تاریخ انتشار : بهمن 1392
خدایا شکرت...
صدای باران را میشنوم...
گرمای خانه را حس میکنم...
خوانواده ام را میبینم...
نفس میکشم.......دعا میکنم.....نماز میخوانم....من زنده ام ..دنیا همین است
برای من بس است چشمهای مادرم
دستهای عطراگین پدرم....عطر تلاش...عطر خاک میخواهم برای لباس های خاکی اش بمیرم♥♥











.gif)
.gif)