بوم بوم. نبودید ببینید همه چطوری هلیکوپتری میزدن D::::: بعدش که تبلیغ جدید رب تبرک و نودل ریوا پخش شد ، همه دیدن پدر بزرگ هم از قبر در اومده بود داشت بندری میرقصید :)))))))))) و این داستان ادامه داشت تا وقتی که دو دقیقه سریال پخش شد!!
خدا جون واسه همه سوژه های خوشتیپ و خوشگل می فرستی ایمانشونو امتحان کنی واسه من پشه میفرستی اعصابمو تست کنی-_-?!
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﭘﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ :
ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .